Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English
Persian
occupation
اشغال تصرف
occupations
اشغال تصرف
Search result with all words
preoccupies
از پیش اشغال یا تصرف کردن
preoccupy
از پیش اشغال یا تصرف کردن
preoccupying
از پیش اشغال یا تصرف کردن
Other Matches
untenable
اشغال نشدنی غیر قابل اشغال
occupation
تصرف
occupancy
تصرف
originality
تصرف
occupations
حق تصرف
occupations
تصرف
keeping
تصرف
possessorship
تصرف
occupation
حق تصرف
possession
ید تصرف
acquest
تصرف
right of possession
حق تصرف
tenure
تصرف
arrangement
تصرف
arrangements
تصرف
lien
حق تصرف
seizure
تصرف
possession
تصرف
seizures
تصرف
deflowered
تصرف کردن
seisin
تصرف مطلق
seizin
تصرف املاک
seisin
تصرف املاک
tenendum
مدت تصرف
occupations
تصرف کردن
take possession of
تصرف کردن
possessing
در تصرف داشتن
possesses
در تصرف داشتن
hold
تصرف کردن
possess
در تصرف داشتن
holds
تصرف کردن
seizin
تصرف مطلق
right of lien
حق تصرف وثیقه
occupies
تصرف کردن
inhabitancy
تصرف حق سکنی
grabs
تصرف کردن
grabbing
تصرف کردن
grabbed
تصرف کردن
grab
تصرف کردن
priority
سبق تصرف
priorities
سبق تصرف
lien
حق تصرف وثیقه
occupying
تصرف کردن
figuration
ترکیب تصرف
forceble entry and detainer
تصرف عدوانی
occupy
تصرف کردن
put in possession
تصرف کردن
prepossession
تصرف قبلی
possessory right
حق تصرف یا مالکیت
forcible entry and detainer
تصرف عدوانی
seizor
تصرف کننده
come into
تصرف کردن
vesture
تصرف اراضی
seizes
تصرف کردن
seized
تصرف کردن
larceny
تصرف غیرقانونی
seize
تصرف کردن
deflower
تصرف کردن
deflowering
تصرف کردن
deflowers
تصرف کردن
seizing
تصرف توقیف
to get possession of
تصرف کردن
to come to
تصرف کردن
occupation
تصرف کردن
re-entry
اعاده تصرف
restitution
اعاده تصرف
modification
تصرف در معنی
tenability
قابلیت تصرف
glom on to
تصرف کردن
re entry
اعاده تصرف
to take possession of
تصرف کردن
to come into
تصرف کردن
abate
غصب یا تصرف عدوانی
abated
غصب یا تصرف عدوانی
abates
غصب یا تصرف عدوانی
possession by title of ownership
تصرف به عنوان مالکیت
abating
غصب یا تصرف عدوانی
disseise
تصرف عدوانی کردن
forcible de ainer
ضبط یا تصرف عدوانی
deforce
تصرف عدوانی کردن
dispossess
از تصرف محروم کردن
dispossessed
از تصرف محروم کردن
disposable income
درامد قابل تصرف
dispossesses
از تصرف محروم کردن
dispossessing
از تصرف محروم کردن
interpolated
دخل و تصرف در سند
interpolates
دخل و تصرف در سند
interpolating
دخل و تصرف در سند
tenements
هر چیز قابل تصرف
expropriator
سلب تصرف کننده
tenement
هر چیز قابل تصرف
deforce
تصرف غاصبانه کردن
redisseinsin
اعاده تصرف عدوانی
captures
تصرف کردن ربایش
interpolate
دخل و تصرف در سند
capture
تصرف کردن ربایش
holds
جا گرفتن تصرف کردن
to hold in fee
تصرف مطلق داشتن در
usucaption
تصرف بلا معارض
orinality
قوه انشا تصرف
hold
جا گرفتن تصرف کردن
regain
دوباره تصرف کردن
capturing
تصرف کردن ربایش
regained
دوباره تصرف کردن
regaining
دوباره تصرف کردن
regains
دوباره تصرف کردن
mere right
حق مالکیت بدون تصرف
refused
اشغال
occupancy
اشغال
busying
اشغال
refuse
اشغال
slithers
اشغال
slithering
اشغال
junk
اشغال
wastes
اشغال
waste
اشغال
refusing
اشغال
refuses
اشغال
slither
اشغال
slithered
اشغال
scrap
اشغال
trashed
اشغال
trashes
اشغال
trash
اشغال
scrapped
اشغال
scrapping
اشغال
scraps
اشغال
offal
اشغال
paltry
اشغال
busy
اشغال
busiest
اشغال
busies
اشغال
busier
اشغال
busied
اشغال
riffraff
اشغال
swills
اشغال
litter
اشغال
soilage
اشغال
swilling
اشغال
raff
اشغال
littered
اشغال
pig's wash
اشغال
littering
اشغال
inhabitancy
اشغال
paultry
اشغال
litters
اشغال
occuration
اشغال
tot
اشغال
tots
اشغال
kitchen stuff
اشغال
swill
اشغال
swilled
اشغال
draff
اشغال
garbage
اشغال
throw away
اشغال
run-offs
اشغال
run-off
اشغال
run off
اشغال
dump
اشغال
trashing
اشغال
rubbish
اشغال
occupation
اشغال
culch
اشغال
sliver
اشغال
cultch
اشغال
occupations
اشغال
personal disposable income
درامد قابل تصرف شخصی
tenruial
وابسته بمدت تصرف یااجاره
land control operation
عملیات تصرف اماجهای زمینی
vested in possession
واگذاری مال تحت تصرف
reduction into possession
از قوه به فعل دراوردن تصرف
ejectment
حق تصرف ملک ومطالبه خسارت
suppliant
خواهان دعوی اعاده تصرف
possesses
تصرف کردن دارا بودن
secures
تصرف کردن گرفتن هدف
secure
تصرف کردن گرفتن هدف
possess
تصرف کردن دارا بودن
possessing
تصرف کردن دارا بودن
lien
حق وصول طلب حق تصرف وثیقه
occupation
اشغال کردن
pigwash
بساب اشغال
rag picker
اشغال برچین
unoccupied
اشغال نشده
occupiers
اشغال کننده
wrack
اشغال سبزی
garbage
اشغال خاکروبه
tenantless
اشغال نشده
occupier
اشغال کننده
busy signal
علامت اشغال
occupied
اشغال شده
occupy
اشغال کردن
stinkpot
اشغال دان
occupations
اشغال کردن
take up
اشغال کردن
vacant
اشغال نشده
offscourings
اشغال کثافت
indwell
اشغال کردن
laystall
اشغال دان
hold back
اشغال کننده
grub street
اشغال گذرنویسندگان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com