English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
hearing استماع دعوی
hearings استماع دعوی
Search result with all words
prima facie case دعوی قابل استماع
Other Matches
auditions قدرت استماع استماع
auditioned قدرت استماع استماع
audition قدرت استماع استماع
auditioning قدرت استماع استماع
restitution of conjugal rights دعوی الزام شوهر به مراجعت به خانه دعوی الزام به ایفاء وفایف زناشویی
oyer استماع
listened استماع
listens استماع
listening استماع
listen استماع
hearken استماع کردن
audibility قابلیت استماع
hearing استماع دادرسی
hears استماع کردن
hear استماع کردن
hear استماع کردن
hark استماع کردن
listen استماع کردن
oyer and terminer استماع و قطع
hearings استماع دادرسی
plausible قابل استماع
listens پذیرفتن استماع کردن
oyer تقاضای استماع یا دادرسی
listened پذیرفتن استماع کردن
heard استماع کرد خبرداشت
listening پذیرفتن استماع کردن
listen پذیرفتن استماع کردن
pretends دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretending دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretend دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
trover دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
pleadings افهارات طرفین دعوی صورت افهارات طرفین دعوی
lawsuits دعوی
pretension دعوی
lawsuit دعوی
pretensions دعوی
profession دعوی
professions دعوی
strife دعوی
quarreled دعوی
quarrels دعوی
quarrel دعوی
quarrelling دعوی
quarreling دعوی
quarrelled دعوی
claiming دعوی
claims دعوی
case دعوی
suit at law دعوی
claim دعوی
claimed دعوی
cases دعوی
set up claim to دعوی کردن
the litigants طرفین دعوی
retraxit استرداد دعوی
acquittance ترک دعوی
splitting a cause of action تجزیه دعوی
substituted service اوراق دعوی
subject of debate موضوع دعوی
admissible case دعوی مسموع
ancillary suit دعوی طاری
vexatious action دعوی ایذائی
withdrawal of a case استرداد دعوی
quitclaim ترک دعوی
opponent طرف دعوی
opponents طرف دعوی
acquittance سندترک دعوی
litigant طرف دعوی
waiving a claim اسقاط دعوی
bringing an action اقامه دعوی
initiating proceedings اقامه دعوی
lis mota شروع دعوی
mertis of the case ماهیت دعوی
nullity proceeding دعوی بطلان
remedy sought by plaintiff خواسته دعوی
relinquishment of a claim اسقاط دعوی
object of claim خواسته دعوی
relinquishment of a claim ترک دعوی
proceeding for damage دعوی خسارت
prime impression دعوی ابتدایی
parties of dispute اصحاب دعوی
parties to a dispute اصحاب دعوی
party to a suit طرف دعوی
prime impression دعوی بدوی
post litem motam پس از طرح دعوی
possessory action دعوی مالکیت
jactitation دعوی دروغ
jactation دعوی دروغ
hypothetical case دعوی فرضی
set off دعوی متقابل
cause of claim منشاء دعوی
civil action دعوی مدنی
s.c همان دعوی
claim for restitution دعوی استرداد
counter claim دعوی متقابل
right of action حق اقامه دعوی
counterclaim دعوی متقابل
criminal action دعوی جزایی
cross action دعوی متقابل
personal action دعوی شخصی
desistement انصراف از دعوی
desistement ترک دعوی
restitution of conjugal rights دعوی تمکین
personal action دعوی منقول
quarrels دعوی کردن
quarrel دعوی کردن
quarrelling دعوی کردن
pleas پاسخ دعوی
litigation دعوی قضایی
case دعوی مرافعه
suing دعوی کردن
quarreled دعوی کردن
issue موضوع دعوی
suit خواستگاری دعوی
suited خواستگاری دعوی
plea پاسخ دعوی
litigation ترافع دعوی
quarrelled دعوی کردن
disclaimer ترک دعوی
sues دعوی کردن
disclaimers ترک دعوی
quarreling دعوی کردن
pretensions دعوی خودفروشی
pretension دعوی خودفروشی
cases دعوی مرافعه
claimants اصحاب دعوی
parties اصحاب دعوی
sue دعوی کردن
issues موضوع دعوی
case دعوی مورد
sued دعوی کردن
litigants اصحاب دعوی
issued موضوع دعوی
suits خواستگاری دعوی
cases دعوی مورد
quarrel دعوی کردن منازعه
quarreling دعوی کردن منازعه
pretend to دعوی یا ادعا کردن
quarreled دعوی کردن منازعه
to go [fall] together by the ears [outdated] <idiom> شروع به دعوی کردن
disaffirm ترک دعوی کردن
sounding in damages دعوی خسارت مستدل
taxation of costs ارزیابی هزینههای دعوی
lose the case محکوم شدن در دعوی
lodge a complaint اقامه دعوی کردن
litigable قابل طرح دعوی
possessory action دعوی اعاده مالکیت
subduct ترک دعوی کردن
relinquish ترک دعوی کردن
pleas in bar مدافعات مسقط دعوی
relinquished ترک دعوی کردن
relinquishes ترک دعوی کردن
judge advocate اقامه کننده دعوی
evidance in substanttiation of claims ادله اثبات دعوی
obiter dictum خارج از موضوع دعوی
prima facie case دعوی قابل طرح
disclaims ترک دعوی کردن
right of action حق طرح دعوی دردادگاه
relinquish a claim ترک دعوی کردن
traversing تکذیب کردن دعوی
traverses تکذیب کردن دعوی
traversed تکذیب کردن دعوی
traverse تکذیب کردن دعوی
litigate طرح دعوی کردن
litigated طرح دعوی کردن
litigates طرح دعوی کردن
replevin دعوی اعاده مالکیت
litigating طرح دعوی کردن
seduction دعوی فریب و اغوا
parties متداعیین اطراف دعوی
bills گزارش جریان دعوی
disclaiming ترک دعوی کردن
disclaimed ترک دعوی کردن
quarrelled دعوی کردن منازعه
civil action دعوی مدنی یا حقوقی
quarrelling دعوی کردن منازعه
bill گزارش جریان دعوی
quarrels دعوی کردن منازعه
security for costs تامین هزینه دعوی
secta ادله خواهان دعوی
querela دعوی مطروح در محکمه
disclaim ترک دعوی کردن
action in personam دعوی بر علیه شخص
right of action حق طرح دعوی در دادگاه
real action دعوی غیر منقول
quitclaim سند ترک دعوی
sounding in damages دعوی خسارت صحیح و محکم
venues محل وقوع جرم یا دعوی
suppliant خواهان دعوی اعاده تصرف
dismissals عزل مختومه کردن دعوی
dismissal عزل مختومه کردن دعوی
to pretend to wisdom دعوی عقل یا حکمت کردن
non suit ترک دعوی به وسیله خواهان
venue محل وقوع جرم یا دعوی
counter charge دعوی متقابل در امر جزایی
pretend بخود بستن دعوی کردن
pretending بخود بستن دعوی کردن
pretends بخود بستن دعوی کردن
extrajudicial بدون ارتباط به موضوع دعوی
forclosure سلب حق اقامه دعوی ممانعت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com