English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (5 milliseconds)
English Persian
flagrance اشکاری رسوایی
flagrancy اشکاری رسوایی
Other Matches
openness اشکاری
definition اشکاری
definitions اشکاری
obviousness اشکاری
exposure اشکاری افشاء
self evidence خود اشکاری
exposures اشکاری افشاء
indeterminate vowel حرف مصوتی که صدای معین یا اشکاری ندارد
lucidity اشکاری دوره سلامتی وهوشیاری روشن بینی
burning disgrace رسوایی
blatancy رسوایی
scandals رسوایی
scandal رسوایی
opprobrium رسوایی
dishonor رسوایی
to stab in the back رسوایی
ill fame رسوایی
dishonoring رسوایی
dishonored رسوایی
dishonors رسوایی
dishonour رسوایی
dishonoured رسوایی
dishonouring رسوایی
dishonours رسوایی
calumnies رسوایی
calumny رسوایی
ignominy رسوایی
disgrace رسوایی
disgraced رسوایی
infamy رسوایی
disgraces رسوایی
reproaches توبیخ رسوایی
reproached توبیخ رسوایی
reproach توبیخ رسوایی
reproaching توبیخ رسوایی
scandalous رسوایی اور
disgraceful رسوایی اور
disrepute رسوایی بی احترامی
in queer street دچار رسوایی
infamous رسوایی اور
odium عداوت رسوایی
notoriety رسوایی بدنامی
to create [cause] a scandal رسوایی راه انداختن
to fling بوق رسوایی زدن
opprobriously چنانکه رسوایی اورد
disreputable بی اعتبار مایه رسوایی
derogatory زیان اور ومایه رسوایی
ignominious موجب رسوایی ننگ اور
indelible disgrace رسوایی که اثاران محویافراموش نشود
he is a shame to his family ننگ یامایه رسوایی خانواده خود میباشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com