Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 85 (6 milliseconds)
English
Persian
stela
استوانه اوندی
stele
استوانه اوندی
Search result with all words
stelar
دارای استوانه اوندی
Other Matches
counter recoil cylinder
استوانه هادی پیستون مواج استوانه عاید
vascular
اوندی
vasiform
اوندی
vasculose
اوندی
vascular tissue
بافت اوندی
pteridophyta
نهانزاد اوندی
vascularity
حالت اوندی
pteridophyte
نهانزاد اوندی
wood ray
شعاع اوندی چوبی
wood ray
انشعاب اوندی چوب
pteridophyta
گیاهان اوندی خانواده سرخس
pteridophyte
گیاهان اوندی خانواده سرخس
embryophyte
گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
shaft
استوانه
shafts
استوانه
roller
استوانه
cylinder
استوانه
rollers
استوانه
dog-wheel
استوانه
platten
استوانه
platen
استوانه
drummed
استوانه
cannon
استوانه
cylinders
استوانه
drum
استوانه
cannons
استوانه
induction cylinder
استوانه القائی
guide cylinder
استوانه راهنما
graduated cylinder
استوانه مدرج
wehnelt cylinder
استوانه ونلت
recoil cylinder
استوانه دافع
revolving top
استوانه توزیع
ruffini cylinder
استوانه روفینی
access shaft
مدخل استوانه ای
graduate
استوانه مدرج
driving sleeve
استوانه گرداننده
winched
استوانه تارکشی نخ
winch
استوانه تارکشی نخ
graduating
استوانه مدرج
graduates
استوانه مدرج
cylindrically
بشکل استوانه
winching
استوانه تارکشی نخ
cylindroid
شبه استوانه
cylindroid
استوانه وار
winches
استوانه تارکشی نخ
drum
طبل کوس استوانه
drum
فرف استوانه شکل
thin walled cylinder
استوانه جدار نازک
drum
درام سیلندر استوانه
spacer disk
استوانه توپر فلزی
cylindrical coordinate
مختصات استوانه ای
[ریاضی]
drum
[ستون استوانه شکل]
fust
[میله استوانه ای ستون ها]
rod
یاخته استوانه ای
[در چشم]
Rod cell
یاخته استوانه ای
[در چشم]
drummed
فرف استوانه شکل
drummed
درام سیلندر استوانه
motor tube
استوانه موتور موشک
rollers
بام غلتان استوانه
replenisher
استوانه نافم روغن
roller
بام غلتان استوانه
cylindrical
دارای شکل استوانه
rundle
استوانه گردنده گوی
dashpot
استوانه متعادل کننده
drummed
طبل کوس استوانه
critical infinte cylinder
قطر بحرانی استوانه
cylindrical coordinate system
دستگاه مختصات استوانه ای
[ریاضی]
counterbore
خزینه دار کردن استوانه
warping head
استوانه چرخنده بکسل لنگر
beater mill
تغارچهای که در داخل ان استوانه نیز قرار دارد
rods and cones
[in the retina]
یاخته های استوانه ای و مخروطی
[در شبکیه چشم]
trommel
غربال سیمی استوانه شکلی مخصوص سنگ معدن
fusarole
[حلقه ای به شکل نیم دایره در تزئینات میله استوانه ای ستون ها]
bush
استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود
bushes
استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود
solenoid
سیم پیچی بشکل استوانه برای ایجاد میدان مغناطیسی مارپیچ کهربایی
gabion
سبد استوانه شکل بدون ته که از خاک پر کرده و برای جان پناه بکار میبرند
universal roll
برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
cable drum
قرقره استوانه شکلی که کابل کنترل به دور ان پیچیده شده و مقدار کابلی که با هرچرخش دسته حرکت میکند راافزایش میدهد
pilaster
هرچیزی شبیه ستون یا استوانه دیواریا جرز ستون نما
kelly drive bushing
اتصال کلی که بصورت استوانه بوده و مابین کلی وسوزن حفاری وجود دارد
BNC connector
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com