English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English Persian
jearer استهزا کننده
ridiculer استهزا کننده
Other Matches
raillery استهزا
ridicule استهزا
ridiculed استهزا
ridiculing استهزا
scoffingly با استهزا
irrision استهزا
ridicules استهزا
jearingly به استهزا
to sneer out of coun tenance با استهزا از رو بردن
in a jeering tone بلحن استهزا
to laugh to scorn استهزا کردن
mockingly بر سیل استهزا
mockingly از روی استهزا
rounder ادم بدنام الت استهزا
to make sport of any one کسی را استهزا کردن یا دست انداختن
laugh one out of a habit با استهزا عادتی را از سرکسی بیرون کردن
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
contractive جمع کننده چوروک کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
fillets پر کننده
filleting پر کننده
filleted پر کننده
skittish رم کننده
prattfall پچ پچ کننده
benders خم کننده
bender خم کننده
prater پچ پچ کننده
swooner غش کننده
fillet پر کننده
fluxing oil اب کننده
bandwidth یچ کننده
solver حل کننده
spurner رد کننده
squasher له کننده
rebutter رد کننده
crepitant خش خش کننده
surfy کف کننده
renunciant کننده
syncopator غش کننده
hoppers لی لی کننده
hopper لی لی کننده
refuser رد کننده
refutative رد کننده
repudiationist رد کننده
refutatory رد کننده
trackers پی کننده
crusher له کننده
tracker پی کننده
attacking تک کننده
squelcher له کننده
filler پر کننده
catterer پچ پچ کننده
fillers پر کننده
deletive حک کننده
puffer پف کننده
whisperer پچ پچ کننده
ear-splitting کر کننده
deflective کج کننده
noncommittal رد کننده
commulator یک سو کننده
renunciant رد کننده
attenuant اب کننده
mitigatory کم کننده
mumbler من من کننده
thinner کم کننده
percutient دق کننده
mitigative کم کننده
jaberer پچ پچ کننده
fizzy کف کننده
bidders کننده
bidder کننده
abjurer or abjuror کننده
mauler له کننده
sensor حس کننده
solvents اب کننده
doer کننده
doers کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
solvent اب کننده
ejector دفع کننده
interceder وساطت کننده
intermedial وساطت کننده
intercurrent تداخل کننده
interdictive نهی کننده
elusory اغفال کننده
emancipator ازاد کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com