Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English
Persian
fetish
اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
fetishes
اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
Other Matches
free thinker
کسیکه دارای فکر ازاد بوده
wild eyed
دارای چشمان وحشی وخیره
palating
مجلل امیری که دارای امتیازات سلطنتی بوده
daimon
خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو
daemon
خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
catapult
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulted
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapults
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulting
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
tandem roller
نوعی قلطک که دارای چرخهای فلزی بوده وچرخها پشت سر هم حرکت میکند
opalite
ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
Family prayer rug
فرش محرابی صف گونه
[اینگونه بافت ها دارای چندین محراب قرینه بوده و بیشتر بصورت گلیم بافته می شود.]
expansion unit
وسیلهای که به یک کامپیوترمتصل بوده و دارای سوکتهای اضافی است تا درون انها تخته مدارهای چاپی بتوانند قرار گیرند
constant speed propeller
ملخی که سیستم کنترل ان دارای یک گاورنر و یک فیدبک بوده و گام ملخ را به منظورثابت نگه داشتن سرعت دوران تنظیم میکند
demon
خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو.دیو
demons
خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو.دیو
brutify
وحشی یا حیوان صفت کردن وحشی شدن
acrylic lacquer
لاک های اکریلیک که دارای حلال های بسیار فرار بوده و برای پرداخت سطح هواپیما بکار میرود
edge card
یک تخته مدار که دارای قطعات باریک اتصال در طول یک لبه بوده و برای متصل شدن بارابط لبه طراحی شده است
in my opinion
بعقیده من
non-directional design
طرح فراگیر
[این نوع طرح در نقاط مختلف بافت دارای جذابیت خاص خود بوده و حالت تکراری فرش های معمول را ندارد.]
in my poor opinion
بعقیده ناقص من
re attachment
در مورد کسی که قبلا" توقیف شده بوده وبه علتی بدون تعیین تاریخ دقیق ازاد شده بوده است die sine
under the notion of
بعقیده بفکر بعنوان
wild fowl
مرغان وحشی پرندگان وحشی
kinfolk
اقوام
motif
گلی خاص در زمینه فرش
[این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
He was caught with his pants down.
مچ او
[مرد]
را حین ارتکاب گرفتند.
kirghiz
اقوام قرقیز
shooting line
خط موازی هدف که پای کمانگیران در تیراندازی روی ان قرارمی گیرد
Quchan
قوچان
[شمال خراسان که از اوایل قرن یازدهم هجری قمری به بافت فرش مشغول بوده و بافندگان آن کردهای مهاجر کردستان می باشند.بیشتر فرش ها تماما پشم بوده و گره ترکی دارند.]
anti-Semites
مخالف اقوام سامی
anti semite
مخالف اقوام سامی
anti-Semite
مخالف اقوام سامی
slavophil
دوستدار اقوام اسلاو
gallophile
دوستدار اقوام گل وفرانسوی
suprapermafrost
ابهای زیرزمینی که بالای منطقه لایه منجمد زمین قرارمی گیرند
ethnology
علم مطالعه نژادها و اقوام
Nomatic rugs
قالی های عشایری و قشقایی
[این فرش ها بعلت جا به جایی زیاد عشایر عموما کوچک بافته می شوند و اکثرا بصورت پشم بوده و در آن از ذهنی بافی و یا نقوش محلی استفاده می شود. فرش ها دارای استحکام ضعیف هستند.]
check
چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
checks
چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
checked
چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
goth
یکی از اقوام المانی قدیم بربری
spandrel
لچک
[در فرش های لچک ترنج، لچک ها معمولا یک چهارم ترنج بوده و یا دارای نقشه مشابه و یا نقشه متفاوت می باشند.]
Lori Pambak motif
ترنج لری
[پامبک، این نام از شهری به همین نام در جنوب شهر تفلیس قزاقستان گرفته شده است. طرح دارای دو بال هشت وجهی بزرگ و دو لوزی کوچک در جهت مخالف بوده و زمان آن را به قرن نوزدهم میلادی نسبت می دهند.]
zombi
روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
zombies
روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
zombie
روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد
ferae naturae
وحشی ذاتا وحشی
court rug
فرش تالاری یا درباری
[این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
balto slavic
شاخهء زبان هند و اروپایی رایج در سواحل بالتیک و بین اقوام اسلاو
lapland
ناحیه شمال سوئدونروژ وفنلاند وشوروی که محل سکونت اقوام لاپ میباشد
broadcast controlled air interception
نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
home row
ردیفی از کلیدها روی صفحه کلید که انگشتان شخص درحالت عادی روی انها قرارمی گیرد
We planned to do a cross-country trip in the US, but our parents ruled that out/vetoed it.
ما برنامه ریختیم سفری سرتاسری در ایالات متحده بکنیم اما پدر و مادرمان جلویمان را گرفتند
[مخالفت کردند ]
.
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
thing
اشیاء
groundhog day
روز دوم فوریه که بعقیده عوام اگرافتابی باشدنشانه انستکه اززمستان شش هفته مانده است و اگر ابری باشد نشانه اوایل بهار استwoodchuck
valuable goods
اشیاء بهادار
turnery
اشیاء تراشیدنی
odds and ends
<idiom>
اشیاء جوروباجور
equipollent
اشیاء هم قوه
still life
نقش اشیاء
means objects
اشیاء وسیله
hidden objects
اشیاء پنهان
valuable goods
اشیاء باارزش
prohibited goods
اشیاء ممنوع
consumer goods
اشیاء مصرفی
harnessing
اشیاء تهیه کردن
gew gaw
اشیاء قشنگ بی مصرف
achate
اشیاء خریداری شده
bric a brac
اشیاء کهنه وعتیقه
harnessed
اشیاء تهیه کردن
sacrilege
سرقت اشیاء مقدسه
antique shop
فروشگاه اشیاء عتیقه
reliquaries
جعبه اشیاء متبرکه
reliquary
جعبه اشیاء متبرکه
harness
اشیاء تهیه کردن
task unit
نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
microstructure
ساختمان میکروسکپی اشیاء یابافت ها
abandonee
صاحب اشیاء ترک شده
catchall
فرف یامخزن اشیاء گوناگون
plinking
تیراندازی تفریحی بسوی اشیاء
avoirdupois
اشیاء و اجناسی که با توزین فروخته میشوند
phantasmagorias
منافر متغیر اشیاء تخیلات پی در پی ومتغیر
phantasmagoria
منافر متغیر اشیاء تخیلات پی در پی ومتغیر
comparator
دستگاه اندازه گیری وسنجش وقیاس اشیاء
safe deposit
صندوق اهن مخصوص امانت اشیاء گرانبها
doppler radar
رادار تعیین کننده اشیاء ثابت و متحرک
scrimshaw
اشیاء منبت کاری یا حکاکی شده زینتی
anthropopathism
اعتقاد به وجود روح انسانی در اشیاء و موجودات
micrometer caliper
پرگار مخصوص اندازه گیری اشیاء خیلی ریز
false parallax
تغییر محل فاهری اشیاء به علت شکست نور
periscopes
دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
flea market
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
flea markets
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
periscope
دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
shadow factor
ضریب مربوط بانحراف سایه در عکس هوایی برای تعیین ارتفاع اشیاء
spasur
سیستم اکتشاف فضایی که مخصوص کشف اشیاء سرگردان در فضای جو زمین است
assembly lines
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly line
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
stroke writer
ترمینال گرافیکی برداری که اشیاء را روی صفحه بوسیله یک سری خطوط نمایش میدهد
has-beens
بوده
been
بوده
has-been
بوده
fact
بوده
facts
بوده
has been
بوده
i have been
بوده ام
z scale
نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
sprites
اشیاء کوچک و با وضوح بالاکه روی مانیتور بطورمستقل از متن یا گرافیک دیگرمی توان حرکت داده شوند
has been
بوده است
has-been
بوده است
coffee roaster
قهوه بوده
has-beens
بوده است
he has passed the chair
رئیس بوده است
wild
وحشی
ruffians
وحشی
unshaped
وحشی
undaunted
وحشی
rambunctious
وحشی
savaging
وحشی
sylvatic
وحشی
anthropophagus
وحشی
truculent
وحشی
ungovernable
وحشی
unmannerly
وحشی
uncivilized
وحشی
ferocious
وحشی
savaged
وحشی
barbarous
وحشی
ferine
وحشی
wildest
وحشی
wilds
وحشی
ruttish
وحشی
barbaric
وحشی
savage
وحشی
feral
وحشی
hare brained
وحشی
ruffian
وحشی
boarish
وحشی
gris
وحشی
unshapen
وحشی
Gothic
وحشی
savages
وحشی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
dog down
بستن و جذم کردن درب محکم کردن درپوش اشیاء
She has been a good wife to him.
همسر خوبی برایش بوده
premundane
پیش ازافرینش جهان بوده
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
wildcat
گربه وحشی
wildfowl
اردک وحشی
savages
وحشی کردن
savages
وحشی شدن
wildcats
گربه وحشی
savaged
وحشی کردن
cheetah
یوزپلنگ وحشی
cheetahs
یوزپلنگ وحشی
wildness
وحشی گری
bullocks
گوساله وحشی
mallards
اردک وحشی
Wild West
غرب وحشی
mallard
اردک وحشی
parsnips
زردک وحشی
parsnips
هویج وحشی
savaged
وحشی شدن
parsnip
هویج وحشی
savage
وحشی کردن
savage
وحشی شدن
wildling
حیوان وحشی
wildlife
حیوانات وحشی
parsnip
زردک وحشی
savaging
وحشی شدن
farouche
وحشی صفت
brutalised
وحشی شدن
brutalises
وحشی شدن
brutalize
وحشی شدن
brutalized
وحشی شدن
barbarize
وحشی کردن
brutalizes
وحشی شدن
barbarise
وحشی کردن
brutalizing
وحشی شدن
fellness
وحشی گری
uncivil
وحشی بی ادب
uncivilly
وحشی بی ادب
feral child
کودک وحشی
bestiality
وحشی گری
toadflax
کتان وحشی
tiger cat
گربه وحشی
horsemint
نعناع وحشی
imbrute
وحشی شدن
charlock
خردل وحشی
manlike
جنس نر وحشی
buffalo
گاو وحشی
savaging
وحشی کردن
mustang
اسب وحشی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com