English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (6 milliseconds)
English Persian
ishmael اسمعیل فرزند ابراهیم وهاجر
Other Matches
isaac اسحق فرزند حضرت ابراهیم
abraham ابراهیم
abraam ابراهیم
abraham ابراهیم پیامبر
abraam ابراهیم پیامبر
fry فرزند
fries فرزند
impignorate فرزند
sonship فرزند
sonless بی فرزند
progeniture فرزند
filicide فرزند کش
progency فرزند
only child تک فرزند
sons فرزند
breeds فرزند
child فرزند
frying فرزند
breed فرزند
bairn فرزند
getting فرزند
scions فرزند
offspring فرزند
scion فرزند
gets فرزند
get فرزند
progeny فرزند
son فرزند
bairns فرزند
polynices فرزند ادیپوس
Paris فرزند " پریام "
nurse child فرزند خوانده
nurse child فرزند رضائی
to berave of ason بی فرزند کردن
whoreson فرزند فاحشه
orestes فرزند اگاممنون
fosterling فرزند رضاعی
foster child فرزند خوانده
firstborn فرزند ارشد
stepson فرزند خوانده
filicide فرزند کشی
child adoption فرزند خواندگی
stepsons فرزند خوانده
adopted child فرزند خوانده
godchildren فرزند خوانده
godchild فرزند خوانده
stepchildren فرزند خوانده
hagseed فرزند زن ساحره
stepchild فرزند خوانده
adoption فرزند خواندگی
sonnish فرزند وار
sonny فرزند جان
fruit فرزند میوه دادن
mac پیشوندی بمعنی " فرزند"
macs پیشوندی بمعنی " فرزند"
fruits فرزند میوه دادن
the losser of a child فقدان یا داغ فرزند
medea complex عقده فرزند کشی
he is my only child فرزند یگانه من است
freeborn فرزند ازاد مرد
problem child فرزند مسئله دار
sole offspring فرزند منحصر بفرد
judah یهودا فرزند یعقوب
japheth یافث فرزند نوح پیامبر
hagborn شیطان زاده فرزند ساحره
fosterling طفل شیرخوار فرزند خوانده
adoptionist معتقد به فرزند خواندگی عیسی
levi لاوی فرزند یعقوب پیغمبر
ancestral file که فرزند فایل جاری است
abel فرزند ادم ابوالبشر که برادرش
parenting پس انداختن و بار آوردن فرزند
thyestes فرزند پلوپس وبرادر اتریوس
shem سام فرزند بزرگ نوح پیغمبر
primogeniture حق فرزند ارشد ذکور نسبت به تمام ارث (در قدیم)
jonathan یوناتان فرزند شائول و دوست داود پیغمبر
aegisthus فرزند Thyestes قاتل Atreus و عاشق کلیتمنسترا
ultimogeniture اصول رسیدن میراث به فرزند کهتر حق کهتری
jus sanguinis قانونی که بموجب ان تابعیت فرزند از روی تابعیت والدینش معین میگردد
grandfather file سومین گونه معروف فایل پشتیبان پس از فایل پدر و فرزند
parent program در حین اجرا. مراحل اصلی که به برنامه پدر بر می گردد پس از اتمام کار برنامه فرزند
recaption مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
tenant by curtesy عنوان شوهر است که بعد ازفوت زوجه اش در صورتی که از او فرزند مسلم الوراثتی داشته باشد که در زمان حیات زوجه متولد شده باشدمیتواند مادام العمر از ترکه غیر منقول مشارالیه استفاده کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com