Total search result: 201 (33 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
to lay hold on |
استفاده ازضعف کسی کردن |
|
|
Other Matches |
|
frailty |
نحیفی خطایی که ناشی ازضعف اخلاقی باشد |
frailties |
نحیفی خطایی که ناشی ازضعف اخلاقی باشد |
exploiting |
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن |
exploit |
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن |
exploits |
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن |
defect skipping |
روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است |
solenoid sweep |
پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید |
collective goods |
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود |
reed |
شانه [وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.] |
usage |
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن |
usages |
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن |
spoliation |
تحریف یا اخفا یا معدوم کردن یا سوء استفاده کردن از سند |
jobs |
کار مزدی کردن یک جا خریدن و به خرده فروش فروختن استفاده نامشروع کردن از |
junk |
پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود |
job |
کار مزدی کردن یک جا خریدن و به خرده فروش فروختن استفاده نامشروع کردن از |
cable weft |
پود ضخیم [بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند] |
fanned |
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات |
fan |
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات |
fans |
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات |
fanning |
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات |
seize |
اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن |
imposes |
تحمیل کردن اعمال نفوذ یا سوء استفاده کردن |
impose |
تحمیل کردن اعمال نفوذ یا سوء استفاده کردن |
seized |
اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن |
seizes |
اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن |
dead time |
زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود |
dead freight |
کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود |
operate |
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن |
operates |
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن |
operated |
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن |
vertical |
نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی |
idles |
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده |
idlest |
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده |
idle |
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده |
idled |
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده |
capacity |
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است |
free |
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است . |
capacities |
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است |
freed |
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است . |
freeing |
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است . |
frees |
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است . |
bitmap |
معرفی رویدادها یا استفاده از آرایه تک بیتی به عنوان تصویر یا شکل یا جدول وسایل استفاده شده و... |
fourth generation computers |
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند |
quad |
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند |
composite demand |
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی |
quads |
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند |
bands |
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند |
band |
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند |
ill treat |
سوء استفاده کردن ضایع کردن |
ieee |
که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود |
shareware |
نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد. |
to trade on |
سو استفاده کردن از |
to play upon |
سو استفاده کردن از |
to a. one self of |
استفاده کردن از |
to take a of |
استفاده کردن از |
utilises |
استفاده کردن از |
employed |
استفاده کردن |
put-upon |
استفاده کردن از |
put upon |
استفاده کردن از |
utilizing |
استفاده کردن از |
employs |
استفاده کردن |
utilize |
استفاده کردن از |
utilizes |
استفاده کردن از |
utilised |
استفاده کردن از |
employ |
استفاده کردن |
to make much of |
استفاده کردن از |
employing |
استفاده کردن |
utilising |
استفاده کردن از |
to make use of |
استفاده کردن از |
exerciser |
وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید |
duplexes |
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود |
duplex |
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود |
joint tenants |
در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد |
common use |
مورد استفاده عمومی استفاده مشترک |
misusing |
سوء استفاده کردن از |
trade on |
سوء استفاده کردن از |
to tread on somebody's foot <idiom> |
از کسی سو استفاده کردن |
use |
مصرف استفاده کردن |
use up <idiom> |
استفاده کامل کردن |
uses |
مصرف استفاده کردن |
impose upon |
سوء استفاده کردن از |
exercise one's veto |
از حق وتو استفاده کردن |
do up |
اماده استفاده کردن |
to work out |
منتهای استفاده را کردن از |
solarize |
استفاده کردن از نورافتاب |
with open arms <idiom> |
با گرمی استفاده کردن |
misuses |
سوء استفاده کردن از |
misuse |
سوء استفاده کردن از |
strains |
سوء استفاده کردن از |
make much of |
استفاده زیاد کردن از |
take advantage |
سوء استفاده کردن از |
strain |
سوء استفاده کردن از |
to seize the opportunity |
ازموقع استفاده کردن |
play on |
سوء استفاده کردن از |
misused |
سوء استفاده کردن از |
To take advantage of an opportunity. |
از فرصت استفاده کردن |
reuse |
دوباره استفاده کردن |
to profit by the accasion |
از موقع استفاده کردن |
PPP |
که معمولا برای ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه Tcp/Ip استفاده میشود |
wimps |
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند |
wimp |
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند |
done with <idiom> |
تمام کردن استفاده از چیزی |
talk down to someone <idiom> |
از کلمات ساده استفاده کردن |
To pick other peoples brains. |
از افکار دیگران استفاده کردن |
to play it |
با وسائل پست سو استفاده کردن از |
to play |
با وسائل پست سو استفاده کردن |
to use these rules |
از این قاعده ها استفاده کردن |
Hamming code |
سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود |
indexing |
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن |
abuses |
سو استفاده کردن از ضایع کردن |
uses |
استفاده کردن استعمال کردن |
use |
استفاده کردن استعمال کردن |
abuse |
سو استفاده کردن از ضایع کردن |
abusing |
سو استفاده کردن از ضایع کردن |
abused |
سو استفاده کردن از ضایع کردن |
clears |
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده |
clearest |
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده |
clearer |
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده |
to play one's card well |
از فرصت خود استفاده کامل کردن |
misfeasance |
سوء استفاده کردن ازاقتدار قانونی |
simple |
که استفاده و کار کردن با آن ساده است |
lincense or cence |
مرخص کردن اجازه استفاده از چیزی |
clear |
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده |
simpler |
که استفاده و کار کردن با آن ساده است |
simplest |
که استفاده و کار کردن با آن ساده است |
published |
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات . |
publish |
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات . |
publishes |
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات . |
wire |
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه |
wires |
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه |
redundancy |
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن |
to pull strings |
از رابطه ها برای پارتی بازی استفاده کردن |
eat one's cake and have it too <idiom> |
هم استفاده کردن وهم برای مبادا نگهداشتن |
pirates |
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن |
exploitation |
بهره کشی کردن سوء استفاده استثمار |
redundancies |
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن |
trail |
یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها |
trailed |
یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها |
trailing |
یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها |
trails |
یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها |
pirate |
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن |
pirated |
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن |
pirating |
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن |
oasis |
یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد |
oases |
یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد |
to make the most of |
به بهترین طرزی بکار بردن استفاده کامل کردن از |
utilising |
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن |
utilised |
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن |
utilizes |
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن |
utilizing |
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن |
throw one's weight around <idiom> |
ازنفوذ کسی برای رسیدن به چیزی استفاده کردن |
steal |
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز |
steals |
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز |
utilises |
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن |
audits |
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده . |
internal sort |
مرتب کردن برنامه فقط با استفاده از حافظه اصلی سیستم |
roller |
دستگاهی که جهت متراکم کردن لایههای خاک از ان استفاده میشود |
audited |
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده . |
usufruct |
از عین ونمائات مالی استفاده کردن حق عمری و رقبی داشتن |
rollers |
دستگاهی که جهت متراکم کردن لایههای خاک از ان استفاده میشود |
auditing |
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده . |
audit |
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده . |
I am a great believer in using natural things for cleaning. |
من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم. |
asynchronous |
ارتباطی که از hadshaking برای یکسان کردن ارسال داده استفاده می کنند |
predigest |
بزبان ساده وقابل فهم دراوردن برای استفاده اماده کردن |
nonerasable storage |
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست |
withhold |
محدود کردن استفاده از جنگ افزار اتمی محدودیت اجرای اتش |
storage |
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست |
withholding |
محدود کردن استفاده از جنگ افزار اتمی محدودیت اجرای اتش |
withheld |
محدود کردن استفاده از جنگ افزار اتمی محدودیت اجرای اتش |
withholds |
محدود کردن استفاده از جنگ افزار اتمی محدودیت اجرای اتش |
universal |
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود |
voices |
وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر |
voicing |
وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر |
voice |
وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر |
color code |
روشی برای مشخص کردن یک جسم یا خواص ان با استفاده از ترکیبات مختلف رنگها |
job |
استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار |
mulch |
که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود |
mulches |
که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود |
jobs |
استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار |
ratioing |
کوچک و بزرگ کردن عکس به مقیاس معین برای استفاده در موزاییکهای عکسی |
paperless |
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند |
user freindly |
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد |
stepped lines |
خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.] |
aperture mask |
استفاده در صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای قرمز و سبز و آبی |
scan |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
scanned |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
scans |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
hollerith code |
سیستم کدگذاری که از سوراخ هایی در کارت بری نمایش حروف و نشانه ها استفاده میکند. این سیستم از دو مجموعه ردیف 12 تایی برای تامین محل کافی هر کد استفاده میکند |
TCP/IP |
پروتکل ارسال داده در شبکه ها وسیستمهای ارتباطی . اغلب در شبکههای مبتنی برUnix استفاده میشود این پروتکل برای تمام ارتباط تحت کنترل مرکز استفاده میشود |
gert |
technique review &evaluation graphicalروشی برای فرموله کردن وارزیابی سیستمها با استفاده از یک مشی شبکهای |
muffed |
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند |
muff |
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند |
muffing |
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند |
muffs |
مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند |
text |
پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و.. |
texts |
پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و.. |
An opportunist. A time -server. |
آدم استفاده جو ( استفاده گر ) |
image |
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص |
images |
تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص |