Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (6 milliseconds)
English
Persian
hyssop
اشنان دارو
Other Matches
dose rate
نواخت جذب دارو میزان جذب دارو مقدار اثر دارو
salsola
اشنان
niter
شوره اشنان
nitre
شوره اشنان
saltwort
درخت اشنان
dosage
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosages
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
medicament
دارو
natural philosophy
دارو
medicines
دارو
medicine
دارو
medicaments
دارو
materia medica
دارو
pharmaceutic
دارو
puisne judge
دارو جز
medics
دارو
remedying
دارو
remedy
دارو
remedies
دارو
remedied
دارو
pharmaceuticals
دارو
cured
دارو
drug
دارو
pharmaceutical
دارو
medications
دارو
medication
دارو
pill
حب دارو
drugs
دارو
pills
حب دارو
medicinally
با دارو
cure
دارو
drugging
دارو
drugged
دارو
cures
دارو
alkahest
نوش دارو
substance withdrawal
ترک دارو
calomel
کرم دارو
chemic
دارو فروش
muller
دارو ساز
male fern
کیل دارو
lungwort
سینه دارو
pouch kit
جای دارو
philter
مهر دارو
philtre
مهر دارو
pouch kit
جعبه دارو
cure all
نوش دارو
dosing
یک خوراک دارو
dosing
مقدار دارو
doses
یک خوراک دارو
dosage
یک خوراک دارو
dosages
یک خوراک دارو
troche
قرص دارو
withdrawals
ترک دارو
withdrawal
ترک دارو
dose
مقدار دارو
doses
مقدار دارو
dosed
یک خوراک دارو
dosed
مقدار دارو
dose
یک خوراک دارو
drugs
دارو
[به طور کلی ]
withdrawal syndrome
نشانگان ترک دارو
orthopathy
معالجه بدون دارو
medications
دارو
[به طور کلی ]
vial
شیشه کوچک دارو
resolutive
دارو یا عامل گدازنده
pillbox
قوطی حب دارو وغیره
drugs of every description
[of all descriptions]
همه نوع دارو
dosages
مقدار استعمال دارو
dosage
مقدار استعمال دارو
pillboxes
قوطی حب دارو وغیره
dozing
دوز یک خوراک دارو
dozes
دوز یک خوراک دارو
dozed
دوز یک خوراک دارو
doze
دوز یک خوراک دارو
withdrawal symptoms
نشانههای ترک دارو
diatessaron
ترکیبی ازچهار دارو
drug abuse
سوء استفاده از دارو
drug holiday
ترک موقت دارو
hocus
نوشابه دارو زده
seasoning
دارو زنی بچوب
miyhridate
زهر دارو پادزهر
dopes
دارو دادن تخدیر کردن
dozed
مقدار کافی از یک دارو خوراک
spaced out
<idiom>
از خوردن دارو گیج شدن
iamatology
مبحث دارو شناسی پزشکی
dozing
مقدار کافی از یک دارو خوراک
doze
مقدار کافی از یک دارو خوراک
dosage
مقدار تجویز شده دارو
dozes
مقدار کافی از یک دارو خوراک
drugging
دارو خوراندن تخدیر کردن
drugged
دارو خوراندن تخدیر کردن
drugs
دارو خوراندن تخدیر کردن
dope
دارو دادن تخدیر کردن
drug
دارو خوراندن تخدیر کردن
dosages
مقدار تجویز شده دارو
nauseant
دارو و یا چیزدیگری که تهوع اورد
cold turkey
<idiom>
ترک کردن اعتیاد بدون دارو
potion
دارو یا زهر ابکی شربت عشق
love potions
مهر دارو شربت عشق امیز
love philtre
مهر دارو شربت سحر امیز
rodenticide
دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
potions
دارو یا زهر ابکی شربت عشق
love potion
مهر دارو شربت عشق امیز
This drug excites the nerves.
این دارو اعصاب را تحریک می کند
gallipot
پیاله کوچک مخصوص مرهم و دارو
stateroom
اتاق ویژه تختخواب دارو مجلل
lay off
<idiom>
بیش از این استفاده نکردن (دارو،سیگار)
pharmacodynamics
مبحث اثر دارو بر ساختمان موجودات زنده
pulsatilla
شیره شقایق که برای دارو بکار می رود
muller
سنگی که برای ساییدن دارو یا رنگ بکار میبرند
reconstituent
دارو یا چیز دیگری که نیرووبافت تازه به بدن بدهد
dosimetry
تعیین مقدار جذب شده دارو یاتشعشع اتمی ازمایش تعیین دوز جذب شده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com