English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
crankcase mist detector اشکارساز الودگی روغن
Other Matches
background level الودگی متن الودگی زمینه
air pollution monitoring مراقبت دائمی الودگی هوا فرابینی الودگی هوا
oil dent شیار ورود روغن یا سوراخ عبور روغن
oils روغن کاری کردن روغن ساختن
oiling روغن کاری کردن روغن ساختن
oil روغن کاری کردن روغن ساختن
air cooled oil cooler نوعی خنک کننده روغن که ازجریان هوا برای خنک کردن روغن استفاده میکند
oil can حلب روغن , روغن دان
creosoted روغن قیر روغن قطران
creosotes روغن قیر روغن قطران
creosote روغن قیر روغن قطران
creosoting روغن قیر روغن قطران
cutting oil روغن سردکننده روغن برش
detectors اشکارساز
second detector اشکارساز
detector اشکارساز
mixer اشکارساز
mixers اشکارساز
first detector اشکارساز
regenerative detector اشکارساز تشدیدی
ground detector اشکارساز زمین
grid detector اشکارساز شبکه
grid current rectifier اشکارساز شبکه
nuclear detector اشکارساز هستهای
lindberg detector اشکارساز لیندبرگ
phase detector اشکارساز فاز
phase discriminator اشکارساز فاز
maximum detector اشکارساز حداکثر
ratio detector اشکارساز نسبت
detector tube لامپ اشکارساز
precipitating factor عامل اشکارساز
detector circuit مدار اشکارساز
fault detector اشکارساز خطا
current detector اشکارساز جریان
frequency demodulator اشکارساز فرکانس
electrolytic detector اشکارساز الکترولیتی
crystal detector اشکارساز بلورین
detecting crystal بلور اشکارساز
contact detector اشکارساز کنتاکتی
video detector اشکارساز ویدئو
crystal set گیرنده اشکارساز
gas detector اشکارساز گازی
crystal set اشکارساز کریستالی
linear detector اشکارساز خطی
electron capture detector اشکارساز الکترون گیراندازی
ground detector اشکارساز اتصال با زمین
f.i.d اشکارساز یونش شعلهای
sweep potential detector اشکارساز جاروکننده پتانسیلی
ground indicator اشکارساز اتصال با زمین
barrier layer detector اشکارساز لایه سدی
flame ionization detector اشکارساز یونش شعلهای
fire detection system سیستم اشکارساز حریق
h.f.d اشکارساز شعلهای هیدروژنی
vacuum tube detector اشکارساز با لامپ خلاء
hydrogen flame detector اشکارساز شعلهای هیدروژن
oscillator تفکیک کننده امواج اشکارساز
impluse modulator اشکارساز ضربه جریان مدولاتور ایمپولز
infections الودگی
impurity الودگی
sullied الودگی
sully الودگی
sullies الودگی
contamination الودگی ش م ر
contamination الودگی
stains الودگی
staining الودگی
stained الودگی
stain الودگی
sullying الودگی
infection الودگی
contramination الودگی
filth الودگی
soilage الودگی
alloys الودگی
smeariness الودگی
alloy الودگی
filthiness الودگی
muddiness گل الودگی
water pollution الودگی اب
purulence الودگی
pisolitic الودگی
pollution الودگی
insulation detector دستگاه ازمایش عایق بندی اشکارساز ایزولاسیون
drowsihead خواب الودگی
critical pollution الودگی بحرانی
chemical pollution الودگی شیمیایی
radioactive contamination الودگی پرتوزایی
biological pollution الودگی زیستی
air pollution الودگی هوا
mysophobia الودگی هراسی
moise pollution الودگی نویزی
abatement کاهش الودگی
abatement الودگی کاهی
decontamination رفع الودگی
bacterization الودگی بمیکرب
agricultural pollution الودگی کشاورزی
air contamination الودگی هوا
noise pollution الودگی صدا
radioactive contamination الودگی رادیواکتیوی
somnolence خواب الودگی
thermal pollution الودگی گرمایی
physiological pollution الودگی فیزیولوژیک
pisolite سنگ الودگی
pediculosis الودگی به شپش
purulency ریم الودگی
drowsiness خواب الودگی
unspotted بدون الودگی
cleaning station پست رفع الودگی ش م ر
pollution tax مالیات بخاطر الودگی
air pollution index نمایه الودگی هوا
decontaminates از الودگی مبرا کردن
air pollution episode رویداد الودگی هوا
contamination control کنترل الودگی منطقه
phthiriasis الودگی به شپش یا شپشک
decontaminating از الودگی مبرا کردن
air pollution index شاخص الودگی هوا
decontaminated از الودگی مبرا کردن
decontaminate از الودگی مبرا کردن
decontaminated رفع الودگی ضد عفونی کردن
decontaminates رفع الودگی ضد عفونی کردن
smutch اثر ویا نشان الودگی
decontaminate رفع الودگی ضد عفونی کردن
trend الودگی لوزه وحلق وگلوباسیل
decontaminating رفع الودگی ضد عفونی کردن
trends الودگی لوزه وحلق وگلوباسیل
squalor درهم وبرهمی وکثافت الودگی
trichinosis الودگی باتریشین یا کرم گوشت خوک
narcosis حالت بی حسی وخواب الودگی بی حالی
bleaching materiel پودر شستشو برای رفع الودگی عوامل شیمیایی
danc solution نوعی محلول شیمیایی برای رفع الودگی عوامل تاول زا
wet filter فیلتری که در ان فیلمی ازمایع که روی سطح المنت قرارگرفته مانع از عبور ذرات و و الودگی میشود
area of military significant fallout منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
narcolepsy حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
magnetic deflector یکسوکننده مغناطیسی اشکارساز مغناطیسی
sebaceous humour روغن
ghee روغن
grease روغن
dopes روغن
greased روغن
clurified or run butter روغن
ghi روغن
pomade روغن سر
butter روغن
buttered روغن
buttering روغن
butters روغن
dope روغن
bandolin روغن مو
greasing روغن
oils روغن
oiling روغن
lubricants روغن
ointment روغن
ointments روغن
lubricant روغن
oil can روغن زن
oil groove روغن رو
greaser روغن زن
oil روغن
unguent روغن
unction روغن
brilliantine روغن مو
bandoline روغن مو
gray or mercurial unguent روغن خاکستری
gear lubricant oil روغن گیربکس
mercurial unguent روغن خاکستری
grnish رنگ و روغن
garlic oil روغن سیر
grease box روغن دان
neapolitan ointment روغن خاکستری
grey unguent روغن خاکستری
graphite lubricant روغن گرافیت
fusel oil روغن فوزل
engine oil روغن موتور
emulsion lubricant روغن امولسیون
emulsion lubricant روغن عصاره
dripping pan روغن گیر
lubricating روغن زدن به
lubricating oil روغن موتور
motor oil روغن موتور
flench روغن گرفتن
cod-liver oil روغن ماهی
cooking oil روغن آشپزی
engine sump تشتک روغن
brake fluid روغن ترمز
filterpress روغن گیر
volatile oil روغن اساسی
essential oil روغن اساسی
engine sump کارتل روغن
olive oil روغن زیتون
oilman روغن فروش
oil groove شیار روغن
oil gage گیج روغن
oil flow جریان روغن
oil filter صافی روغن
oscillating lubricator روغن ده نوسانی
oil container فرف روغن
oil channel مجرای روغن
oil residue ته نشست روغن
oil change تعویض روغن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com