Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (37 milliseconds)
English
Persian
harness
اشیاء تهیه کردن
harnessed
اشیاء تهیه کردن
harnessing
اشیاء تهیه کردن
Other Matches
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
dog down
بستن و جذم کردن درب محکم کردن درپوش اشیاء
purveying
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
تهیه اذوقه تهیه سورسات
schematize
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
to pull off something
[contract, job etc.]
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
castellation
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
thing
اشیاء
procures
تهیه کردن
procuring
تهیه کردن
procured
تهیه کردن
processes
تهیه کردن
provide
تهیه کردن
provision
تهیه کردن
provides
تهیه کردن
caters
تهیه کردن
catering
تهیه کردن
catered
تهیه کردن
cater
تهیه کردن
blend
تهیه کردن
blends
تهیه کردن
procure
تهیه کردن
process
تهیه کردن
to find in
تهیه کردن
prepares
تهیه کردن
preparing
تهیه کردن
supplying
تهیه کردن
supply
تهیه کردن
prepare
تهیه کردن
administer
تهیه کردن
afforded
تهیه کردن
affording
تهیه کردن
afford
تهیه کردن
administering
تهیه کردن
affords
تهیه کردن
administered
تهیه کردن
supplied
تهیه کردن
administers
تهیه کردن
orchestrate
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrated
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrates
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrating
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
valuable goods
اشیاء باارزش
equipollent
اشیاء هم قوه
means objects
اشیاء وسیله
still life
نقش اشیاء
prohibited goods
اشیاء ممنوع
consumer goods
اشیاء مصرفی
odds and ends
<idiom>
اشیاء جوروباجور
hidden objects
اشیاء پنهان
valuable goods
اشیاء بهادار
turnery
اشیاء تراشیدنی
enables
تهیه کردن برای
programs
برنامه تهیه کردن
bill
تهیه کردن صورتحساب
enabled
تهیه کردن برای
extemporises
فورا تهیه کردن
extemporised
فورا تهیه کردن
enable
تهیه کردن برای
conserve
کنسرو تهیه کردن
program
برنامه تهیه کردن
effigy
تمثال تهیه کردن
conserving
کنسرو تهیه کردن
preparations
تهیه کردن اتش
triplicate
در سه نسخه تهیه کردن
funded
تهیه وجه کردن
fund
تهیه وجه کردن
conserves
کنسرو تهیه کردن
conserved
کنسرو تهیه کردن
effigies
تمثال تهیه کردن
preparation
تهیه کردن اتش
bills
تهیه کردن صورتحساب
programme
برنامه تهیه کردن
extemporizing
فورا تهیه کردن
extemporizes
فورا تهیه کردن
whomp up
بسرعت تهیه کردن
enabling
تهیه کردن برای
extemporized
فورا تهیه کردن
quadruplicate
در چهارنسخه تهیه کردن
processes
تهیه و تولید کردن
extemporize
فورا تهیه کردن
process
تهیه و تولید کردن
to lay in a stock
موجودی تهیه کردن
getting
تهیه کردن فهمیدن
programmes
برنامه تهیه کردن
gets
تهیه کردن فهمیدن
prearrange
قبلا تهیه کردن
extemporising
فورا تهیه کردن
get
تهیه کردن فهمیدن
reliquaries
جعبه اشیاء متبرکه
antique shop
فروشگاه اشیاء عتیقه
bric a brac
اشیاء کهنه وعتیقه
sacrilege
سرقت اشیاء مقدسه
achate
اشیاء خریداری شده
reliquary
جعبه اشیاء متبرکه
gew gaw
اشیاء قشنگ بی مصرف
finances
بودجه چیزی را تهیه کردن
financed
بودجه چیزی را تهیه کردن
to raise funds
تهیه وجه یاسرمایه کردن
handwrite
نسخه خطی تهیه کردن
bossing
نقش برجسته تهیه کردن
mush
حریره اردذرت تهیه کردن
bossed
نقش برجسته تهیه کردن
to draw up
تهیه کردن درصف اوردن
finance
بودجه چیزی را تهیه کردن
to provide for old age
برای پیری تهیه کردن
drafts
تهیه کردن پیش نویس
aminister
تهیه کردن بکار بردن
draft
تهیه کردن پیش نویس
drafted
تهیه کردن پیش نویس
circumstantiate
امارات لازمه را تهیه کردن
financing
بودجه چیزی را تهیه کردن
bosses
نقش برجسته تهیه کردن
to serve the city with water
اب برای شهر تهیه کردن
boss
نقش برجسته تهیه کردن
scabble
زمخت وناصاف تهیه کردن
plinking
تیراندازی تفریحی بسوی اشیاء
catchall
فرف یامخزن اشیاء گوناگون
abandonee
صاحب اشیاء ترک شده
microstructure
ساختمان میکروسکپی اشیاء یابافت ها
financing
علم دارایی تهیه پول کردن
revictual
دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
financed
علم دارایی تهیه پول کردن
develops
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
develop
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
finances
علم دارایی تهیه پول کردن
outline
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
preparative
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
munition
تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
finance
علم دارایی تهیه پول کردن
outlining
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
phantasmagoria
منافر متغیر اشیاء تخیلات پی در پی ومتغیر
phantasmagorias
منافر متغیر اشیاء تخیلات پی در پی ومتغیر
avoirdupois
اشیاء و اجناسی که با توزین فروخته میشوند
formulation
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
mekeready
تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready
وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
safe deposit
صندوق اهن مخصوص امانت اشیاء گرانبها
doppler radar
رادار تعیین کننده اشیاء ثابت و متحرک
scrimshaw
اشیاء منبت کاری یا حکاکی شده زینتی
anthropopathism
اعتقاد به وجود روح انسانی در اشیاء و موجودات
comparator
دستگاه اندازه گیری وسنجش وقیاس اشیاء
financing
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishes
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
finance
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financed
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnish
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
procurement
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
finances
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
To make reservations. To book seats.
جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
furnishes
مزین کردن تهیه کردن
makes
تهیه کردن طرح کردن
furnishing
مزین کردن تهیه کردن
furnish
مزین کردن تهیه کردن
to draw out
تهیه کردن طرح کردن
make
تهیه کردن طرح کردن
put out
تهیه کردن اشفته کردن
micrometer caliper
پرگار مخصوص اندازه گیری اشیاء خیلی ریز
false parallax
تغییر محل فاهری اشیاء به علت شکست نور
flea markets
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
periscope
دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
periscopes
دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
flea market
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
spasur
سیستم اکتشاف فضایی که مخصوص کشف اشیاء سرگردان در فضای جو زمین است
shadow factor
ضریب مربوط بانحراف سایه در عکس هوایی برای تعیین ارتفاع اشیاء
fetish
اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
stroke writer
ترمینال گرافیکی برداری که اشیاء را روی صفحه بوسیله یک سری خطوط نمایش میدهد
assembly line
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
fetishes
اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
assembly lines
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
projection print
روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
z scale
نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
sprites
اشیاء کوچک و با وضوح بالاکه روی مانیتور بطورمستقل از متن یا گرافیک دیگرمی توان حرکت داده شوند
projections
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
conformal projection
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
code
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
phototostat
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
conceptual tool
وسیلهای برای کار با نظریه ها بجای کار با اشیاء
spectrozonal photography
عکاسی از اشیاء منتخب عکاسی از اشیای مخصوص
map
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
hyperfocal distance
مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
mapping
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com