Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
Slip of the tongue (pen).
اشتباه لفظی (نگارشی )
Other Matches
range error
اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
flourish
تزئینات نگارشی
flourished
تزئینات نگارشی
flourishes
تزئینات نگارشی
I am just a pen – pusher .
قلم صد تا یک غاز می زنم (کارهای دفتری یا نگارشی کم درآمد )
glitches
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
glitch
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
out of place
<idiom>
درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن
verbal
لفظی
metaphrastic
لفظی
textuary
لفظی
literal
لفظی
vocabular
لفظی
wordiness
پر لفظی
literality
لفظی بودن
logomachy
مجادله لفظی
metaphraze
ترجمه لفظی
textual
لفظی متنی
paronomasia
جناس لفظی
verbalism
انتقاد لفظی
literal
حرفی لفظی
lay (light) into
<idiom>
دعوای لفظی
literal operand
عملوند لفظی
contradiction in terms
تناقص لفظی
wordplay
معمای لفظی
literalist
طرفدار معنی یا ترجمه لفظی
simile
[rhetorical figure of speech]
تشبیه
[استعاره ]
[گفتار لفظی]
biblicism
پیروی تحت لفظی از کتاب مقدس
They have had words ,I hear .
شنیده ام حرفشان شده ( بحث ؟ جدل لفظی )
In the heat of the moment
<idiom>
[در گرما گرم کار]
[بحث ومجادله لفظی]
literality
صوری بودن عینیت تفسیر یا ترجمه لفظی
toneme
لفظی که درالسنه اهنگی تلفظ خاصی داشته باشد
textualism
اهمیت دادن به لفظ یا معنی فاهر انتقاد لفظی
I consider that a mistake.
[I regard that as a mistake.]
این به نظر من اشتباه است.
[این را من اشتباه بحساب می آورم.]
euphuism
انشاء پرتصنع و مغلق فصاحت فروشی یا استعمال صنایع لفظی
datum error
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
delivery error
اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
mistakes
اشتباه
mistaking
اشتباه
errancy
اشتباه
to put one in the wrong
اشتباه
clanger
اشتباه
faux pas
اشتباه
mix-up
اشتباه
barratry
اشتباه
discrepancy
اشتباه
mix-ups
اشتباه
mix up
اشتباه
fallacies
اشتباه
fallacy
اشتباه
faults
اشتباه
mistake
اشتباه
inerrant
بی اشتباه
jeofail
اشتباه
lap sus
اشتباه
wrong
اشتباه
wronging
اشتباه
snafu
اشتباه
mistakenness
اشتباه
fault
اشتباه
incorrectness
اشتباه
faulted
اشتباه
wrongs
اشتباه
overseen
در اشتباه
false
<adj.>
اشتباه
trips
اشتباه
trip
اشتباه
errors
اشتباه
error
اشتباه
fumbles
اشتباه
fumbled
اشتباه
fumble
اشتباه
tripped
اشتباه
goofs
اشتباه
flounder
اشتباه
goofing
اشتباه
floundered
اشتباه
in error
<adj.>
اشتباه
goofed
اشتباه
goof
اشتباه
flounders
اشتباه
floundering
اشتباه
by a mistake
<adv.>
بطور اشتباه
by accident
<adv.>
بطور اشتباه
by mistake
<adv.>
بطور اشتباه
inadvertently
<adv.>
بطور اشتباه
as a result of a mistake
<adv.>
بطور اشتباه
phonily
<adv.>
بصورت اشتباه
wrongly
<adv.>
بصورت اشتباه
boo boo
اشتباه کاری
computational
اشتباه در محاسبه
spuriously
<adv.>
بصورت اشتباه
lapsus memoriac
اشتباه یا لغزش
as a result of a mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
lapsus linguac
اشتباه لپی
incorrectly
<adv.>
بصورت اشتباه
spuriously
<adv.>
بطور اشتباه
unintentionally
<adv.>
بصورت اشتباه
deflection error
اشتباه سمت
dispersion error
اشتباه پراکندگی
delivery error
اشتباه در تیراندازی
unintentionally
<adv.>
بطور اشتباه
inadvertently
<adv.>
بصورت اشتباه
by accident
<adv.>
بصورت اشتباه
deflection error
اشتباه انحراف
by mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
flub
اشتباه احمقانه
dead shot
تیر اشتباه
by a mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
deflection error
اشتباه سمتی
faultily
<adv.>
بصورت اشتباه
to read wrong
اشتباه
[ی]
خواندن
unmistakable
خالی از اشتباه
to set
از اشتباه دراوردن
to put wise
از اشتباه دراوردن
to make an error
اشتباه کردن
falsely
<adv.>
بطور اشتباه
to make a mistake
اشتباه کردن
you are mistaken
در اشتباه هستید
typo
اشتباه تایپی
slip of the tongue
<idiom>
اشتباه لپی
make a mistake
<idiom>
اشتباه کردن
trip up
<idiom>
اشتباه کردن
off the beam
<idiom>
اشتباه ،خطا
to goof up
[American E]
اشتباه کردن
typing error
اشتباه تایپی
I made a mistake . I was wrong.
من اشتباه کردم
faultily
<adv.>
بطور اشتباه
systematic error
اشتباه سیستماتیک
misplay
بازی اشتباه
misguidely
از روی اشتباه
miscue
اشتباه کردن
mils trip
اشتباه میلیمی
metachronism
اشتباه تاریخی
malentendu
اشتباه فهمیدن
incorrectly
<adv.>
بطور اشتباه
phonily
<adv.>
بطور اشتباه
wrongly
<adv.>
بطور اشتباه
misstep
اشتباه درقضاوت
mistakable
قابل اشتباه
mistake of fact
اشتباه موضوعی
syntax error
اشتباه ترکیبی
professional misconduct
اشتباه حرفهای
probable error
اشتباه احتمالی
peccant
اشتباه کار
parachronism
اشتباه تاریخی
miswrite
اشتباه نوشتن
mistakenness
در اشتباه بودن
mistaken party
اشتباه کننده
mistake of law
اشتباه حکمی
falsely
<adv.>
بصورت اشتباه
boner
اشتباه مضحک
inaccuracy
خطا یا اشتباه
blundering
اشتباه کردن
blundering
اشتباه لپی
erroneous
غلط اشتباه
blundering
اشتباه بزرگ
blundered
اشتباه کردن
blundered
اشتباه لپی
goof
اشتباه کردن
goofed
اشتباه کردن
blunders
اشتباه بزرگ
blunders
اشتباه لپی
blunders
اشتباه کردن
inaccuracy
اشتباه غلط
inaccuracies
خطا یا اشتباه
inaccuracies
اشتباه غلط
miscarriages of justice
اشتباه قضایی
miscarriage of justice
اشتباه قضایی
faults
تقصیر اشتباه
faulted
تقصیر اشتباه
fault
تقصیر اشتباه
goofing
اشتباه کردن
blunder
اشتباه کردن
goofs
اشتباه کردن
misprints
اشتباه چاپی
bloomer
اشتباه احمقانه
disabusing
از اشتباه دراوردن
disabused
از اشتباه دراوردن
disabuse
از اشتباه دراوردن
mistook
اشتباه کردن
misconstruing
اشتباه کردن
misconstrue
اشتباه کردن
misprint
اشتباه چاپی
miscalculation
محاسبه اشتباه
miscalculations
محاسبه اشتباه
blunder
اشتباه لپی
slip up
اشتباه کردن
slip-up
اشتباه کردن
blunder
اشتباه بزرگ
slip-ups
اشتباه کردن
misconstrues
اشتباه کردن
oversights
اشتباه نظری
oversight
اشتباه نظری
misconstrued
اشتباه کردن
mistaken
اشتباه کرده
blames
اشتباه گناه
slip
اشتباه کردن
blamed
اشتباه گناه
blame
اشتباه گناه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com