English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
tropology استعاره سازی
Other Matches
mysticalness استعاره
metaphors استعاره
figure of speech استعاره
conceit استعاره
torpe استعاره
metaphor استعاره
similes استعاره تشابه
kenning نوعی استعاره
trope مجاز استعاره
conceited غرور استعاره
simile استعاره تشابه
metaphors صنعت استعاره کنایه
metaphor صنعت استعاره کنایه
simile [rhetorical figure of speech] تشبیه [استعاره ] [گفتار لفظی]
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
individualizing تک سازی
flection خم سازی
flooring کف سازی
padding له سازی
stylization مد سازی
individualizes تک سازی
individualized تک سازی
individualised تک سازی
idolization بت سازی
local anasthesia سر سازی
repk lection پر سازی
retortion خم سازی
retortion کج سازی
truncation بی سر سازی
individualises تک سازی
individualising تک سازی
individuation تک سازی
individualization تک سازی
pavement کف سازی
compaction تو پر سازی
deflexion خم سازی
pavements کف سازی
bridge building پل سازی
individualize تک سازی
bridgework پل سازی
humanization مردمی سازی
fading محو سازی
miniaturization کوچک سازی
nationalization ملی سازی
enrichment غنی سازی
exclusion محروم سازی
pacification ارام سازی
bookbinding کتاب سازی
insulate عایق سازی
insulates عایق سازی
insulating عایق سازی
substructures زیر سازی
neutralization خنثی سازی
substructure زیر سازی
industrialization صنعتی سازی
latticing شبکه سازی
levigation نرم سازی
machine building ماشین سازی
machicolation مزغل سازی
illuminations روشن سازی
illumination روشن سازی
metabolic سوخت و سازی
secretion پنهان سازی
synchronizing همزمان سازی
integration مجتمع سازی
cooling خنک سازی
doping ناخالص سازی
mythopoetic اساطیر سازی
liquefaction ابگونه سازی
magnifcation بزرگ سازی
brewing ابجو سازی
incavation پوک سازی
irksomeness کسل سازی
inceration موم سازی
manifestation اشکار سازی
invalidation باطل سازی
inurement معتاد سازی
intensification پر قوت سازی
inspissation غلیظ سازی
inculcation جایگیر سازی
refreshments تازه سازی
infuriation خشمگین سازی
refreshment تازه سازی
inflexion خم سازی خمیدگی
inebriation مست سازی
strangling خفه سازی
floors کف سازی کردن
individualization منفرد سازی
irreticence فاش سازی
impregnation ابستن سازی
wearisomeness کسل سازی
neutralization بی اثر سازی
lapidification سنگ سازی
equating هم ارز سازی
reclamation اباد سازی
bedding ثابت سازی
bedding محکم سازی
bedding کف سازی بسترسازی
beautification زیبا سازی
lapidation سنگسار سازی
landscape painting منظره سازی
fitting جفت سازی
lancination پاره سازی
formulation قاعده سازی
seduction گمراه سازی
lancination مجروح سازی
lamponery هجونامه سازی
individualization فرد سازی
malting مالت سازی
nonlinear optimization بهینه سازی
forgery سند سازی
forgeries صورت سازی
forgeries سند سازی
solutions چاره سازی
solution چاره سازی
forgery صورت سازی
discolourment بدرنگ سازی
obliteration پاک سازی
obscuration تیره سازی
reductions ساده سازی
reduction ساده سازی
ostosis استخوان سازی
roofing سقف سازی
implementation پیاده سازی
optimality بهینه سازی
optimization بهینه سازی
stripping برهنه سازی
panel work تنکه سازی
paneling قاب سازی
panification نان سازی
paralysation فلج سازی
paralyzation فلج سازی
pattern making نمونه سازی
pattern making مدل سازی
pedogenesis جلگه سازی
peneplanation دشت سازی
vaporization بخار سازی
paling نرده سازی
extinction خاموش سازی
optimize بهینه سازی
optometry عینک سازی
curtailment کوتاه سازی
mutilation معیوب سازی
separating جدا سازی
abbreviations کوته سازی
abbreviation کوته سازی
replacements جانشین سازی
replacement جانشین سازی
overconditioning پرشرطی سازی
oblieration پاک سازی
relocation جابجا سازی
milling ارد سازی
microminiaturization ریز سازی
wording عبارت سازی
microsoft بهنگام سازی
minimalization کمینه سازی
minimization کمینه سازی
miseenscene صحنه سازی
modeller قالب سازی
mortar mixing ملات سازی
oscillations نوسان سازی
oscillation نوسان سازی
packing فشرده سازی
displacement جانشین سازی
depletion تهی سازی
assimilation همگون سازی
assimilation درون سازی
manumission ازاد سازی
smoothing صاف سازی
arching طاق سازی
materialization مادی سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com