English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
searchlight اشعه نور افکن
searchlights اشعه نور افکن
Other Matches
guns منبع اشعه الکترونی درون تیوپ اشعه کاتدی
gun منبع اشعه الکترونی درون تیوپ اشعه کاتدی
deflections هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
deflection هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
non interlaced سیستمی که اشعه الکترون تصویر هر خط صفحه نمایش را یک بار اسکن میکند در حین هر سیکل تنظیم . این اشعه یک اسکن نمایش در هر خط انجام میدهد
trajectory فرا افکن
radiator گرما افکن
trajectories فرا افکن
radiators گرما افکن
factious نفاق افکن
shadowy سایه افکن
adumbral سایه افکن
bomber بمب افکن
projectors پیش افکن
projectors پرتو افکن
bombers بمب افکن
searchlight نور افکن
searchlights نور افکن
disruptive نفاق افکن
projector پرتو افکن
projector پیش افکن
umbriferous سایه افکن
bombardier بمب افکن
torpedo boat اژدر افکن
irradiative پرتو افکن
flame thrower شعله افکن
fire thrower شعله افکن
peashooter نخود افکن
falmethrower شعله افکن
peashooters نخود افکن
electron injector الکترون افکن
bombers هواپیمای بمب افکن
torpedo plane هواپیمای اژدر افکن
bomber هواپیمای بمب افکن
pt boat ناوچه اژدر افکن
destroyer boat قایق اژدر افکن
shady سایه افکن مشکوک
torpedo boat ناوچه اژدر افکن
pharos نور افکن دریایی
fighter bomber شکاری- بمب افکن
radiolucency درجه نفوذ اشعه مجهول نفوذ پذیری اشعه مجهول
broad beam headlamp نور افکن با تشعشع عرضی
stratojet نوعی هواپیمای بمب افکن قاره پیمای 6 موتوره
stratofortress نوعی هواپیمای قاره پیمای استراتژیکی بمب افکن 8موتوره
deflecting یا اشعه
deflects یا اشعه
deflect یا اشعه
deflected یا اشعه
rays اشعه ها
ray اشعه
radiation اشعه
hustlers بمب افکن استراتژیکی قابل حمل بمب اتمی که با چهارموتور جت مجهز است
hustler بمب افکن استراتژیکی قابل حمل بمب اتمی که با چهارموتور جت مجهز است
mark mark اعلام رها کردن بمب به هواپیمای بمب افکن از سوی دستگاه کنترل زمینی
X-rays اشعه ایکس
cosmicray اشعه کیهانی
rays of light اشعه نور
cosmic rays اشعه کیهانی
cathode ray oscillograph اشعه کاتدیک
reseau اخراج اشعه
lasers اشعه لیزر
flashbacks بازتاب اشعه
flashback بازتاب اشعه
roentgen ray اشعه مجهول
roentgen rays اشعه رنتگن
beta radiation اشعه بتا
cathode rays اشعه کاتدی
microwave radiation اشعه میکروموجی
actinic rays اشعه فعال
gamma ray اشعه گاما
beta rays اشعه بتا
beta ray اشعه بتا
deflection defocusing پریشانی اشعه
beam width پهنای اشعه
beam cutoff قطع اشعه
ion beam اشعه یونی
ray اشعه تابشی
alpha rediation اشعه الفا
alpha rays اشعه الفا
canal rays اشعه مجرایی
gamma radiation اشعه گاما
silvery rays اشعه نقرهای
xrays اشعه مجهول
xrays اشعه ایکس
radiation sickness بیماری اشعه
X-rayed اشعه رونتگن
X-raying اشعه ایکس
gammas اشعه گاما
gamma اشعه گاما
X-raying اشعه رونتگن
gamma rays اشعه گاما
X-ray اشعه ایکس
x rays اشعه ایکس
electron ray اشعه الکترونی
laser اشعه لیزر
X-ray اشعه رونتگن
ultraviolet ray اشعه فرابنفش
electron beam اشعه الکترونی
x radiation اشعه ایکس
x ray اشعه مجهول
x ray اشعه ایکس
electronic beam اشعه ی الکترونیکی
x ray beam اشعه رونتگن
electron beam اشعه الکترون
X-rayed اشعه ایکس
dive bomber هواپیمای بمب افکن شیرجه هواپیمای عمودرو
cosecant squared beam اشعه با مربع کوسکانت
crt لامپ با اشعه کاتدی
density of an electron beam چگالی اشعه الکترونی
electron beam welding جوشکاری با اشعه الکترونی
welding by electron beam جوشکاری با اشعه الکترونی
electron beam generator مولد اشعه الکترونی
ultraviolet اشعه مادون بنفش
electron beam cutting برش با اشعه الکترونی
cathode ray oscilloscope اسیلوسکوپ اشعه کاتدی
electron ray tube لامپ اشعه کاتدیک
density of an ion beam چگالی اشعه یونی
cathode ray tude لوله اشعه کاتدی
x ray therapy درمان با اشعه مجهول
x ray source منبع اشعه رونتگن
x ray equipment تجهیزات اشعه رونتگن
x radiation تشعشع اشعه مجهول
ultrared انطرف اشعه قرمز
red, green, blue سه اشعه تصویردرتلویزیون رنگی
phosphor معمولا اشعه الکترونی
crookes tube لامپ اشعه ایکس
cathode pay tube لامپ با اشعه کاتدی
blue beam magnet مغناطیس اشعه ابی
infrared ray اشعه فرو سرخ
black body radiation اشعه جسم سیاه
roentgenography پرتونگاری با اشعه ایکس
radiograms عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
tannage قهوهای در اثر اشعه افتاب
emissivity قابلیت تشعشع یا ارسال اشعه
insolation در مقابل اشعه افتاب قراردادن
infrared وابسته به اشعه مادون قرمز
roentgenoscopy معاینه بوسیله اشعه مجهول
cathode ray oscilloscope نوسان نمای اشعه کاتدی
back azimuth method گرای معکوس در اخراج اشعه
beam current at a specified point شدت اشعه الکترونی در یک نقطه
expose درمعرض اشعه قرار دادن
exposes درمعرض اشعه قرار دادن
exposing درمعرض اشعه قرار دادن
radiogram عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
electron beam focusing تمرکز دهی اشعه الکترونی
cloud ابری شدن سایه افکن شدن
clouding ابری شدن سایه افکن شدن
clouds ابری شدن سایه افکن شدن
thermal imagery عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
cores وسیله تبدیل اشعه به انرژی الکتریکی
roentgenize بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
isodose دارای تابش یا اشعه برابر هم شعاع
luminous energy نیرویی که تبدیل به اشعه نورانی میشود
ultraviolet ray اشعه ماوراء بنفش پرتو فرابنفش
permanent magnet centering تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
core وسیله تبدیل اشعه به انرژی الکتریکی
permanent magnet focusing تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
radiac کشف اشعه رادیواکتیو و اندازه گیری ان
roentgenoscope دستگاه معاینه بوسیله اشعه مجهول
encephalogram عکس برداری ازمغز با اشعه مجهول
beam مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
beams مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
diathermic هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
diathermanous هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
beam دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
roentgen واحد بین المللی تشعشع اشعه مجهول
electron gun بخشی از CRT که یک اشعه الکترونی ایجاد میکند
roentgenography عکس برداری بوسیله تابش اشعه مجهول
radial line plot روش تعیین محل نقاط بااخراج اشعه
x plate صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
beams دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
internal magnetic focus tube لامث اشعه کاتدیک با سیستم فوکوس مغناطیسی
line flyback اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
ultraviolet light MORPG که محتوای آن با اشعه ماورای بنفش پاک میشود
scanned حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
scans حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
penetrameter الت مخصوص سنجش درجه نفوذ اشعه مجهول
differential laser gyro دو اشعه لیزر با پلاریزاسیون یکسان که برای یک ژایروبکار میروند
scan حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
ultraviolet ایجاد شده بوسیله اشعه ماورا بنفش یافرابنفش
flame cleaning تمیزکردن سطح فلزات به کمک اشعه اکسی استیلن
roentgenology شاخهای از پرتونگاری که با استفاده از اشعه مجهول امراض رامعالجه میکند
rem مقدار دوزتشعشعی که اثرش برابر یک رونتگن اشعه ایکس باشد
luminescence پدیده نورافشانی جسمی پس ازقرار گرفتن درمعرض تابش اشعه
flyback اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
roentgenogram عکسی که توسط تابش اشعه مجهول درست شده است
tomography فن تشخیص امراض از روی عکسبرداری با اشعه مجهول پرتونگاری مقطعی
detectors گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
detector گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
wave form شکل موج تکراری در نموداردامنه و زمان یا روی لوله اشعه کاتدی
frequencies تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
electron beam recording ضبط خروجی کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترونی
phosphor اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
phosphor برای پوشاندن درون تیوپ اشعه کاتدی . مراجعه شود به TELEVISION
dosimeter وسیله اندازه گیری اشعه ماوراء بنفش در تابشهای خورشیدی و اسمانی
EBR ضبط خروجی از کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترون
frequency تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
soft fails فهور ناگهانی نویزها درمدارهای ریز الکترونیکی ازطریق ذرات اشعه کیهانی
yoke هستههای مغناطیسی اطراف تیوب تلویزیون برای کنترل محل اشعه تصویر
whitest چاپگر لیزری که اشعه لیزر را در نقاطی که چاپ نشده اند متمرکز میکند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com