English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 134 (6 milliseconds)
English Persian
use استعمال
uses استعمال
application استعمال
applications استعمال
expenditure استعمال
employment استعمال
Other Matches
smoke استعمال دود استعمال دخانیات
smokes استعمال دود استعمال دخانیات
radiologists متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
usages استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
radiologist متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
usage استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
disuse عدم استعمال ترک کردن ترک استعمال
abused بد استعمال کردن
telescopy فن استعمال دوربین
abused سوء استعمال
riflery استعمال تفنگ
abuse سوء استعمال
abuse بد استعمال کردن
tutoyer استعمال کردن
overuse استعمال مفرط
misapplication سوء استعمال
misusage سوء استعمال
usages عرف استعمال
abuses بد استعمال کردن
abuses سوء استعمال
desuetude عدم استعمال
cranage استعمال جرثقیل
ill usage سوء استعمال
bilinguality استعمال دوزبان
bilingualism استعمال دوزبان
ill use بد استعمال کردن
usages نحوه استعمال
usage نحوه استعمال
usage عرف استعمال
misapplication استعمال بیجا
law of use قانون استعمال
using استعمال مصرف
abusing سوء استعمال
abusing بد استعمال کردن
employs استعمال کردن
abusive سوء استعمال
applications موارد استعمال
applying استعمال کردن
apply استعمال کردن
applies استعمال کردن
exercises استعمال کردن
exercised استعمال کردن
exercise استعمال کردن
smoking استعمال دخانیات
graphics فن استعمال نمودار
application موارد استعمال
uses استعمال مصرف
use استعمال مصرف
overkill استعمال بیش از حد
nicotian دود استعمال کن
employ استعمال کردن
employed استعمال کردن
unworn استعمال نشده
use value ارزش استعمال
user cost هزینه استعمال
employing استعمال کردن
disuse عدم استعمال
maltreatment سوء استعمال
value in use ارزش استعمال
no smoking allowed استعمال دخانیان ممنوع
outward application استعمال برونی یا خارجی
nicotian استعمال کننده دخانیات
law of disuse قانون عدم استعمال
mitring استعمال تاج اسقفی
vernacularism استعمال زبان محلی
mitering استعمال تاج اسقفی
malapropism سوء استعمال کلمات
The habit of smoking. عادت به استعمال دخانیات
dosage مقدار استعمال دارو
users استعمال کننده کاربر
dosages مقدار استعمال دارو
catachresis استعمال غلط کلمه
user استعمال کننده کاربر
telescopist متخصص استعمال دوربینهای نجومی
symbolization استعمال علائم ونشانهای رمزی
neology استعمال واژه یااصطلاح جدید
sesquipedalian معتاد به استعمال لغات دراز
purism افراط در استعمال صحیح الفاظ
periphrasis استعمال واژه ها وعبارات زائد
oxymoron استعمال کلمات مرکب متضاد
deverbative بصورت مشتق استعمال شده
oxymoron استعمال کلمات مرکب ضدونقیض
abjectival use of a noun استعمال اسمی به طور صفت
incompatible غیر قابل استعمال با یکدیگر
instrumentation تنظیم اهنگ استعمال الت
holophrastic استعمال کننده کلمه قصار
dump موادی که موقتا برای استعمال انبارمیشود
abstinence ریاضت پرهیز از استعمال مشروبات الکلی
teetotalism پیروی از اصل منع استعمال مسکرات
abstemious مخالف استعمال مشروبات الکلی پرهیزکار
smoker واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
teetotaler طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
smokers واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
to smoke oneself sick از بسیاری استعمال دخانیات ناخوش شدن
malapropism استعمال غلط وعجیب وغریب لغات
teetotaller طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
junkie استعمال کنندهء هروئین و مواد مخدره
junkies استعمال کنندهء هروئین و مواد مخدره
utilization به کار بردن استعمال در دسترس قراردادن
non abstainer کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
teetotallers طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
wear and tear از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
abstainer پرهیزگار کسیکه از استعمال مسکرات پرهیز دارد
zoomorphism استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
joint جای کشیدن تریاک با استعمال نوشابه لولا
purist شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
nicotinism مسمویت از نیکتین در نتیجه استعمال زیاد تنباکو
purists شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
petroleur کسیکه با استعمال نفت اتش سوزی راه می اندازد
lupulin خاکه تلخه که بعنوان داروی مسکن استعمال میشود
I dont smoke at all. اهل دود نیستم ( دخانیات استعمال نمی کنم )
adoption اقتباس استعمال لغت بیگانه بدون تغییر شکل آن
jake leg فلجی که به علت استعمال مشروبات الکلی ایجاد میشود
the word is sanctioned by use کثرت استعمال این واژه راجزواژههای درست دراورده است
euphuism انشاء پرتصنع و مغلق فصاحت فروشی یا استعمال صنایع لفظی
hendiadys عطف دوکلمه بجای استعمال صفت وموصوف مانندپیالههای زرین
amphetamines مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
amphetamine مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
phonetician متخصص استعمال علائم وحروف خاصی برای نشان دادن طرزتلفظ کلمات صوت شناس
euphemism استعمال کلمهء نیکو و مطلوبی برای موضوع یا کلمهء نامطلوبی
euphemisms استعمال کلمهء نیکو و مطلوبی برای موضوع یا کلمهء نامطلوبی
periphrastic conjugation صرف افعال با استعمال غیرضروری فعلهای معین بجای ساده صرف کردن
euphemize استعمال کلمهء نیکو بجای کلمهء زشت
handle رفتار کردن استعمال کردن
handles رفتار کردن استعمال کردن
use استفاده کردن استعمال کردن
uses استفاده کردن استعمال کردن
an حرف a در جلو حروف صدادار و جلو حرف Hبصورت an استعمال میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com