Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
use
استعمال مصرف
uses
استعمال مصرف
using
استعمال مصرف
Other Matches
smokes
استعمال دود استعمال دخانیات
smoke
استعمال دود استعمال دخانیات
radiologists
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologist
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
usages
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usage
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
average propensity to consume
میل متوسط به مصرف نسبتی از درامد که به مصرف اختصاص می یابد
diminishing utility
اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
consumer logistics
امور امادی مصرف کنندگان مصرف کالا و اماد
disuse
عدم استعمال ترک کردن ترک استعمال
power consumer
مصرف انرژی مصرف توان
margin propensity to consume
تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد
use
استعمال
expenditure
استعمال
applications
استعمال
uses
استعمال
employment
استعمال
application
استعمال
tutoyer
استعمال کردن
employed
استعمال کردن
bilinguality
استعمال دوزبان
maltreatment
سوء استعمال
employ
استعمال کردن
disuse
عدم استعمال
bilingualism
استعمال دوزبان
abuses
بد استعمال کردن
overuse
استعمال مفرط
telescopy
فن استعمال دوربین
misapplication
استعمال بیجا
usages
نحوه استعمال
abused
بد استعمال کردن
employing
استعمال کردن
employs
استعمال کردن
user cost
هزینه استعمال
value in use
ارزش استعمال
abusing
سوء استعمال
abusing
بد استعمال کردن
abuses
سوء استعمال
abuse
سوء استعمال
abuse
بد استعمال کردن
overkill
استعمال بیش از حد
usage
عرف استعمال
usage
نحوه استعمال
usages
عرف استعمال
abused
سوء استعمال
unworn
استعمال نشده
riflery
استعمال تفنگ
use value
ارزش استعمال
nicotian
دود استعمال کن
apply
استعمال کردن
exercises
استعمال کردن
law of use
قانون استعمال
graphics
فن استعمال نمودار
exercise
استعمال کردن
applies
استعمال کردن
applying
استعمال کردن
application
موارد استعمال
applications
موارد استعمال
cranage
استعمال جرثقیل
desuetude
عدم استعمال
abusive
سوء استعمال
exercised
استعمال کردن
misapplication
سوء استعمال
misusage
سوء استعمال
ill use
بد استعمال کردن
smoking
استعمال دخانیات
ill usage
سوء استعمال
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
users
استعمال کننده کاربر
user
استعمال کننده کاربر
dosages
مقدار استعمال دارو
no smoking allowed
استعمال دخانیان ممنوع
dosage
مقدار استعمال دارو
law of disuse
قانون عدم استعمال
catachresis
استعمال غلط کلمه
malapropism
سوء استعمال کلمات
vernacularism
استعمال زبان محلی
mitering
استعمال تاج اسقفی
mitring
استعمال تاج اسقفی
outward application
استعمال برونی یا خارجی
The habit of smoking.
عادت به استعمال دخانیات
nicotian
استعمال کننده دخانیات
symbolization
استعمال علائم ونشانهای رمزی
deverbative
بصورت مشتق استعمال شده
abjectival use of a noun
استعمال اسمی به طور صفت
telescopist
متخصص استعمال دوربینهای نجومی
neology
استعمال واژه یااصطلاح جدید
oxymoron
استعمال کلمات مرکب ضدونقیض
oxymoron
استعمال کلمات مرکب متضاد
instrumentation
تنظیم اهنگ استعمال الت
periphrasis
استعمال واژه ها وعبارات زائد
purism
افراط در استعمال صحیح الفاظ
sesquipedalian
معتاد به استعمال لغات دراز
incompatible
غیر قابل استعمال با یکدیگر
holophrastic
استعمال کننده کلمه قصار
teetotaller
طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
utilization
به کار بردن استعمال در دسترس قراردادن
smokers
واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
smoker
واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
abstemious
مخالف استعمال مشروبات الکلی پرهیزکار
to smoke oneself sick
از بسیاری استعمال دخانیات ناخوش شدن
teetotallers
طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
wear and tear
از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
abstinence
ریاضت پرهیز از استعمال مشروبات الکلی
non abstainer
کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
teetotalism
پیروی از اصل منع استعمال مسکرات
junkies
استعمال کنندهء هروئین و مواد مخدره
dump
موادی که موقتا برای استعمال انبارمیشود
junkie
استعمال کنندهء هروئین و مواد مخدره
malapropism
استعمال غلط وعجیب وغریب لغات
teetotaler
طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
zoomorphism
استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
nicotinism
مسمویت از نیکتین در نتیجه استعمال زیاد تنباکو
purists
شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
abstainer
پرهیزگار کسیکه از استعمال مسکرات پرهیز دارد
purist
شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
joint
جای کشیدن تریاک با استعمال نوشابه لولا
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
I dont smoke at all.
اهل دود نیستم ( دخانیات استعمال نمی کنم )
jake leg
فلجی که به علت استعمال مشروبات الکلی ایجاد میشود
petroleur
کسیکه با استعمال نفت اتش سوزی راه می اندازد
adoption
اقتباس استعمال لغت بیگانه بدون تغییر شکل آن
lupulin
خاکه تلخه که بعنوان داروی مسکن استعمال میشود
hendiadys
عطف دوکلمه بجای استعمال صفت وموصوف مانندپیالههای زرین
euphuism
انشاء پرتصنع و مغلق فصاحت فروشی یا استعمال صنایع لفظی
the word is sanctioned by use
کثرت استعمال این واژه راجزواژههای درست دراورده است
amphetamine
مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
amphetamines
مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
phonetician
متخصص استعمال علائم وحروف خاصی برای نشان دادن طرزتلفظ کلمات صوت شناس
waster
مصرف
good for nothing
بی مصرف
of no a
بی مصرف
otiose
بی مصرف
offtake
مصرف
wasteful
مصرف
income consumption curve
مصرف
overall consumption
مصرف کل
usage
مصرف
usages
مصرف
wasters
مصرف
aggregate consumption
مصرف کل
comsumption
مصرف
consumption possibility line
حد مصرف
consumption
مصرف
consumerism
مصرف
extravagant
مصرف
unemployed
بی مصرف
disposal
مصرف
expense
مصرف
wastes
بی مصرف
sodden
بی مصرف
expenditure
مصرف
waste
بی مصرف
mass consumption
مصرف انبوه
mass consumption
مصرف کلان
maximum power demand
مصرف حداکثر
national consumption
مصرف ملی
exploitation
[utilization]
مورد مصرف
optional consumption
مصرف اختیاری
induced consumption
مصرف تشویقی
induced consumption
مصرف القائی
inconsumable
مصرف نکردنی
utilisations
موارد مصرف
idle stock
موجودی بی مصرف
home use entry
اعلامیه مصرف
home consumption
مصرف داخلی
home consumption
مصرف خانگی
TAN
[Transaction authentication number]
رمز یکبار مصرف
high mass consumption
مصرف انبوه
per capita water consumption
مصرف سرانه اب
industrial consumption
مصرف صنعتی
usages
موارد مصرف
usage
مورد مصرف
using
مورد مصرف
utilizations
موارد مصرف
utilisation
[British]
مورد مصرف
utilization
مورد مصرف
irrigation consumption
مصرف ابیاری
internal power
مصرف داخلی
internal consumption
مصرف داخلی
recive
مصرف کنید
to use up
مصرف کردن
rival consumption
مصرف رقابتی
applicable
<adj.>
مصرف کردنی
suitable
<adj.>
مصرف کردنی
usable
<adj.>
مصرف کردنی
useful
<adj.>
مصرف کردنی
throw away
چیز بی مصرف
transitory consumption
مصرف گذرا
transitory consumption
مصرف انتقالی
unproductive consumption
مصرف بیهوده
utilizable
<adj.>
قابل مصرف
usage rate
نرخ مصرف
use up
مصرف کردن
consumerism
مصرف گرایی
throwaway
یکبار مصرف
ready use
اماده مصرف
ready for use
اماده مصرف
power consumption
مصرف قدرت
usable
<adj.>
قابل مصرف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com