Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 173 (9 milliseconds)
English
Persian
mystic participation
اشتراک رمزی
Other Matches
authentication code
سیستم نشانی رمزی معرفهای رمزی
codress
نوعی پیام که کلیه متن ان فقط به رمز ارسال میشود گیرندگان رمزی پیام باادرس رمزی
cipher
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
which transponder
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
synergic
با اشتراک مساعی دارای اشتراک مساعی
subscription
اشتراک
subscriptions
اشتراک
intercommunity
اشتراک
subsoription
اشتراک
participation
اشتراک
sharing
اشتراک
unity
اشتراک
subescription
اشتراک
intersection
اشتراک
meet
اشتراک
communality
اشتراک
meets
اشتراک
intersections
اشتراک
abonne
حق اشتراک
societies
اشتراک مساعی
franchise
حق اشتراک تجاری
time sharing
اشتراک وقت
resource sharing
اشتراک در منابع
society
اشتراک مساعی
data sharing
اشتراک داده
overlapped
اشتراک داشتن
overlapping
دارای اشتراک
overlaps
اشتراک داشتن
resource sharing
اشتراک منبع
overlap
اشتراک داشتن
common statement
حکم اشتراک
abonne
وجه اشتراک
throughput time
اشتراک زمانی
shareware
اشتراک افزار
union
اشتراک منافع
shared logic
منطق اشتراک
unions
اشتراک منافع
time sharing
اشتراک زمانی
solidarity
اشتراک منافع ومسئولیتها
Intersection
[set theory]
اشتراک
[مجموعه]
[ریاضی]
cooperate
اشتراک مساعی کردن
cost sharing contract
قرارداد اشتراک در هزینه ها
Count me in!
من حاضرم برای اشتراک!
osculation
تماس اشتراک صفات
resource sharing
اشتراک گذاشتن منبع
estate in common
اشتراک در مالکیت زمین
backstairs
رمزی
encoded
رمزی
allusive
رمزی
allegoric
رمزی
occult
رمزی
furtive
رمزی
coded
رمزی
allegorical
رمزی
emblematical
رمزی
enigmatical
رمزی
in petto
رمزی
monogrammatic
رمزی
runic
رمزی
symbolically
رمزی
symbolic
رمزی
cryptic
رمزی
cryptically
رمزی
mystics
رمزی
mystic
رمزی
figurative
رمزی
emblematic
رمزی
duumvirate
اشتراک دو نفرهم رتبه درکاری
synergy
کار توام اشتراک مساعی
subsoription
وجه اشتراک پول ابونمان
parallelism
ترادف عبارات اشتراک وجه
codification
رمزی کردن
cryptograph
نوشته رمزی
mystifying
رمزی کردن
cryptogram
نوشته رمزی
formal logic
منطق رمزی
symbolic logic
منطق رمزی
coded character
دخشه رمزی
cryptocorrespondence
مکاتبات رمزی
mystic sense
معنی رمزی
puzzle lock
قفل رمزی
encodes
رمزی کردن
formula
قاعده رمزی
symbolic
رمزی اشاری
watchword
کلمه رمزی
code words
کلمات رمزی
code word
کلمات رمزی
figurative
رمزی کنایهای
symbolically
رمزی اشاری
code
رمزی کردن
esoteric
رمزی درونی
mystified
رمزی کردن
mystifies
رمزی کردن
watchwords
کلمه رمزی
encode
رمزی کردن
occult
سری رمزی
encoded
رمزی شده
formulae
قاعده رمزی
formulas
قاعده رمزی
undercover
رمزی جاسوس
mystify
رمزی کردن
synergetic
دارای اشتراک مساعی همکاری کننده
subscription
وجه اشتراک مجله تعهد پرداخت
subscriptions
وجه اشتراک مجله تعهد پرداخت
token
معجزه علامت رمزی
semiotic
مکتب علائم رمزی
phase encoded
رمزی شده با فاز
mystically
بطور رمزی یا استعماری
tokens
معجزه علامت رمزی
semeiotic
مکتب علائم رمزی
cryptanalysis
کشف نوشته رمزی
cypher
حروف یامهر رمزی
coded decimal
رقم دهدهی رمزی
cryptosecurity
حفافت مکاتبات رمزی
cryptocommunication
ارتباط ومخابرات رمزی
cryptorelated informations
اطلاعات مربوط به مکاتبات رمزی
to crack a code
رمزی
[گاوصندوق یا رایانه]
را شکندن
cryptanalyze
نوشته رمزی را کشف کردن
numerology
مبحث معانی رمزی اعداد
token
کلمه رمزی علامت مشخصه
tokens
کلمه رمزی علامت مشخصه
sigil
علامت نجومی علائم رمزی
symbolization
استعمال علائم ونشانهای رمزی
symbology
مبحث مطالعه علائم ونشانههای رمزی
cyphers
فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
formulation
دستور سازی تبدیل به قاعده رمزی
ciphers
فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
symbolism
نمایش بوسیله علائم مکتب رمزی
cipher
فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
pressmark
حروف رمزی مشخصه کتب کتابخانه
open code
سیستم رمزی که به صورت کشف مخابره میشود
monitor
به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
monitored
به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
monitors
به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
demodulate
از مخابرات رادیویی مطالب رمزی کشف کردن
OCE
مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک شی و فایل میدهد
typographies
فن بیان وتعریف چیزی بصورت علائم ونشانههای رمزی
typography
فن بیان وتعریف چیزی بصورت علائم ونشانههای رمزی
repeating key
روش رمزی که همراه با تکرار یک کلید رمز میباشد
tops
نرم افزاری که به Apple Macintosh و IBMPC امکان اشتراک فایلهای شبکه را میدهد
opens
مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
opened
مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
open
مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
signals
علامتهای رمزی قراردادی بین اعضای تیم برای مانورهای معین
helo
پیام عمومی شروع کار که دریک سیستم اشتراک زمان توسط ترمینالها بکار می رود
netware
که در محدوده سخت افزاری اجرا میشود و اشتراک فایل و چاپ و برنامههای server-diaf را پشتیبانی میکند
communication
کامپیوتر همراه با کارت مودم یا فکس که به کاربران شبکه در استفاده از مودم حق اشتراک میدهد
standard
محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standards
محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
Appleshare
نرم افزاری که به کامپیوتر Macintosh Apple اجازه اشتراک فایل ها و چاپگرها را با استفاده از یک فایل سرور میدهد
Mamihlapinatapai
نگاهی که ۲ نفر با یکدیگر به اشتراک میگذارند که در آن هردو میخواهند و مایلند که طرف مقابل حرفی بزند ولی هیچ کدامشان نمیخواهند آغاز کنند.
spelling group
حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
codress procedure
روش ذکر گیرندگان به صورت رمزی روش رمز کردن کلیه پیام
FTP
استاندارد TCP/IP برای انتقال داده بین کامپیوترها. یک پروتکل اشتراک فایل است در سط وح مختلف و مدلی از شبکه OSI است
cross compiling assembling
روشی که توسط ان یک فرد ازمینی کامپیوتر و کامپیوتربزرگ یا سرویس اشتراک زمانی استفاده میکند تابرنامه هایی را نوشته واصلاح کند و بعدا" درریزکامپیوتر بکار ببرد
Windows Explorer
گونهای از ویندوز که حاوی توابع ابتدایی اشتراک فایل peer-to-Peer است و نیز پست الکترونیکی , فکس و امکان زمان بندی
cryptoparts
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
estate in common
درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
wand
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
wands
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
joint ownership
اشتراک در مالکیت مالکیت مشاع
codifying
رمزی کردن تدوین کردن
codify
رمزی کردن تدوین کردن
codifies
رمزی کردن تدوین کردن
times
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
time
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
timed
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
spelling table
جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
slices
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slice
مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com