English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
capacities استعداد مقام
capacity استعداد مقام
Other Matches
average strength استعداد پرسنلی متوسط میانگین استعداد پرسنلی
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
embassage مقام سفارت مقام ایلچی سفارت
property استعداد
talent استعداد
turns استعداد
turn استعداد
talents استعداد
liability to disease استعداد
cabiler استعداد
aptness استعداد
susceptibility استعداد
amplitude استعداد
talented استعداد
simpleminded کم استعداد
aptitude استعداد
parted با استعداد
capacity استعداد
gifted با استعداد
susceptivity استعداد
talentless بی استعداد
ungifted بی استعداد
ingenuity استعداد
capacities استعداد
gormless کم استعداد
endowments استعداد
endowment استعداد
potentiality استعداد
capability استعداد
aptitudes استعداد
potentialities استعداد
unintelligent بی استعداد
verve استعداد
geniuses استعداد
genius استعداد
predispostion استعداد
brilliance استعداد
inapt بی استعداد
risible faculty استعداد خنده
capacities گنجایش استعداد
strength استعداد رزمی
tendencies توجه استعداد
capability استعداد پیشرفت
tendency توجه استعداد
liability بدهکاری استعداد
imitativeness استعداد تقلید
liabilities بدهکاری استعداد
indisposedness عدم استعداد
sconce جمجمه استعداد
arts استعداد استادی
reproductivity استعداد تولید
cleverest باهوش با استعداد
cleverer باهوش با استعداد
strengths استعداد رزمی
caliber گنجایش استعداد
clever باهوش با استعداد
reproductivity استعداد هم اوری
resistibility استعداد مقاومت
command strength استعداد یکان
division slice استعداد لشگری
palooka بوکسور بی استعداد
occupational aptitude استعداد شغلی
end strength استعداد نهایی
mechanical aptitude استعداد فنی
frost susceptibility استعداد یخزدگی
art استعداد استادی
capable با استعداد صلاحیتدار
aptitude test ازمون استعداد
aptitude tests ازمون استعداد
artistry استعداد هنرپیشگی
cleverness هوشیاری استعداد
shifts نوبتی استعداد
shift نوبتی استعداد
scholastic aptitude استعداد تحصیلی
flair استعداد خصیصه
academic aptitude استعداد تحصیلی
artistic aptitude استعداد هنری
indisposition عدم استعداد
authorized strength استعداد مجاز
capacity گنجایش استعداد
child prodigy بچهبا استعداد
indispositions عدم استعداد
shifted نوبتی استعداد
war strenght استعداد جنگی
physical aptitude test ازمون استعداد جسمانی
gifted موید شخص با استعداد
peak strenght حداکثر استعداد مجاز
potentialize دارای استعداد کردن
flatlander موج سوار کم استعداد
natural مسلم استعداد ذاتی
differential aptitude tests ازمونهای تشخیص استعداد دی ا تی
effective strength استعداد رزمی موثر
gift استعداد پیشکش کردن
gifts استعداد پیشکش کردن
fabllibility استعداد خطا کردن
gifts دارای استعداد کردن
manpower cieling سطح استعداد پرسنل
habiliment جامه استعداد فکری
talent for musics استعداد یا ذوق موسیقی
potentially با داشتن استعداد نهانی
reduced strenght حداقل استعداد جنگی
scholastic aptitude test ازمون استعداد تحصیلی
versatile دارای استعداد و ذوق
vocational aptitude test ازمون استعداد شغلی
level of strength سطح استعداد رزمی
level of strength میزان استعداد رزمی
attack size استعداد وسایل درگیر در تک
able با استعداد صلاحیت دار
allotropy استعداد تغییر و تبدیل
accountable strength استعداد قابل توجه
naturals مسلم استعداد ذاتی
the talnet of the country مردم با استعداد کشور
gift دارای استعداد کردن
accountable strength استعداد قابل محاسبه
knack صدای شلاق استعداد
potential دارای استعداد نهانی پتانسیل
faculties استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
potentialities عاملیت بالفعل استعداد نهانی
faculty استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
potentiality عاملیت بالفعل استعداد نهانی
means end capacity استعداد درک وسیله- هدف
rhymester شاعربی استعداد وکم مایه
self rating تعیین میزان استعداد خود
Iranians have a gift of tongues. ایرانیها استعداد زبان دارند
battle bill فهرست استعداد رزمی ناو
strength قدرت رزمی استعداد نفری
strengths قدرت رزمی استعداد نفری
personnel ceiling سقف استعداد مجاز پرسنلی
peace time complement استعداد مجاز زمان صلح
edacity استعداد خوردن شکم پرستی
peace time establishment جدول استعداد مجاز زمان صلح
seashore musical ability tests آزمون های استعداد موسیقی سیشور
authorized strength of theater استعداد مجاز صحنه عملیات از نظر پرسنلی
minnesota clerical aptitude test ازمون استعداد امور دفتری مینه سوتا
green thumb استعداد و قدرت فوق العاده درپروراندن گیاهان
rimester قافیه ساز شاعر بی استعداد وکم مایه شاعرک
one's light s نهایت کوشش را در حدودتوانایی یا استعداد خود بعمل اوردن
it is insusceptible of change اماده برای تغییر نسبت استعداد دگرگونی ندارد
manning level درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
authority مقام
place مقام
places مقام
opposite number هم مقام
stages مقام
rete مقام
functions مقام
functioned مقام
function مقام
stature مقام
placing مقام
stage مقام
settings مقام
eminence مقام
offices مقام
office مقام
connection مقام
connexions مقام
status مقام
setting مقام
pew مقام
pews مقام
standing مقام
foothole مقام
positioned مقام
paripassu هم مقام
equipotential هم مقام
pank مقام
stand مقام
eminency مقام
position مقام
first water بالاترین مقام
man of place صاحب مقام
officeholder شاغل مقام
in power صاحب مقام
kaiserdom مقام قیصر
peerage مقام سناتوری
peerages مقام سناتوری
defensive مقام تدافع
vice chancellor قائم مقام
vice-chancellor قائم مقام
vice-chancellors قائم مقام
locumtenens قائم مقام
knight errantry مقام سلحشوری
kingship مقام سلطنت
receivership مقام امانت
khediviate مقام خدیو
vizierate مقام وزارت
khedivate مقام خدیو
mastership مقام استادی
doctors of eminence پزشکان پر مقام
wardenship مقام ریاست
viziership مقام وزارت
attorneyship مقام وکالت
viscounty مقام ویکنت
colonelcy مقام سرهنگی
subsitute قائم مقام
shrievalty مقام ومنصب
senatorship مقام سناتوری
placer مقام دار
see of rome مقام پاپ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com