English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
external good order اصطلاحی در حمل و نقل که دال بر وضعیت فاهری مناسب کالای مورد حمل میباشد
Other Matches
buyer's over حالتی در بازار که پس ازفروش تمام کالا هنور کالای مربوطه مورد نقاضا میباشد
caveatemptor اصطلاحی است که متضمن بیان حق مشتری درامتحان کردن و بررسی مبیع میباشد
giffen good نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
caveat venditor یعنی فروشنده مسئول معایب کالای فروخته شده میباشد
common user items کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
common user supplies کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
common goods کالای مورد نیاز عموم
opportuneness مورد مناسب
maintains اطمینان از وضعیت مناسب سیستم و کارایی درست آن
maintain اطمینان از وضعیت مناسب سیستم و کارایی درست آن
maintained اطمینان از وضعیت مناسب سیستم و کارایی درست آن
standard اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
end item وسیله عمده دستگاه کامل کالای مورد نیاز
standards اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
thermate نوعی ماده اتشزاست که در گلولههای اتشزا مورد استفاده قرار می گیرد و معمولا مخلوط اکسیداهن و الومینیم میباشد
missile monitor نوعی سیستم توزیع اتش الکترونیکی متحرک پدافندهوایی که در سطح گروه وگردان و اتشبار مورد استفاده میباشد
captain a protest افهار نامه صادره از طرف مقامات بندر در مورد شرح کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده
defense emergency مواد مورد لزوم وحیاتی پدافندی وضعیت اضطراری دفاعی یا نظامی
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
condition 1-وضعیت یک مدار یا وسیله یا ثبات 2-وسایل مورد نیاز برای وقوع یک عمل
delivered duty paid یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
neoclassical theory of value تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
rug condition [وضعیت ظاهری و ارزش واقعی فرش که به عوامل مختلفی از جمله اندازه، رنگ، عدم پارگی نخ هاخسارت ناشی از بیدزدگی، نداشتن ریشه تقلبی، ارتفاع پرز مناسب و غیره بستگی دارد.]
labeled cargo کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
volt ampere meter دستگاه اندازه گیری توان فاهری توان فاهری سنج
free ports بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
free port بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
bears کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
bear کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
idiomatic اصطلاحی
monomial یک اصطلاحی
log wood درخت بقم [در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
colloquial مصطلح اصطلاحی
an idiomatic experssion عبارت اصطلاحی
solecisms غلط اصطلاحی بی ترتیبی
solecism غلط اصطلاحی بی ترتیبی
serviceability criteria وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
inverse تغییر وضعیت منط قی یک سیگنال یا وسیله به وضعیت مخالف آن
hartley بیت و یا احتمال یک وضعیت از بین ده وضعیت معادل
active status وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
race وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
races وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
raced وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
statement of service خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
Mahal محل [اصطلاحی است که به قالی ساروق درجه دو اطلاق می شود.]
gibberish اصطلاحی که برای بیان لازم نبودن داده بکار می رود
apparent recession انحراف سمت فاهری ژیروسکوپ انحراف فاهری محور ژیروسکوپ
newton raphson اصطلاحی که به یک رویه محاورهای بکار برده شده درحل معادلات اطلاق میشود
trial and error <idiom> یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
flag یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flying status وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
transparently مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
transparent مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
holding position وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
devices یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
device یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
go to sleep اصطلاحی برای توقف کامیپوتریا عدم امکان انجام عملی توسط کامپیوتر به دلیل گرفتار شدن در یک حلقه نامحدود
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
gigo اصطلاحی است به این معنی که اگر به برنامه اطلاعات ورودی بیهوده داده شودبرنامه نتایج بیهودهای رابه عنوان خروجی تولیدخواهد کرد
garbage in garbage out اصطلاحی است به این معنی که اگر به برنامه اطلاعات ورودی بیهوده داده شودبرنامه نتایج بیهودهای رابه عنوان خروجی تولیدخواهد کرد
readiness condition وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
seeming فاهری
surfaced فاهری
surface فاهری
outwards فاهری
formfitting فاهری
apparent فاهری
outward فاهری
self-styled فاهری
self styled فاهری
superficially فاهری
skin deep فاهری
surfaces فاهری
nominal فاهری
apparent error خطای فاهری
impedance مقاومت فاهری
indicated horsepower توان فاهری
pepper corn rent اجاره فاهری
superficial سرسری فاهری
apparent density تکاتف فاهری
apparent diameter قطر فاهری
apparent horizon افق فاهری
apparent luminosity درخشندگی فاهری
apparent magnitude قدر فاهری
externalized فاهری ساختن
apparent power توان فاهری
externalised فاهری ساختن
apparent resistivity مقاومت فاهری
externalises فاهری ساختن
apparent velocity سرعت فاهری
assentation رضایت فاهری
externalising فاهری ساختن
externalize فاهری ساختن
engineering stress تنش فاهری
exteriorize فاهری دانستن
externalizes فاهری ساختن
admittance هدایت فاهری
prime facie evidence قرائن فاهری
glitz گیرایی فاهری
apparent motion حرکت فاهری
apparent wind باد فاهری
bulk gravity چگالی فاهری
false parallax پارالاکس فاهری
false horizon افق فاهری
external فاهری پدیدار
externality احوال فاهری
externalizing فاهری ساختن
artificial daylight فلق فاهری
externals فاهری پدیدار
volt ampere hour meter کنتور مصرف فاهری
terrain relief شکل فاهری زمین
input impedance مقاومت فاهری اولیه
soil morphology شکل فاهری خاک
impedance matrix ماتریس مقاومت فاهری
impedance ratio نسبت مقاومت فاهری
masquerades قیافه فاهری بخوددادن
masqueraded قیافه فاهری بخوددادن
on the surface فاهری نمادادن رودادن
reactance مقاومت فاهری خازنها
redesign سر وصورت فاهری دادن به
pro forma منباب فاهر فاهری
of the surface فاهری نمادادن رودادن
simulative دارای شباهت فاهری
masquerade قیافه فاهری بخوددادن
coupling impedance مقاومت فاهری پیوست
inductive impedance مقاومت فاهری القائی
masquerading قیافه فاهری بخوددادن
apparent solar year سال فاهری شمسی
extern فاهری واقع در خارج
capacitive resistance مقاومت فاهری خازن
inductive resistance مقاومت فاهری القایی
apparent precession انحراف فاهری محور ژایرو
exteriors فاهری واقع در سطح خارجی
exterior فاهری واقع در سطح خارجی
apparent solar روز شمسی فاهری روزشمسی
relief شکل فاهری و پست و بلندی
mechanical move حرکت مکانیکی یا فاهری شطرنج
inductive impedance مقاومت فاهری با جزء القائی
indicated airspeed سرعت فاهری نسبت به هوا
impedance compensator متعادل کننده مقاومت فاهری
dictatorship of proletariat اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
defense readiness condition وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
feinting حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
formalization انطباق با ایین واداب فاهری رسمی سازی
feinted حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
feint حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
signalment تعیین هویت باشرح علائم فاهری شخص
feints حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
democratic comiteism سیستم کمیتهای دمکراتیک اصطلاحی است که لنین وتروتسکی و سایر نویسندگان کمونیست برای کمیسیون بازیهای سیستم دممراتیک وضع کرده اند و این نحوه عمل را از نقاط ضعف و عیوب دمکراسی می دانند
ads میباشد
ad میباشد
gallium میباشد
gametophyte میباشد
adeno میباشد
afr میباشد
sequoia میباشد
aden میباشد
aceto میباشد
afro میباشد
adeni میباشد
false parallax تغییر محل فاهری اشیاء به علت شکست نور
limiting speed بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
he is a man he is sick وی مریض میباشد
parallax اختلاف جهت یا موقعیت فاهری یک جسم از دو زاویه دید مختلف
iodine عنصرشیمیایی که علامت ان I میباشد
iodin عنصرشیمیایی که علامت ان I میباشد
custodian بستههای دیسک و ..... میباشد
custodians بستههای دیسک و ..... میباشد
bonded goods کالاهایی که در انبار گمرک میباشد
caveat subscriptor مسئولیت به عهده عضو میباشد
anopheles که ناقل میکرب مالاریا میباشد
rip-off کالای قلابی
consigned inventory کالای امانی
consumer's goods کالای مصرفی
consumer brand کالای پر مصرف
Contraband goods. کالای قا چاق
limited editions کالای محدود
smuggled goods کالای قاچاق
merchandise کالای تجارتی
limited edition کالای محدود
class ii property کالای طبقه 2
wage good کالای مزدی
stolen goods کالای مسروقه
the goods in question کالای موردبحث
jetsam کالای اب اورد
business goods کالای تولیدی
bonded good کالای گمرکی
economic good کالای اقتصادی
end item کالای ضروری
easy commodity کالای نا مرغوب
dead stock کالای بنجل
class i property کالای طبقه 1
smuggled merchandise کالای قاچاق
import کالای رسیده
goods afloat کالای در راه
knit goods کالای کش بافت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com