English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 24 (1 milliseconds)
English Persian
corrective اصلاحی
correctives اصلاحی
amendatory اصلاحی
reformative اصلاحی
revisional اصلاحی
revisory اصلاحی
Other Matches
intermediatory اصلاحی مصلحانه
corrective maintenance پشتیبانی اصلاحی
corrective maintenance نگهداشت اصلاحی
corrective therapy درمان اصلاحی
qualifying clauses مواد اصلاحی
remedial statutes قوانین اصلاحی
modification order سفارش اصلاحی
modificatory اصلاح امیز اصلاحی
cm نگهداشت اصلاحی aintenance
correctives تادیب کننده اصلاحی
corrective تادیب کننده اصلاحی
mfm ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
modified frequency modulation recording ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
simagin's improved variation واریاسیون اصلاحی سیماگین در دفاع گرونفلد
rider ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
riders ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
stet processus گزارش اصلاحی تنظیم کردن ترک دعوی کردن
upward compatible اصلاحی به این معنی که یک سیستم کامپیوتری یا غستگاه جانبی قادر است هر کاری راکه مدل قبلی انجام می داده انجام داده و علاوه بر ان عملکردهای بیشتری هم داشته باشد سازگاری رو به پیشرفت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com