Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
revolving top
استوانه توزیع
Other Matches
counter recoil cylinder
استوانه هادی پیستون مواج استوانه عاید
functional distribution
توزیع درامدبه عوامل تولید و مطالعه نحوه این توزیع
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
poisson distribution
این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
functional distribution of income
توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
drummed
استوانه
roller
استوانه
cannons
استوانه
platten
استوانه
platen
استوانه
rollers
استوانه
dog-wheel
استوانه
cannon
استوانه
cylinder
استوانه
shafts
استوانه
shaft
استوانه
drum
استوانه
cylinders
استوانه
ruffini cylinder
استوانه روفینی
winches
استوانه تارکشی نخ
wehnelt cylinder
استوانه ونلت
stela
استوانه اوندی
stele
استوانه اوندی
winching
استوانه تارکشی نخ
winched
استوانه تارکشی نخ
access shaft
مدخل استوانه ای
winch
استوانه تارکشی نخ
recoil cylinder
استوانه دافع
induction cylinder
استوانه القائی
graduates
استوانه مدرج
graduated cylinder
استوانه مدرج
guide cylinder
استوانه راهنما
graduating
استوانه مدرج
cylindroid
شبه استوانه
cylindrically
بشکل استوانه
driving sleeve
استوانه گرداننده
cylindroid
استوانه وار
graduate
استوانه مدرج
rundle
استوانه گردنده گوی
cylindrical
دارای شکل استوانه
spacer disk
استوانه توپر فلزی
stelar
دارای استوانه اوندی
drummed
درام سیلندر استوانه
drummed
فرف استوانه شکل
drum
طبل کوس استوانه
drum
درام سیلندر استوانه
drum
فرف استوانه شکل
dashpot
استوانه متعادل کننده
drummed
طبل کوس استوانه
thin walled cylinder
استوانه جدار نازک
cylindrical coordinate
مختصات استوانه ای
[ریاضی]
roller
بام غلتان استوانه
rod
یاخته استوانه ای
[در چشم]
critical infinte cylinder
قطر بحرانی استوانه
motor tube
استوانه موتور موشک
drum
[ستون استوانه شکل]
rollers
بام غلتان استوانه
replenisher
استوانه نافم روغن
Rod cell
یاخته استوانه ای
[در چشم]
fust
[میله استوانه ای ستون ها]
cylindrical coordinate system
دستگاه مختصات استوانه ای
[ریاضی]
counterbore
خزینه دار کردن استوانه
warping head
استوانه چرخنده بکسل لنگر
rods and cones
[in the retina]
یاخته های استوانه ای و مخروطی
[در شبکیه چشم]
beater mill
تغارچهای که در داخل ان استوانه نیز قرار دارد
trommel
غربال سیمی استوانه شکلی مخصوص سنگ معدن
fusarole
[حلقه ای به شکل نیم دایره در تزئینات میله استوانه ای ستون ها]
bush
استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود
bushes
استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود
distribution
پخش توزیع اماد توزیع کردن پخش کردن
distributions
پخش توزیع اماد توزیع کردن پخش کردن
solenoid
سیم پیچی بشکل استوانه برای ایجاد میدان مغناطیسی مارپیچ کهربایی
gabion
سبد استوانه شکل بدون ته که از خاک پر کرده و برای جان پناه بکار میبرند
universal roll
برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
cable drum
قرقره استوانه شکلی که کابل کنترل به دور ان پیچیده شده و مقدار کابلی که با هرچرخش دسته حرکت میکند راافزایش میدهد
pilaster
هرچیزی شبیه ستون یا استوانه دیواریا جرز ستون نما
kelly drive bushing
اتصال کلی که بصورت استوانه بوده و مابین کلی وسوزن حفاری وجود دارد
dispensations
توزیع
repartition
توزیع
t distribution
توزیع تی
dispensation
توزیع
distributions
توزیع
marketing
توزیع
distribution
توزیع
allotment
توزیع
dissemination
توزیع
allotments
توزیع
issues
توزیع
issued
توزیع
issue
توزیع
distribution factor
ضریب توزیع
frequency distribution
توزیع بسامد
frequency distribution
توزیع فراوانی
distribution curve
منحنی توزیع
fixed system
توزیع ثابت اب
distribution factors
ضرایب توزیع
functional distribution
توزیع اساسی
hypergeometric distribution
توزیع فراهندسی
unissued
<adj.>
توزیع نشده
gaussian distribution
توزیع نرمال
gauaaian distribution
توزیع گوسی
indistributable
غیرقابل توزیع
distribution free
نابسته به توزیع
distribution of wealth
توزیع ثروت
distributively
بشکل توزیع
wealth distribution
توزیع ثروت
distribution time
زمان توزیع
distribution panel
تابلوی توزیع
distribution function
تابع توزیع
distribution ratio
نسبت توزیع
distribution system
سیستم توزیع
distributivity
توزیع پذیری
income distribution
توزیع درامد
distribution of income
توزیع درامد
fire distribution
توزیع اتش
exponential distribution
توزیع نمایی
equalizing basin
حوضچه توزیع اب
Distribution
توزیع
[ریاضی]
generalized function
توزیع
[ریاضی]
distribution law
قانون توزیع
energy distribution
توزیع انرژی
distribution system
شبکه توزیع
trade channel
مجرای توزیع
rotation system
توزیع تناوبی
unit of issue
مبنای توزیع
reseller
توزیع کننده
symmetrical distribution
توزیع متقارن
reinforcement distribution
توزیع ارماتورها
rectangular distribution
توزیع مستطیلی
random distribution
توزیع تصادفی
random distribution
توزیع بی نظم
sample distribution
توزیع نمونه
Excess Distribution
توزیع فراوانی
spatial distribution
توزیع فضائی
the two o'clock d.
توزیع ساعت دو
table of distribution
جدول توزیع
truncated distribution
توزیع ناقص
stresses distribution
توزیع تنشها
stress distribution
توزیع تنش
unfair distribution
توزیع ناعادلانه
uniform distribution
توزیع یکنواخت
unit of issue
واحد توزیع
qualitative distribution
توزیع کیفی
probability distribution
توزیع احتمال
normal distribution
توزیع بهنجار
normal distribution
توزیع نرمال
marketing channel
مجرای توزیع
market channels
مجاری توزیع
load distribution
توزیع بار
land distribution
توزیع اراضی
normal plane
توزیع نرمال
normalized distribution
توزیع بهنجار
population distribution
توزیع جمعیت
poisson distribution
توزیع پواسون
poissan distribution
توزیع پواسن
planck distribution
توزیع پلانک
pareto distribution
توزیع پاراتو
optimal distribution
توزیع ایده ال
optimal distribution
توزیع بهینه
issue commissary
مسئول توزیع
distributors
توزیع کننده
boltzmann distribution
توزیع بولتزمن
allotments
تخصیص توزیع
dispensed
توزیع کردن
dispensing
توزیع کردن
dealt
توزیع کردن
binomial distribution
توزیع دو جملهای
bose distribution
توزیع بوز
allotment
تخصیص توزیع
deal
توزیع کردن
deals
توزیع کردن
chi square distribution
توزیع مربع خی
issue
توزیع کردن
issued
توزیع کردن
issues
توزیع کردن
redistribution
توزیع مجدد
canonical distribution
توزیع بندادی
administer
توزیع کردن
angular distribution
توزیع زاویهای
distributor
توزیع کننده
administered
توزیع کردن
administering
توزیع کردن
bernoulli distribution
توزیع برنولی
administers
توزیع کردن
basic of issue
مبنای توزیع
distributed
توزیع شده
dispenses
توزیع کردن
arrengement of the reonforcement
توزیع اماتور
continuous distributions
توزیع پیوسته
despatching
توزیع امکانات
demotic distribution
توزیع جمعیت
dispatching
توزیع امکانات
decile
توزیع دهگانه
dealing arrangments
نحوه توزیع
despatched
توزیع امکانات
despatches
توزیع امکانات
dispatch
توزیع امکانات
distributing
توزیع کردن
distributing point
نقطه توزیع
distributes
توزیع کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com