Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English
Persian
byname
اسم فرعی
Search result with all words
ancillary
فرعی
subaltern
فرعی
subalterns
فرعی
antler
شاخ فرعی انشعاب شاخ
antlers
شاخ فرعی انشعاب شاخ
subspecies
قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
by line
خط فرعی راه اهن
by-line
خط فرعی راه اهن
by-lines
خط فرعی راه اهن
subordinate
فرعی پایین تر
subordinated
فرعی پایین تر
subordinates
فرعی پایین تر
subordinating
فرعی پایین تر
maintenance
بررسی کننده برنامه که اشکال فرعی یا خطایی که به بخشهای اصلی آسیب نمیزند را صحیح میکند
shunt
موازی موازی فرعی
shunted
موازی موازی فرعی
shunts
موازی موازی فرعی
master
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
subculture
فرهنگ فرعی
subculture
کشت فرعی
subcultures
فرهنگ فرعی
subcultures
کشت فرعی
extension
تلفن فرعی
extensions
تلفن فرعی
extraneous
تصادفی فرعی
subcontract
قرار داد فرعی بستن
subcontract
مقاطعه کاری فرعی
subcontract
قرارداد فرعی
subcontracted
قرار داد فرعی بستن
subcontracted
مقاطعه کاری فرعی
subcontracted
قرارداد فرعی
subcontracting
قرار داد فرعی بستن
subcontracting
مقاطعه کاری فرعی
subcontracting
قرارداد فرعی
subcontracts
قرار داد فرعی بستن
subcontracts
مقاطعه کاری فرعی
subcontracts
قرارداد فرعی
subcontractor
مقاطعه کار فرعی
subcontractors
مقاطعه کار فرعی
by
فرعی
accessory
فرعی
accessory
لوازم فرعی
accessory
دعوای فرعی
alternate
راه کار فرعی
alternated
راه کار فرعی
alternates
راه کار فرعی
secondary
فرعی
overtone
صدای فرعی
overtone
شدیدالحن مفهوم فرعی
overtones
صدای فرعی
overtones
شدیدالحن مفهوم فرعی
subdivide
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivided
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivides
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdividing
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
sublet
اجاره فرعی دادن
sublets
اجاره فرعی دادن
sidetrack
جاده فرعی
sidetracked
جاده فرعی
bye
چیزهای کناری یاثانوی فرعی
byes
چیزهای کناری یاثانوی فرعی
inferior
پایین رتبه فرعی
inferior
فرعی
inferiors
پایین رتبه فرعی
inferiors
فرعی
sideline
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
sidelined
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
sidelines
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
sidelining
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
tributaries
فرعی
tributary
فرعی
branch line
خط فرعی
branch lines
خط فرعی
subdivision
بخش فرعی
subdivisions
بخش فرعی
annex
شعبه فرعی
annex
ساختمان فرعی جدا
annexes
شعبه فرعی
annexes
ساختمان فرعی جدا
annexing
شعبه فرعی
annexing
ساختمان فرعی جدا
subsidiaries
متمم فرعی
subsidiaries
فرعی
subsidiary
متمم فرعی
subsidiary
فرعی
incident
فرعی
incidents
فرعی
side effect
اثر فرعی
side-effect
اثر فرعی
side-effects
اثر فرعی
bypass
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
bypass
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
bypass
مسیر فرعی
bypassed
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
bypassed
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
bypassed
مسیر فرعی
bypasses
کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
bypasses
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
Other Matches
by pass
بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
by pass
گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype
بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
stbtitle
عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
sublease
اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
spillover effect
اثر فرعی
derivative
فرعی
sub dam
سد فرعی
succursal
فرعی
adjuncts
فرعی
derivatives
فرعی
lateral
فرعی
half deck
پل فرعی
extrinsic
فرعی
petty
فرعی
adjunct
فرعی
secondary effect
اثر فرعی
fall-out
[side effect]
اثر فرعی
byeffect
اثر فرعی
by-effect
اثر فرعی
adverse reaction
اثر فرعی
second class
فرعی
min
فرعی
minor
فرعی
accessorial
فرعی
diverticulum
جاده فرعی
auxiliary activity
فعالیت فرعی
avocation
کار فرعی
dixings
ارایشهای فرعی
auxiliary switch
کلید فرعی
dog leg
شاخه فرعی
an off street
کوچه فرعی
alternative airfield
فرودگاه فرعی
lay shaft
میله فرعی
intercardinal points
جهات فرعی
intercardinal headings
جهات فرعی
incidentals
اقلام فرعی
incidental effect
اثر فرعی
floor jack
اهرم فرعی
articulated connecting rod
شاتون فرعی
link road
راه فرعی
extension telephone
تلفن فرعی
backway
جاده فرعی
derived units
احاد فرعی
bypath
جاده فرعی
sub network
شبکه فرعی
bracteole
برگچه فرعی
by product
نتیجه فرعی
by election
انتخابات فرعی
bye election
انتخابات فرعی
by product
محصول فرعی
by product
فراورده فرعی
spur track
جاده فرعی
by lane
کوچه فرعی
by pass
لوله فرعی
by pass
گذرگاه فرعی
by product material
فراورده فرعی
borrowed light
نورگیر فرعی
bayou
نهرکوچک یا فرعی
derived units
واحدهای فرعی
secondary unit
واحد فرعی
by path
جاده فرعی
blessed folder
مخزن فرعی
daughter chain
زنجیر فرعی
cotype
نوعی فرعی
coproduct
محصول فرعی
consequent pole
قطب فرعی
colonnette
ستون فرعی
byroad
جاده فرعی
by work
کار فرعی
by way
راه فرعی
derived unit
واحد فرعی
minor arts
هنرهای فرعی
extension
شماره فرعی
underplot
داستان فرعی
token money
پول فرعی
tine
شاخ فرعی
sugroup
دسته فرعی
substrate
شکل فرعی
substation
ایستگاه فرعی
suborder
راسته فرعی
submenu
منوی فرعی
subspace
فضای فرعی
subinterval
فاصله فرعی
subharmonic
هماهنگ فرعی
subgenus
تیره فرعی
subgenus
جنس فرعی
byway
راه فرعی
byways
راه فرعی
subordinate clause
جملهوارهی فرعی
lay-shaft
میله فرعی
jamb-shaft
ستون فرعی
annexe
ساختمان فرعی
DIVERSION
راه فرعی
walk-on
بازیگر فرعی
subordinate clauses
جملهوارهی فرعی
subsidiary company
شرکت فرعی
subfamily
تیره فرعی
side dish
غذاهای فرعی
secondary stress
خستگی فرعی
secondary stairs
پلکان فرعی
secondary port
بندر فرعی
secondary markets
بازارهای فرعی
second fiddle
شخص فرعی
rootlet
ریشه فرعی
retort tar
قطران فرعی
radicle
فرعی نازک
quadrantal points
جهات فرعی
pseudocarp
میوه فرعی
probative
حقایق فرعی
municipal road
راه فرعی
minor elements
عناصر فرعی
side effects
اثرات فرعی
side line occupations
مشاغل فرعی
subsidiary occupations
مشاغل فرعی
subfamily
خانواده فرعی
subdirectory
فهرست فرعی
subclass
شعبه فرعی
subclass
طبقه فرعی
subagency
نمایندگی فرعی
sub station
پست فرعی
sub sector
بخش فرعی
sub contractor
پیمانکار فرعی
stop street
خیابان فرعی
slave station
ایستگاه فرعی
sideway
فرعی از پهلو
sidepiece
چیز فرعی
side show
موضوع فرعی
side show
نمایش فرعی
minor constituent
عنصر فرعی
secondary position
موضع فرعی
corollary
نتیجه فرعی
corollaries
نتیجه فرعی
bypassing
مسیر فرعی
bypasses
مسیر فرعی
subsection
قسمت فرعی
subsections
قسمت فرعی
adjunct
صفت فرعی
by-products
محصول فرعی
by-product
محصول فرعی
adjuncts
صفت فرعی
accessory nerve
عصب فرعی
accessory substances
مواد فرعی
minor league
لیگ فرعی
sideshows
نمایش فرعی
nervus accessorius
عصب فرعی
appendage
دستگاه فرعی
sideshow
نمایش فرعی
episode
داستان فرعی
wayside
ایستگاه فرعی
inset
نقشه فرعی
insets
نقشه فرعی
side issue
موضوع فرعی
appendages
دستگاه فرعی
side issue
مسئله فرعی
side issues
موضوع فرعی
side issues
مسئله فرعی
episodes
داستان فرعی
subcommittees
کمیسیون فرعی
subcommittee
کمیته فرعی
subcommittee
کمیسیون فرعی
alternate position
موضع فرعی
affluent
رود فرعی
subcommittees
کمیته فرعی
avocational
وابسته بکار فرعی
bayou
شاخه فرعی رودخانه
underpart
تقسیمات جز بخش فرعی
by-play
حرکات یا مکالمات فرعی
shunt winding
سیم پیچ فرعی
subprincipal
تیر فرعی تاق
subhead
عنوان جزء یا فرعی
subhead
عنوان فرعی مقاله
subinfeudate
ملوک الطوایفی فرعی
activated mine
مین با ماسوره فرعی
suboptimization
بهینه سازی فرعی
subsidiary brand
علامت تجارتی فرعی
suborder
طبقه بندی فرعی
telephone extension set
دستگاه تلفن فرعی
sympodium
شبیه محور فرعی
subarea
بخش فرعی منطقه
subassembly
قسمت فرعی دستگاه
bylaws
قانون ومقررات فرعی
effluents
فاضل اب نهر فرعی
intermediate approach
مسیر تقرب فرعی
effluent
فاضل اب نهر فرعی
to underlet
اجاره فرعی دادن
by product cock oven plant
محصولات فرعی کک سازی
by product recovery
بازده محصولات فرعی
to underlease
اجاره فرعی دادن
to take in lodgers
اجاره فرعی دادن
minors
تیمهای لیگ فرعی
byelaw
قانون فرعی وضمنی
bylaw
قانون فرعی وضمنی
dog-leg
[شاخه فرعی پله]
accessory gear box
جعبه چرخدنده فرعی
secondary item
کالای تدارکاتی فرعی
secondary item
اقلام فرعی تدارکاتی
private brench exchange switchboard
مرکز سوئیچینگ فرعی
subsidiary quantum level
ترازهای کوانتومی فرعی
secondary airflow
جریان هوای فرعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com