Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
slip
اشتباه در نقشه خوانی
Other Matches
map reading
نقشه خوانی
map reading
نقشه خوانی کردن
range error
اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
solfeggio
نت خوانی سولفش خوانی
solfege
نت خوانی سولفش خوانی
glitches
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
glitch
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
out of place
<idiom>
درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن
map
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
strategy
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
conformal projection
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
line route map
نقشه نشان دهنده راهها نقشه راهنمای مسیر خطوط سیم دستگاه
docking plan
نقشه مسیر ورود کشتی به حوضچه تعمیر نقشه ساختمان قسمت زیر ناوlongshoreman
cartographer
ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
control map
نقشه مخصوص بررسی صحت بقیه نقشه ها
hyetography
نقشه کشی از بارندگی نمایش بارش با نقشه
cartographers
ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
I consider that a mistake.
[I regard that as a mistake.]
این به نظر من اشتباه است.
[این را من اشتباه بحساب می آورم.]
topographic map
نقشه عوارض نما نقشه توپوگرافی
mapping
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
recitals
از بر خوانی
lip-reading
لب خوانی
association
هم خوانی
sol fa
نت خوانی
solmization
نت خوانی
recitation
از بر خوانی
associations
هم خوانی
recitations
از بر خوانی
call in
تو خوانی
recitative
از بر خوانی
recital
از بر خوانی
lip reading
لب خوانی
mirror reading
وارونه خوانی
telepathy
اندیشه خوانی
to stab in the back
ریزه خوانی
harangue
رجز خوانی
catalexia
مکرر خوانی
haranguing
رجز خوانی
harangues
رجز خوانی
palinlexia
وارونه خوانی
harangued
رجز خوانی
antiphony
تهلیل خوانی
thought reading
اندیشه خوانی
illegutimation
حرمزادگی خوانی
lamentation
مرثیه خوانی
scatter read
پراکنده خوانی
silent reading
بیصدا خوانی
lamentations
مرثیه خوانی
psalmody
سرود خوانی
solmizate
نت خوانی کردن
phrenology
جمجمه خوانی
solmization
وزن خوانی
flyting
رجز خوانی
psalmody
مزمور خوانی
storage map
نقشه انباره نقشه انبارش
proofreads
نمونه خوانی کردن
incantations
افسون خوانی جادوگری
declaims
رجز خوانی کردن
declaiming
رجز خوانی کردن
declaimed
رجز خوانی کردن
declaim
رجز خوانی کردن
solos
تک خوانی بطور انفرادی
incantation
افسون خوانی جادوگری
call statement
حکم فرا خوانی
news room
اطاق روزنامه خوانی
nocturn
سحر خوانی شبانه
direct reading instrument
دستگاه مستقیم خوانی
solo
تک خوانی بطور انفرادی
prayerfulness
عادت نماز خوانی
orthoepic
مبنی بر درست خوانی
epigraphy
علم کتیبه خوانی
psalmodic
وابسته به زبور خوانی
illegutimation
نادرستی نامشروع خوانی
proofread
نمونه خوانی کردن
proofreading
نمونه خوانی کردن
phrenological
وابسته به جمجمه خوانی
kapell meister
رئیس دسته سرود خوانی
have one's nose in a book
<idiom>
کرم کتاب خوانی داشتن
recitetion
از حفظ خوانی پس دادن درس
gray oral reading test
ازمون بلند خوانی گری
lipreading
فهم کلمات از راه حرکات لب لب خوانی
orthographic
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
recitation
از حفظ خوانی بازگو نمودن درس حفظی شرح
recitations
از حفظ خوانی بازگو نمودن درس حفظی شرح
plot
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plotted
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
geodesy
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
map sheet
شماره برگ نقشه از سریهای مختلف برگ نقشه
vignetting
سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
nowel
کلمه ایست که درسرود خوانی و هلهلههای عید میلادمسیح تکرار میکنند
outline assembly drawing
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
spandrel
لچک
[در فرش های لچک ترنج، لچک ها معمولا یک چهارم ترنج بوده و یا دارای نقشه مشابه و یا نقشه متفاوت می باشند.]
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
datum error
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
delivery error
اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
geodetic datum
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
bench mark
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
computer aided design and drafting
طراحی و نقشه کشی به کمک کامپیوتر طراحی و نقشه کشی کامپیوتری
polar stereographic
سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
trimsize
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
projections
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
grid navigation
ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
trig list
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
false
<adj.>
اشتباه
snafu
اشتباه
inerrant
بی اشتباه
fallacies
اشتباه
jeofail
اشتباه
mistakenness
اشتباه
goofing
اشتباه
flounders
اشتباه
floundering
اشتباه
goofs
اشتباه
floundered
اشتباه
flounder
اشتباه
goofed
اشتباه
lap sus
اشتباه
goof
اشتباه
incorrectness
اشتباه
faux pas
اشتباه
mistakes
اشتباه
mistake
اشتباه
wrongs
اشتباه
mistaking
اشتباه
barratry
اشتباه
clanger
اشتباه
discrepancy
اشتباه
mix-ups
اشتباه
mix-up
اشتباه
mix up
اشتباه
wronging
اشتباه
errancy
اشتباه
faults
اشتباه
in error
<adj.>
اشتباه
fallacy
اشتباه
to put one in the wrong
اشتباه
wrong
اشتباه
faulted
اشتباه
fault
اشتباه
fumbles
اشتباه
errors
اشتباه
trips
اشتباه
fumbled
اشتباه
overseen
در اشتباه
fumble
اشتباه
error
اشتباه
tripped
اشتباه
trip
اشتباه
survey station
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
map plane
سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
blunder
اشتباه کردن
blundered
اشتباه بزرگ
blunder
اشتباه لپی
slip up
اشتباه کردن
blamed
اشتباه گناه
blunder
اشتباه بزرگ
blundered
اشتباه لپی
blames
اشتباه گناه
blundered
اشتباه کردن
unintentionally
<adv.>
بصورت اشتباه
blame
اشتباه گناه
slip-ups
اشتباه کردن
mistook
اشتباه کردن
blaming
اشتباه گناه
slip-up
اشتباه کردن
goofing
اشتباه کردن
by accident
<adv.>
بصورت اشتباه
as a result of a mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
fault
تقصیر اشتباه
goofs
اشتباه کردن
faulted
تقصیر اشتباه
faults
تقصیر اشتباه
bloomer
اشتباه احمقانه
goofed
اشتباه کردن
goof
اشتباه کردن
blundering
اشتباه بزرگ
blundering
اشتباه لپی
blundering
اشتباه کردن
blunders
اشتباه بزرگ
blunders
اشتباه لپی
blunders
اشتباه کردن
to put wise
از اشتباه دراوردن
deflection error
اشتباه انحراف
deflection error
اشتباه سمتی
fumbled
اشتباه کردن
typing error
اشتباه تایپی
typo
اشتباه تایپی
deflection error
اشتباه سمت
fumble
اشتباه کردن
slip of the tongue
<idiom>
اشتباه لپی
spuriously
<adv.>
بصورت اشتباه
delivery error
اشتباه در تیراندازی
fumbles
اشتباه کردن
dispersion error
اشتباه پراکندگی
to set
از اشتباه دراوردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com