English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
fingering استفاده از انگشت
Search result with all words
finger play استفاده از انگشت درشمشیربازی
Other Matches
mitten دستکش دارای یک جابرای چهار انگشت ویکجابرای انگشت شست
mittens دستکش دارای یک جابرای چهار انگشت ویکجابرای انگشت شست
collective goods کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
fingerprinted انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprinting انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprint انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprints انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
dead time زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
dead freight کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
vertical نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی
frees آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
freeing آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
free آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
freed آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
capacities استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
idled که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
capacity استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
idles که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idlest که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idle که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
bitmap معرفی رویدادها یا استفاده از آرایه تک بیتی به عنوان تصویر یا شکل یا جدول وسایل استفاده شده و...
fourth generation computers فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
digit انگشت
fingers انگشت
finger انگشت
adactylous بی انگشت
dactyl انگشت
digits انگشت
monodactylous تک انگشت
quad چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
composite demand تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
quads چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
band شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
bands شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
finger print اثر انگشت
syndacty چسبیده انگشت
forefinger انگشت شهادت
finger mark اثر انگشت
agnail میخچهء پا یا انگشت پا
forefinger انگشت نشان
forefingers انگشت نشان
cinqfoil پنج انگشت
forefingers انگشت شهادت
the first or index finger انگشت نشان
fingerprints اثر انگشت
dactylagraphy انگشت نگاری
dactylitis اماس انگشت
fingertip نوک انگشت
fingertips نوک انگشت
digitiform انگشت مانند
digitate انگشت دار
fingerprinting اثر انگشت
the first or index finger انگشت شهادت
fingerprinted اثر انگشت
cinquefoil پنج انگشت
egregious انگشت نما
little fingers انگشت کوچک
dactyloscopy انگشت نگاری
fingerprint اثر انگشت
potentilla پنج انگشت
fingered انگشت دار
finger painting نقاشی با انگشت
toenail ناخن انگشت پا
toenails ناخن انگشت پا
fingers انگشت زدن
middle finger انگشت میان
finger انگشت زدن
notoriety انگشت نمایی
medius انگشت میان
the little finger انگشت کهین
conspicuous انگشت نما
fingered انگشت مانند
soon koot نوک انگشت
pollex انگشت شست
pinky انگشت کوچک
rule of thumb حساب انگشت
pinkie انگشت کوچک
phalange بند انگشت
knuckle بند انگشت
knuckles بند انگشت
ring fingers انگشت انگشتر
ring finger انگشت انگشتر
soleprint انگشت نگاری از پا
the middle finger انگشت میانه
the ring finger انگشت حلقه
gazing stock انگشت نما
five finger پنج انگشت
index fingers انگشت نشان
index finger انگشت نشان
to become a byword انگشت نماشدن
sawison keut نوک دو انگشت
medius انگشت وسطی
marplot انگشت به شیر زن
ieee که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود
shareware نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
exerciser وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
joint tenants در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد
duplex دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
duplexes دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
common use مورد استفاده عمومی استفاده مشترک
phalange استخوان انگشت یاپنجه
polydactyl چند انگشتی پر انگشت
his hand want's two fingers دستش دو انگشت ندارد
flagrant انگشت نما رسوا
finger thumb opposition تقابل شست و انگشت
finger mark با انگشت چرک کردن
finger print department اداره انگشت نگاری
pettitoes چیز بی ارزش انگشت پا
ring fingers انگشت چهارم دست چپ
the little finger انگشت کوچک کلنج
lumbrical ماهیچه انگشت یا پنجه
To take fingerprints. انگشت نگاری کردن
tap the door with your fingers انگشت بزنید بدر
to run over تند انگشت گذاشتن
knucklebone استخوان بند انگشت
finger tapping ضربه زنی با انگشت
finger glass فرف انگشت شوئی
hitsu shiubi مفصل انگشت وسط
his hand lack one finger دستش یک انگشت ندارد
ring finger انگشت چهارم دست چپ
nose-picking انگشت کردن در بینی
indexed نمودار انگشت سبابه
index نمودار انگشت سبابه
pinkie انگشت کوچک دست
little finger انگشت کوچک دست
indexes نمودار انگشت سبابه
To finger something. به چیزی انگشت زدن
notoriously بطور انگشت نما
phalanges استخوان انگشت گروه
proverbialize انگشت نما کردن
poked فشار با نوک انگشت حرکت
poke فشار با نوک انگشت حرکت
fingers باندازه یک انگشت میله برامدگی
fingering پنجه گذاری انگشت کاری
finger باندازه یک انگشت میله برامدگی
pokes فشار با نوک انگشت حرکت
poking فشار با نوک انگشت حرکت
to make an e. of oneself خود را انگشت نما کردن
lumbrical ماهیچهای که با انگشت یاپمجه را می جنباند
finger hold خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
agnus castus پنج انگشت فلفل بری
pizzicato با ضرب نوک انگشت یاناخن
a man's best friends are his ten fingers <proverb> کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
phalangeal وابسته به استخوان انگشت یاپنجه
jam گرفتن شکاف کوه با انگشت
jammed گرفتن شکاف کوه با انگشت
jams گرفتن شکاف کوه با انگشت
toe با انگشت پا زدن یاراه رفتن
toes با انگشت پا زدن یاراه رفتن
wimps نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
PPP که معمولا برای ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه Tcp/Ip استفاده میشود
wimp نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
Hamming code سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود
defect skipping روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
two دو انگشت داور به معنی دودقیقه اخراج
to gouge out a persons eye چشم کسیرابا انگشت بیرون اوردن
twos دو انگشت داور به معنی دودقیقه اخراج
to poke somebody کسی را با نوک انگشت فشار دادن
to prod somebody کسی را با نوک انگشت فشار دادن
To be conspicuous. انگشت نما بودن ( مشخص یا سر شناس )
To be flabbergasted (bewildered). انگشت به دهان ماندن ( مبهوت شدن )
syndactyl دارای دو یاچند انگشت بهم چسبیده
toe انگشت پای مهره داران جای پا
toes انگشت پای مهره داران جای پا
percuss بازدن انگشت یا الت دیگری چیزی را ازمودن
hang ten سواری تخته موج درحال جلوبودن 01 انگشت پا
ageum son قسمت بین شصت و انگشت بیرونی دست
solenoid sweep پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید
published 1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
publishes 1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
publish 1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
wires روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wire روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
oases یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد
oasis یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد
to cross self با گذاردن انگشت برپیشانی ودوطرف بدن نشان صلیب
to queer the pitch for any one نقشه کسی رابرهم زدن انگشت توی شیرزدن
moulage انگشت نگاری یا نگارش اثر چیزی برای کشف جرم
universal آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
lifted بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
reed شانه [وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
paperless شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
stepped lines خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
scan وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scans وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scanned وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
usage استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usages استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
TCP/IP پروتکل ارسال داده در شبکه ها وسیستمهای ارتباطی . اغلب در شبکههای مبتنی برUnix استفاده میشود این پروتکل برای تمام ارتباط تحت کنترل مرکز استفاده میشود
hollerith code سیستم کدگذاری که از سوراخ هایی در کارت بری نمایش حروف و نشانه ها استفاده میکند. این سیستم از دو مجموعه ردیف 12 تایی برای تامین محل کافی هر کد استفاده میکند
An opportunist. A time -server. آدم استفاده جو ( استفاده گر )
parmakli لوزی پنجه ای [این طرح در گلیم های ترکیه بکار رفته و در اصطلاح محلی به معنی انگشت می باشد.]
warp patterning طراحی با تار [گاه با استفاده از تارهای رنگی و یا تارهای با ظرافت متفاوت از تار جهت بوجود آمدن جلوه های متفاوت در فرش استفاده می شود.]
wireless network شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند
profiteers استفاده چی بودن اهل استفاده زیاد بودن
profiteer استفاده چی بودن اهل استفاده زیاد بودن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com