English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
referring to a document استناد به مدرک خاصی
reliance on a document استناد به مدرک خاصی
Other Matches
variable شمارهای که فقط با توابف خاصی در بخش خاصی از برنامه قابل دستیابی است
variables شمارهای که فقط با توابف خاصی در بخش خاصی از برنامه قابل دستیابی است
local متغیری که توسط توابع خاصی در بخش خاصی از برنامه کامپیوتر قابل دستیابی است
locals متغیری که توسط توابع خاصی در بخش خاصی از برنامه کامپیوتر قابل دستیابی است
reliance استناد
on the strengh of به استناد
supporting oneself استناد
relying on به استناد
referring استناد
invoke استناد کردن به .....
invoked استناد کردن به .....
unpredictable غیرقابل استناد
rely on استناد کردن به .....
invoking استناد کردن به .....
invokes استناد کردن به .....
prescribe to استناد به مرور زمان دراثبات ادعا
particularity بستگی بعقاید خاصی
layman خارج از حرفه یا فن خاصی
laymen خارج از حرفه یا فن خاصی
particularism دلبستگی بمرام خاصی
written evidence مدرک
vouchers مدرک
voucher مدرک
deeds مدرک
deed مدرک
proof مدرک
proofs مدرک
muniment مدرک
clues مدرک
adminicle مدرک
evidence مدرک
perceptive مدرک
naked بی مدرک
percipient مدرک
report مدرک
attestation مدرک
document مدرک
documented مدرک
leads مدرک
reference [testimonial] مدرک
mark مدرک
grade مدرک
evidence مدرک
lead مدرک
clue مدرک
certificate [official document] مدرک
documenting مدرک
mean معنی ومفهوم خاصی داشتن
interspecific واقع در بین دستههای خاصی
special administration اداره قسمت خاصی از ترکه
meaner معنی ومفهوم خاصی داشتن
stockist فرد یا شرکتی که کالای خاصی را
stylize به روش یا سبک خاصی دراوردن
stockists فرد یا شرکتی که کالای خاصی را
intonate با لحن خاصی تلفظ کردن
intonate بااهنگ خاصی ادا کردن
interspecies واقع در بین دستههای خاصی
meanest معنی ومفهوم خاصی داشتن
dialect نسخه خاصی از یک زبان کامپیوتر
dialects نسخه خاصی از یک زبان کامپیوتر
laic شخص که علم خاصی را نداند
dead [چوبکاری بدون ویژگی خاصی]
attitudinize حالت خاصی بخود گرفتن
master document مدرک اصلی
witness شاهد مدرک
testimonies تصدیق مدرک
logical record مدرک منطقی
proofs نشانه مدرک
proof نشانه مدرک
document format فرمت مدرک
physical record مدرک مادی
certificate of capacity مدرک شایستگی
label record مدرک برچسب
evidence of the corpus مدرک جرم
record format قالب مدرک
witnessed شاهد مدرک
endnote پایان مدرک
end of record انتهای مدرک
document processing پردازش مدرک
record length درازای مدرک
document format قالب مدرک
conclusive evidence مدرک قاطع
authentic document مدرک اصلی
witnessing شاهد مدرک
witnesses شاهد مدرک
testimony تصدیق مدرک
writing مدرک [سند ]
record سابقه مدرک
lost document مدرک گم شده
bachelor's degree مدرک لیسانس
blind آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
for no p reason بی انکه دلیل خاصی داشته باشد
specify جنبه خاصی قائل شدن برای
blinded آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
specifying جنبه خاصی قائل شدن برای
selectively آنچه داده خاصی را انتخاب میکند
blinds آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
specifies جنبه خاصی قائل شدن برای
blocked اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
block اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
facies منطقه مناسب رشدحیوان یانبات خاصی
blocks اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
selective آنچه داده خاصی را انتخاب میکند
probation ارائه مدرک ودلیل
secondhand evidence مدرک دست دوم
record مدرک کتبی سابقه
fixed length record مدرک با درازای ثابت
record مدرک ثبت کردن
documenting متکی به مدرک کردن
record layout طرح بندی مدرک
probational ارائه مدرک ودلیل
prima facie evidence مدرک به فاهر قاطع
voucher مدرک تضمین کننده
documented متکی به مدرک کردن
vouchers مدرک تضمین کننده
trailer record مدرک پشت بند
certificate for decoration مدرک اعطای نشان
to produce testimony مدرک ارائه دادن
announce اشکارکردن مدرک دادن
variable length record مدرک با طول متغیر
announced اشکارکردن مدرک دادن
announces اشکارکردن مدرک دادن
announcing اشکارکردن مدرک دادن
documentation مدرک یا مدارک اسناد
not a leg to stand on <idiom> مدرک کافی نداشتن
certificate of achievement مدرک ابراز لیاقت
certificate of achievement مدرک تصدیق شایستگی
certificate of capacity مدرک ابراز لیاقت
documentaries مبنی بر مدرک یا سند
documentary مبنی بر مدرک یا سند
document base font فونت پایه مدرک
deed of assignment مدرک صلاحیت قانونی
document متکی به مدرک کردن
puts ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
dd name برچسبی که دستور تعریف خاصی را مشخص میکند
put ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
putting ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
doctrinaire کسی که تابع دکترین خاصی است اصولی
attachment وسیلهای که به دلیل خاصی به ماشین وصل است
dedicated کامپیوتری که فقط برای مقصود خاصی است
sig علاقمند به یک نرم افزاریاسخت افزار خاصی هستند
piece of writing مدرک [سند ] [اصطلاح رسمی]
to give evdience گواهی دادن مدرک بودن از
proof is the result of evidenc دلیل نتیجه مدرک است
certificate of honorable service مدرک تصدیق خدمت صادقانه
evidentiary مبنی برمدرک مدرک دار
toneme لفظی که درالسنه اهنگی تلفظ خاصی داشته باشد
dedicated برنامه یا تابع یا سیستمی که برای استفاده خاصی است
code سیستم علامتها و اعداد و حروف که فضای خاصی دارد
doped قطعهای که به آن ماده شیمیایی خاصی اضافه شده است
integral وسیله جانبی یا طرح خاصی که در سیستم نصب شده است
demarche عمل سیاسی اقدامی است که دولتی درمورد مسئله خاصی
local که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
case law رویهای که قاضی CL در موضوع خاصی اعمال میکند و از ان به بعدسابقه میشود
engine بخشی از بسته نرم افزاری که تابع خاصی را انجام میدهد
locals که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
Give the benefit of the doubt <idiom> [باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
pacts نوع خاصی از ارتباطات سیاسی است که در ان تعدادی از دول به طور مشترک
pact نوع خاصی از ارتباطات سیاسی است که در ان تعدادی از دول به طور مشترک
areas بخشی از حافظه یا کد که برای مقصود خاصی در نظر گرفته شده است
area بخشی از حافظه یا کد که برای مقصود خاصی در نظر گرفته شده است
pitch دستور به وسیله صوتی موجی برای تغییر صورت با فاکتور خاصی
pitches دستور به وسیله صوتی موجی برای تغییر صورت با فاکتور خاصی
terrane طبقه سنگی که روی ان نوع سنگ خاصی تشکیل شده باشد
perpetuting testtimony تاسیسی که به وسیله ان شهادتی که ممکن است بعدا" به ان استناد لازم شود و در عین حال ممکن است بعدا" ممکن الحصول نباشد حفظ میشود
authority مدرک یا ماخذی از کتاب معتبریا سندی نویسندهء معتبر
acupressure روش تسکین درد و درمان بیماری از طریق فشار نقاط خاصی از بدن
hot dog skiing اسکی کردن با سرعت در میان پستی و بلندی یا بوس و تابع تکنیک خاصی هم نیست
processor ریزپردازنده جدا در سیستم که حاوی توابع خاصی تحت کنترل پردازنده مرکزی است
boot دیسک خاصی که حاوی برنامه راه انداز ونرم افزار سیستم عامل است
phonetician متخصص استعمال علائم وحروف خاصی برای نشان دادن طرزتلفظ کلمات صوت شناس
programs نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
hotspot فضای خاص در تصویر یا نمایش که در صورت حرکت کردن نمایشگر روی آن کار خاصی میکند
DPA روش بار کردن پشتههای پروتکل در حافظه فقط وقتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demands تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
attached processor ریز پردازنده جدا در سیستم که تحت کنترل واحد پردازش مرکزی توابع خاصی را انجام میدهد
demanded تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demand تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
capitulation تسلیم شدن به دشمن قرارداد کاپیتولاسیون قراردادی که به موجب ان امتیازات خاصی به یک دولت خارجی و اتباع ان داده میشود
head-shrinkers کسی که سر دشمن را بریده و به روش خاصی آنرا کوچک کرده و برای یاد بود و افتخار نگهداری میکرد روانپزشک
head-shrinker کسی که سر دشمن را بریده و به روش خاصی آنرا کوچک کرده و برای یاد بود و افتخار نگهداری میکرد روانپزشک
port a punch card علامتی تجاری برای نوع خاصی از کارت منگنه باقسمتهای سوراخ شده که میتواند با یک مداد یا قلم کاملا"برداشته شود
inelastic demand تقاضای غیر قابل کشش تقاضا برای اجناسی که به علت گرانی بیش از حد فقط طبقه خاصی قادر به خرید ان می باشند
functioned مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند
function مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند
functions مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند
special interest group که علاقمند به سخت افزار یا نرم افزار خاصی هستند
attribute هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attributing هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attributes هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
omr فرآیندی که علامتای خاص یا خط وط خاص به صورت خاصی
presentation graphics گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
metal oxide semiconductor روش تولید و طراحی برای خانوادههای خاصی از مدارهای مجتمع با استفاده از الگویی از هادیهای آهنی و اکسیر که روی نیمه هادی قرار دارند
sam فضای ذخیره سازی که فقط داده خاصی قابل دستیابی است توسط خواندن داده قبلی در لیست
original equipment manufacturer شرکتی که قط عاتی ایجاد میکند با استفاده از قط عات ابتدایی سایر تولیدکنندگان و محصول را برای برنامه خاصی طراحی میکند
button شکل دایرهای که در صورت انتخاب از روی صفحه به وسیله صفحه کلید یا نمایشگر نمایش عمل خاصی را انجام میدهد
reserved character حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
buttoned شکل دایرهای که در صورت انتخاب از روی صفحه به وسیله صفحه کلید یا نمایشگر نمایش عمل خاصی را انجام میدهد
buttoning شکل دایرهای که در صورت انتخاب از روی صفحه به وسیله صفحه کلید یا نمایشگر نمایش عمل خاصی را انجام میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com