English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (8 milliseconds)
English Persian
undisguised اشکار بی تلبیس
Other Matches
disruptive pattern اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
wile تلبیس
dissemblance تلبیس
subreption تلبیس
dissemble تلبیس کردن
dissembler اهل تلبیس
dissembled تلبیس کردن
dissembles تلبیس کردن
dissembling تلبیس کردن
guile دستان و تزویر تلبیس
guile تلبیس تدلیس خیانت
manifesting اشکار اشکار ساختن
manifest اشکار اشکار ساختن
manifested اشکار اشکار ساختن
manifests اشکار اشکار ساختن
open and shut اشکار
open-and-shut اشکار
conspicuous اشکار
inapparent نا اشکار
inevidence اشکار
obvious اشکار
explicit اشکار
plains اشکار
overt اشکار
opens اشکار
open اشکار
apparent اشکار
crying اشکار
uncovered اشکار
outed اشکار
out- اشکار
out اشکار
evident اشکار
burning disgrace اشکار
patenting اشکار
patents اشکار
clear :اشکار
semblable اشکار
opened اشکار
clearer :اشکار
clearest :اشکار
clears :اشکار
flagrant اشکار
patent اشکار
patented اشکار
plainer اشکار
plainest اشکار
plain اشکار
visible balance تراز اشکار
flagrantly باوقاحت اشکار
unfolded اشکار کردن
self explanatory واضح اشکار
self-explanatory واضح اشکار
manifestation اشکار سازی
unfolding اشکار کردن
detection اشکار سازی
displays اشکار کردن
displaying اشکار کردن
displayed اشکار کردن
display اشکار کردن
kithe اشکار ساختن
unfolds اشکار کردن
transpicuous روشن اشکار
transpicuous فرا اشکار
market overt بازار اشکار
manifester اشکار کننده
evident to any one نزدهمه اشکار
explicit behavior رفتار اشکار
overt behavior رفتار اشکار
explicit cost هزینه اشکار
frequency demodulation اشکار ساختن
it will manifest it self اشکار خواهد شد
lay open اشکار کردن
let out اشکار ساختن
manifest need نیاز اشکار
revealed preference رجحان اشکار
revealed preference ترجیح اشکار
manifestations اشکار سازی
amende honorable عذرخواهی اشکار
to reveal itself اشکار شدن
to make known اشکار ساختن
to lay open اشکار ساختن
conspicuous defect عیب اشکار
decrypt اشکار ساختن
self explaining واضح اشکار
self evident خود اشکار
revealer اشکار کننده
decryption اشکار سازی
manifestative اشکار سازنده
reveal اشکار کردن
bare ساده اشکار
bared ساده اشکار
barer ساده اشکار
bares ساده اشکار
roundly بی پرده اشکار
barest ساده اشکار
notoriously بطور اشکار
patently بطور اشکار
baring ساده اشکار
avowal افهار اشکار
avowals افهار اشکار
explicit اشکار صاف
signal اشکار مشخص
signaled اشکار مشخص
signalled اشکار مشخص
reveals اشکار کردن
revealed اشکار کردن
visible مرئی اشکار
open ازاد اشکار
detected اشکار کردن
opened ازاد اشکار
axioms حقیقت اشکار
axiom حقیقت اشکار
detect اشکار کردن
opens ازاد اشکار
public عامه اشکار
known اشکار ساختن
glaring اشکار مشهور
unfold اشکار کردن
detecting اشکار کردن
detects اشکار کردن
it is obvious that اشکار یا بدیهی است که
manifesting صورت بار اشکار
manifest صورت بار اشکار
manifest dream content محتوای اشکار رویا
manifested صورت بار اشکار
to make public اشکار یا علنی کردن
open to the public اشکار در نزد همه
overt homosexuality همجنس خواهی اشکار
plain text متن واضح و اشکار
manifests صورت بار اشکار
the secret will open to me ان راز بمن اشکار
self revelation خود اشکار سازی
manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار
apparent electromotive force نیروی برقرانی اشکار
obviously بطور اشکار یا معلوم
palpably بطور محسوس یا اشکار
revelation اشکار سازی افشاء
untold بی حساب اشکار نشده
palpable قابل لمس اشکار
revelations اشکار سازی افشاء
quarry اشکار کردن معدن سنگ
to breathe one's simplicity بسادگی کسی اشکار شدن
taylor manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار تیلور
unfold فاش کردن اشکار شدن
quarrying اشکار کردن معدن سنگ
unfolds فاش کردن اشکار شدن
oscillation تفکیک امواج اشکار سازی
unfolding فاش کردن اشکار شدن
oscillations تفکیک امواج اشکار سازی
unfolded فاش کردن اشکار شدن
peep جوانه زدن اشکار شدن
peeped جوانه زدن اشکار شدن
peeping جوانه زدن اشکار شدن
peeps جوانه زدن اشکار شدن
quarries اشکار کردن معدن سنگ
to speak one's mind اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
cold fault نقص کامپیوتر که به محض روشن کردن اشکار میشود
noise اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
noises اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
ultrasonic inspection متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
federal privacy act قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
it was publicly known همه میدانستند در نظر همه اشکار بود
uncover اشکار کردن کشف کردن
uncover اشکار کردن برهنه کردن
uncovering اشکار کردن کشف کردن
uncovers اشکار کردن کشف کردن
uncovers اشکار کردن برهنه کردن
uncovering اشکار کردن برهنه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com