English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (20 milliseconds)
English Persian
cannibalised استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizing استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
Other Matches
running spare قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
repair parts قطعات یدکی
parts قطعات یدکی
spare parts قطعات یدکی
common parts قطعات یدکی عمومی
auxiliary machinery دستگاههای کمکی ماشینهای فرعی ماشینهای کمکی
on board spares قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
parts explosion رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
new work عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
reassemble بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembles بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembling بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembled بستن قطعات سوار کردن قطعات
big blue ابی بزرگ لقبی برای شرکت بین المللی ماشینهای تجاری
pedrail اسباب خودکار برای اسان کردن حرکت ماشینهای سنگین در جادههای ناهموار
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
part list فهرست قطعات فهرست لوازم یدکی
anti tear strips باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
bin storage space فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
borescope ابزار چشمی برای بازرسی قطعات
business mechines ماشینهای تجاری
smart machines ماشینهای هوشمند
automata ماشینهای خودکار
contractors plant ماشینهای ساختمانی
overhaul پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauling پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauled پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauls پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
box section bed جعبه ماشینهای ابزار
topology طراحی ماشینهای شبکه
direct connected ماشینهای بهم پیوسته
breakdown drawing رسم پرسپکتیوی برای نمایش قطعات بصورت جدا از هم
scraper یکی از ماشینهای عملیات خاکی
mechanical powers نیروها یا عوامل مکانیکی ماشینهای ساده
digital sorting روش مرتب کردن شبیه ماشینهای جدول بندی
interim overhaul پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
c clamp گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
homogeneous computer network شبکهای که از ماشینهای مشابه ساخته شده است که با هم سازگارند یا از یک تولید کننده هستند
milking machine ماشین قابل حمل که داده ماشینهای مختلف را می پذیرد و به کامپیوتر بزرگتر ارسال میکند
Luddites هریک از کارگرانی که ماشینهای نساجی را چون نیاز به کارگر را کم میکردند درهم میشکستند آدمی که با دگرگونیهای فنی و صنعتی مخالف است
Luddite هریک از کارگرانی که ماشینهای نساجی را چون نیاز به کارگر را کم میکردند درهم میشکستند آدمی که با دگرگونیهای فنی و صنعتی مخالف است
edge card یک تخته مدار که دارای قطعات باریک اتصال در طول یک لبه بوده و برای متصل شدن بارابط لبه طراحی شده است
smithereens قطعات
component drawing رسم قطعات
staff section قطعات سمبه
flinders قطعات شکسته
end product مجموعه قطعات
main members قطعات اصلی
web stiffeners قطعات تقویتی
analecta قطعات ادبی
cable accessory قطعات کابل
shatter قطعات شکسته
shatters قطعات شکسته
table of replaceable partes فهرست قطعات
common parts قطعات عمومی
common items قطعات عمومی
chosen fragments قطعات منتخبه
parts list لیست قطعات
chosen fragments قطعات گزیده
bill of material صورت قطعات
parts list فهرست قطعات
parts peculiar قطعات مخصوص
parts peculiar قطعات اختصاصی
shell fragments قطعات گلوله
chrestomathy قطعات منتخب
common hardware قطعات عمومی
chrestomathy قطعات برگزیده
trilcgy یا قطعات سه گانه
investment castings قطعات ریخته گی بسته
rebuild نوسازی کردن قطعات
nomenclature نام گذاری قطعات
invar struts قطعات فلزی ضد انبساط
rebuilds نوسازی کردن قطعات
authorized parts list سهمیه مجاز قطعات
renovation تجدید قطعات کردن
authorized parts list لیست قطعات مجاز
assembles سوار کردن قطعات
assembled سوار کردن قطعات
fractured مو برداشتن قطعات و وسایل
cataloging لیست قطعات کاتالوگ
fragmenting قطعات متلاشی خردکردن
fracturing مو برداشتن قطعات و وسایل
fractures مو برداشتن قطعات و وسایل
bitty متشکل از قطعات ریز
cataloged لیست قطعات کاتالوگ
bottom casting قطعات ریخته گی بسته
fracture مو برداشتن قطعات و وسایل
fragments قطعات متلاشی خردکردن
analects قطعات ادبی منتخبات
catalogue لیست قطعات کاتالوگ
cataloguing لیست قطعات کاتالوگ
catalogues لیست قطعات کاتالوگ
assemble سوار کردن قطعات
catalogs لیست قطعات کاتالوگ
object assembly test ازمون الحاق قطعات
catalogued لیست قطعات کاتالوگ
fragment قطعات متلاشی خردکردن
shares IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
share IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
automatic خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
automatics خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
salvaged پیاده کردن کامل قطعات
blocky پرشده یا مشخص با قطعات مختلف
salvaging پیاده کردن کامل قطعات
salvages پیاده کردن کامل قطعات
dismounts پیاده کردن قطعات و وسایل
dismounting پیاده کردن قطعات و وسایل
shard شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
dismount پیاده کردن قطعات و وسایل
phrasing ترتیب بندی قطعات موسیقی
salvage پیاده کردن کامل قطعات
end product قطعات حاصله دستگاه نهایی
shards شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
match mark جفتن و جور کردن قطعات
dismantled پیاده کردن قطعات مونتاژ
wiggly block test ازمون قطعات موج دار
quadrat به قطعات مستطیل تقسیم کردن
dismantles پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantling پیاده کردن قطعات مونتاژ
weldment قطعات بهم جوش خورده
component end item قطعات و اقلام تجهیزات عمده
component change order دستور تغییر قطعات یک وسیله
dismantle پیاده کردن قطعات مونتاژ
bossed ناف روی قطعات ریختگی قوز
anthologist متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی
collapsible form work قالب قطعات پیش ساخته بتونی
boss ناف روی قطعات ریختگی قوز
disassembly عکس عمل مونتاژ تجریه قطعات
beef cuts قطعات مختلف گوشت لاشهء گاو
materiel history خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
clapboards قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
clapboard قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
sketchbook کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
sketchbooks کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
connection of loom pieces متصل کردن قطعات دار [قالی]
bosses ناف روی قطعات ریختگی قوز
bossing ناف روی قطعات ریختگی قوز
Daphne گیاه دافنی [که از برگ های آن برای تهیه رنگ زرد استفاده می شود.]
sand casting ریخته گری قطعات فلزی باقابهای ماسهای
dicing طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
recondition نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
grout بلغور قطعات کوچک و نامنظم سنگ دوغاب
dices طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
diced طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
dice طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
foldboat قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
backlash خلاصی در اثر اتصال شل و یاسائیدگی قطعات در هرمکانیزمی
vapor degreasing غوطه ور ساختن قطعات دربخار حلالات داغ
reconditions نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
piece mark شماره شناسایی که روی قطعات و وسایل حک میشود
reconditioned نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
images [تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص]
cirrocumulus قطعات ابرهای کوچک وسفیدی که در ارتفاعات زیاد قراردارد
fishplate قطعات ریل را با وصله وصل کردن پشت بند
assembly بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
image [تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص]
alodine نوعی روکش شیمیایی جهت قطعات الیاژ الومینیوم
tessera قطعات کوچک مرمر یاشیشه مخصوص اجر موزاییک
liquid crystal bar graph panel indicator شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
Theres many a good tune played on an old fiddle. <proverb> یک ویولون قدیمى قطعات خوب بسیارى مى تواند بنوازد .
track bolt پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند
tea leaf برگ چای [از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
bridged استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
bridge استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
bridges استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
set forward جهش یا حرکت بجلو بوسیله قطعات داخلی گلوله در هنگام اصابت
bypass روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypassed روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypasses روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypassing روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
carburizing گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
design landing weight حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام فرود هواپیما برای استفاده در محاسبات طراحی
straddle trench خندق یا نوعی سنگر عمیق خطی کوتاه که معمولا برای تهیه مستراح اردوگاهی مورد استفاده قرار می گیرد
braze welding جوشکاری در دمایی بالاتر از 054درجه سانتی گراد و پایین تراز نقطه ذوب قطعات
cyaniding سخت گردانی سطح قطعات فولادی با غوطه ورسازی انهادر حمام نمکهای سیانید
muffs مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
muffing مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
muffed مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
muff مبدل حرارتی اگزوز که ازگرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده میکند
cross member عضو ساختمانی برای اتصال دو ستون طولی هواپیما یاقطعات طولی دیگر
flippy دیسک دو لبه که در درایو تک لبه استفاده شود. بنابراین برای خواندن طرف دیگر برای جابجا شود
polar motion وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
onion skin پوست پیاز [از این رنگینه طبیعی برای تهیه رنگ زرد نخودی استفاده می شود اگرچه ثبات رنگی خوبی ندارد.]
nitralloy قطعات نیتریده شده حاوی مقادیر جزئی کربن الومینیوم کرم منیزیوم و احتمالا گوگردو غیره
grip length طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
hot valve clearance فاصله کوچک بین ساقه سوپاپ و اسبک هنگامی که تمام قطعات موتور بدمای کاری رسیده اند
troop space جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
replacing عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replace عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replaced عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replaces عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
brace گره فشاری که اجزاء دیگر ساختمان را نگهداری یابار انها را تحمل میکنند
braced گره فشاری که اجزاء دیگر ساختمان را نگهداری یابار انها را تحمل میکنند
disassembly order دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله
rig نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigged نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigs نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
languages استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com