English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
frontal bone استخوان پیشانی
Search result with all words
frontomalar bone استخوان پیشانی وگونه
prefrontal واقع در جلو استخوان پیشانی جلو مغزی
Other Matches
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
green stick شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
osteotomy برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
astragalus استخوان قوزک یا اشتالنگ استخوان کعب
syynostosis ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی
zygoma استخوان قوس وجنه استخوان گونه
condyle مهره استخوان- برامدگی استخوان
ischium استخوان ورک استخوان نشیمنگاهی
periosteum پوشش استخوان ضریع استخوان
occiput استخوان قمحدوه استخوان پس سر
vomer استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
haffit پیشانی
fascia پیشانی
brows پیشانی
haffet پیشانی
frontal پیشانی
brow پیشانی
front view پیشانی
foreheads پیشانی
forehead پیشانی
face پیشانی
faces پیشانی
foreheand پیشانی
front face پیشانی
fascias پیشانی
sinciput پیشانی
entablature پیشانی در معماری
riser پیشانی پله
metopic وابسته به پیشانی
head lamp چراغ پیشانی
head band پیشانی بند
crownet پیشانی بند
retreating forehead پیشانی تو رفته
headband پیشانی بند
prefrontal پیش پیشانی
coronets پیشانی بند
coronet پیشانی بند
frontlet پیشانی بند
headbands پیشانی بند
frontal lobe قطعه پیشانی
kotow پیشانی برخاک نهادن
to knock head پیشانی برخاک نهادن
frontomalar مربوط به پیشانی وگونه
frontal association area منطقه ارتباطی پیشانی
faces پیشانی جنگی گلنگدن
shim خط سفید پیشانی اسب
face پیشانی جنگی گلنگدن
beetle brow پیشانی پیش امده
bevelled edge weld جوش درز پیشانی
kowtow پیشانی برخاک نهادن
foretop کاکل موی پیشانی
prefrontal cortex قشر پیش پیشانی
frontal lobe syndrome نشانگان قطعه پیشانی
kow-tows پیشانی بر زمین نهادن
corsa [پیشانی در گچ بری سر ستونها]
white face جانور پیشانی سفید
frontonasal مربوط به پیشانی وبینی
kow-tow پیشانی بر زمین نهادن
kow-towed پیشانی بر زمین نهادن
kow-towing پیشانی بر زمین نهادن
nasofrontal وابسته به بینی و پیشانی
forelocks کاکل موی پیشانی
forelock کاکل موی پیشانی
frontlet پیشانی اسب وغیره
phylactery پیشانی بند وباز وبند
sinus درون حفرههای پیشانی وگونه ها
sinuses درون حفرههای پیشانی وگونه ها
breech head پیشانی جنگی گلنگدن یا کولاس
glabella برامدگی پیشانی میان دو ابرو
front خط اول میدان رزم پیشانی
diadem سربندیا پیشانی بند پادشاهان
fronting خط اول میدان رزم پیشانی
diadems سربندیا پیشانی بند پادشاهان
frisette حلقه زلف روی پیشانی زنانfrieze
architrave-cornice [پیشانی ستون بدون حاشیه ی تزئینی]
lovelock طره زلف روی پیشانی یا شقیقه
kow-tow زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
to knock head چیزی که عبارت ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
kow-tows زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
kow-towed زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
kow-towing زانو زدن و پیشانی را بر زمین قرار دادن
kowtow سجودچینی که عبارت است ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
head space فاصله بین پیشانی جنگی گلنگدن و انتهای لوله
kotow سجودچینی که عبارت است ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
english toy spaniel نوعی سگ پشمالوی دارای پیشانی برامده وبینی روبه بالا
dentil-band [بخش مستطیلی شکلی از لایه ی گچ بری شده در قسمتی از پیشانی سرستون]
To be very conspicuous . To stick out a mile . To be a marked person . مثل گاو پیشانی سفید بودن ( انگشت نما ومشخص بودن )
boneless بی استخوان
ossicle استخوان چه
osteotome استخوان بر
natchbone استخوان
fleshy بی استخوان
bones استخوان
bone استخوان
boning استخوان
tarsus استخوان مچ پا
jawbone استخوان فک
jawbones استخوان فک
fleshiest بی استخوان
fleshier بی استخوان
boned استخوان
huckle bone استخوان لگن
malleolus استخوان غوزک
merrythought استخوان جناغ
huckle bone استخوان چاربند
shinbone استخوان قلم پا
maxillary bone استخوان ارواره
malleus استخوان چکشی
malar bone استخوان گونه
luxation در رفتگی استخوان
incus استخوان سندانی
innominate bone استخوان بی نام
ilium استخوان حرقفی
osteogenesis تشکیل استخوان
hyperostosis برامدگی استخوان
kneepan استخوان کشگک
knucklebone استخوان قوزک
the humeral bone استخوان عضد
hyoid bone استخوان لامی
the humeral bone استخوان بازو
humeeerus استخوان عضد
humeeerus استخوان بازو
illium استخوان حرقفی
hollownes پوکی استخوان
bonemeal گرد استخوان
zygomatic استخوان گونه
ungual bone استخوان ناخنی
thighbone استخوان ران
thigh bone استخوان ران
temporal bone استخوان گیجگاه
tarsometatarsus استخوان مچ پاواستخوان کف پا
talus استخوان قاپ
stirrup bone ;stirrup bone استخوان رکابی
stapes استخوان رکابی
spillikin ریزه استخوان
skelton استخوان بندی
shacklebone استخوان قاپ
bonemeal استخوان کوبیده
bonemeal آرد استخوان
metacarpal استخوان کف دست
carcass استخوان بندی
carcse استخوان بندی
To set a bone. استخوان جا انداختن
skull and crossbones جمجمه و دو استخوان
shacklebone استخوان مچ دست
scroll bone استخوان فرفرهای
scaular استخوان شانه
osteoma ورم استخوان
osteology استخوان شناسی
osteologist استخوان شناس
osteoid استخوان وار
osteography شرح استخوان ها
osteogenesis پیدایش استخوان
osteitis اماس استخوان
osteitis ورم استخوان
osteal شبیه استخوان
ossific استخوان ساز
os pubis استخوان شرمگاه
orthopedics جراحی استخوان
occipital bone استخوان قمحدوه
osteomalacia نرمی استخوان
osteomalacia ملاست استخوان
xyster استخوان تراش
scalping iron استخوان تراش
sacrum استخوان خاجی
reckets ملاست استخوان
reckets استخوان نرمی
reckets نرمی استخوان
raspatory استخوان ساب
raspatory استخوان تراش
pubis استخوان شرمگاه
parietal استخوان اهیانه
palating استخوان کام
ostosis استخوان سازی
navicular bone استخوان زورقی
barebone استخوان خالی
femur استخوان ران
fractures شکستگی استخوان
fracturing شکستگی استخوان
jawbone استخوان ارواره
femora استخوان ران
pith مخ استخوان اهمیت
jawbones استخوان ارواره
rickets نرمی استخوان استخوان نرمی
dislocation دررفتگی استخوان
funny bones استخوان ارنج
funny bone استخوان ارنج
fractured شکستگی استخوان
fracture شکستگی استخوان
baleen استخوان نهنگ
anvil bone استخوان سندانی
anklebone استخوان قوزک
bone marrow مغز استخوان
ankle bone استخوان قوزک
marrow مغز استخوان
aitch bone استخوان کفل
marrows مغز استخوان
kneecap استخوان کشگک
kneecaps استخوان کشگک
cartilage نرمه استخوان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com