English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (16 milliseconds)
English Persian
to make a typing error [mistake] اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
to make a typo [American E] اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
to hit the wrong key [on the PC/phone/calculator] اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
Other Matches
pushbutton آنچه با فشار دادن یک دکمه کار کند
clicking فشار دادن دکمه بالای دستگاه ماوس paste and cut
to press the button دکمه را فشار دادن در راه انداختن چیزی یا کاری پیش قدم شدن
clicks تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicked تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
click تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
range error اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
single breasted دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single-breasted دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
misreport اشتباه گزارش دادن
pushed فشار دادن
pushing فشار دادن
press فشار دادن
pinch فشار دادن
presses فشار دادن
pinches فشار دادن
pushes فشار دادن
force فشار دادن
forces فشار دادن
hustles فشار دادن
hustled فشار دادن
hustling فشار دادن
hustle فشار دادن
forcing فشار دادن
push فشار دادن
yerk فشار دادن
press فشار دادن با انگشتان
clamps بندزدن فشار دادن
clamped بندزدن فشار دادن
presses فشار دادن با انگشتان
clamp بندزدن فشار دادن
trigger squeeze فشار دادن ماشه
pushed نشاندن فشار دادن
push نشاندن فشار دادن
clamping بندزدن فشار دادن
squeezed چلاندن فشار دادن
squeezing چلاندن فشار دادن
squeezes چلاندن فشار دادن
pushes نشاندن فشار دادن
squeeze چلاندن فشار دادن
glitch یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
glitches یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
to prod somebody کسی را با نوک انگشت فشار دادن
tensions بحران تحت فشار قرار دادن
tension بحران تحت فشار قرار دادن
to poke somebody کسی را با نوک انگشت فشار دادن
suppressing مانع شدن تحت فشار قرار دادن
suppresses مانع شدن تحت فشار قرار دادن
suppress مانع شدن تحت فشار قرار دادن
out of place <idiom> درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن
attack فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
To try to strangle someone . گلوی کسی را فشار دادن ( بقصد خفه کردن )
attacks فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attacked فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
thrusts فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
clicks صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
click صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
thrust فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrusting فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
embattle حاضر بجنگ شدن تحت فشار شدید قرار دادن
clicked صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
superinduce تخحت فشار قرار گرفتن کشیدن یا گذاشتن یا جا دادن تجدید فراش کردن
fumbles از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
fumble از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
fumbled از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
I consider that a mistake. [I regard that as a mistake.] این به نظر من اشتباه است. [این را من اشتباه بحساب می آورم.]
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
glides حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glide حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
f key برنامه کمکی مکینتاش که توسط فشار دادن کلیدهای Command و Shift باکلیدهای عددی از صفر تا 9اجرا میشود
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pushed فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
push فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
pushes فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
pressure breathing تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
knobs دکمه
tubercle دکمه
gemma دکمه
tuberculum دکمه
knob دکمه
button hole جا دکمه
bottle flower گل دکمه
shutter release button دکمه
shooting adjustment keys دکمه
reset button دکمه
knop دکمه
buttoning دکمه
buttoned دکمه
stop knob دکمه
buttons دکمه
tubers دکمه
button دکمه
botton دکمه
tuber دکمه
snap fastener دکمه قابلمه
mouse button دکمه ماوس
buttonholed سوراخ دکمه
buttonholes سوراخ دکمه
push button دکمه فشاری
buttonhole سوراخ دکمه
buttonholing سوراخ دکمه
snap fastener دکمه فشاری
radio button دکمه رادیو
sleeve link دکمه زنجیری
gemmule دکمه گیاهک
cuffs دکمه سردست
gemmiparous دکمه اور
flue stop دکمه ارگ
cuff دکمه سردست
double breasted کت چهار دکمه
buttonhook قلاب دکمه
buttonhook سگک دکمه
alarm push دکمه اژیر
Buttonhole کتی که در دو طرف دکمه دارد
unbuttons گشودن دکمه
unbuttoning گشودن دکمه
unbuttoned گشودن دکمه
knobbed دکمه دار
unbutton گشودن دکمه
buttonhook دکمه انداز
cuffing دکمه سردست
cuffed دکمه سردست
coarse adjustment knob دکمه تنظیم زیرین
olivette دکمه هسته خرمایی
fine adjustment knob دکمه تنظیم دقیق
olivet دکمه هسته خرمایی
condenser adjustment knob دکمه تنظیم تراکم
stud دکمه سردست دسته
film advance mode دکمه رد کردن فیلم
button هرچیزی شبیه دکمه
buttoning هرچیزی شبیه دکمه
buttoned هرچیزی شبیه دکمه
door stop دکمه کله قندی
canopy release knob دکمه برقراری سایبان
viewfinder adjustment keys دکمه یابنده هدف
beater ejector دکمه تعویض سر همزن
push botton دکمه زنگ اخبار
eying دکمه یا گره سیب زمینی
eyes دکمه یا گره سیب زمینی
eyeing دکمه یا گره سیب زمینی
farcy bud دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
eye دکمه یا گره سیب زمینی
seat back adjustment knob دکمه تنظیم پشتی صندلی
exposure adjustment knob دکمه نمایش تعداد فیلم
tuberculous دارای برامدگی یا دکمه مسلول
cornet a pistons یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
double breasted کتی که در دو طرف دکمه دارد
boutonniere بریدگی یاشکاف جای دکمه
farcy button دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
datum error اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
etui جعبهء کوچک زینتی سوزن نخ و دکمه
righting دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
right دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
righted دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
boutonniere گلی که درسوراخ دکمه کت زده میشود
shell jacket بالاتنه کوتاه دکمه دار نظامی
delivery error اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
reefing jacket یکجور نیمتنه چسبان که از دوطرف دکمه میخورد
pelican crossing دکمه ای که با زدن آن عبور و مرور قطع میشود
programmable function keyboard صفحه کلید دکمه یی برای سیستمهای گرافیکی
double click احضار یک فرمان توسط دکمه دستگاه OUSE
O.K. دکمه OK که برای شروع یا تایید یک عمل به کار می رود
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
Programs menu زیر منوییکه از دکمه Start در ویندوز قابل دستیابی است
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
double ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled up ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
BNC connector متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
click دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicks دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicked دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
contrast دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasting دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasts دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasted دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
reduce تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
taskbar میلهای که درپایین صفحه ویندوز اجرا میشود و دکمه + Start و پیش از سایر برنامه ها پنجرههای جاری را نشان میدهد
shift click ضرب دکمه ماوس همراه بافشردن کلید Shift صفحه کلید
dial up استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
floundering اشتباه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com