Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
modificatory
اصلاح امیز اصلاحی
Other Matches
revisory
اصلاحی
amendatory
اصلاحی
corrective
اصلاحی
correctives
اصلاحی
reformative
اصلاحی
revisional
اصلاحی
revises
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revising
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revise
اصلاح کردن اصلاح نمودن
rat race
عملیات رقابت امیز عنیف وشتاب امیز
corrective therapy
درمان اصلاحی
modification order
سفارش اصلاحی
qualifying clauses
مواد اصلاحی
corrective maintenance
نگهداشت اصلاحی
corrective maintenance
پشتیبانی اصلاحی
intermediatory
اصلاحی مصلحانه
remedial statutes
قوانین اصلاحی
modification kit
جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
cm
نگهداشت اصلاحی aintenance
corrective
تادیب کننده اصلاحی
correctives
تادیب کننده اصلاحی
modified frequency modulation recording
ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
mfm
ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
self correcting
خود بخود اصلاح شونده اصلاح کننده نفس خود
simagin's improved variation
واریاسیون اصلاحی سیماگین در دفاع گرونفلد
incriminatory
تهمت امیز اتهام امیز
trickier
خدعه امیز مهارت امیز
gratulant
تهنیت امیز تبریک امیز
expostulatory
سرزنش امیز تعرض امیز
trickiest
خدعه امیز مهارت امیز
tricky
خدعه امیز مهارت امیز
suasive
ترغیب امیز تحریک امیز
admonitory
نصیحت امیز توبیخ امیز
antagonistic
خصومت امیز رقابت امیز
riders
ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
rider
ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
stet processus
گزارش اصلاحی تنظیم کردن ترک دعوی کردن
upward compatible
اصلاحی به این معنی که یک سیستم کامپیوتری یا غستگاه جانبی قادر است هر کاری راکه مدل قبلی انجام می داده انجام داده و علاوه بر ان عملکردهای بیشتری هم داشته باشد سازگاری رو به پیشرفت
shavind
اصلاح
regeneration
اصلاح
improvements
اصلاح
improvement
اصلاح
reformation
اصلاح
reconciliation
اصلاح
reconcilement
اصلاح اصلاح
modification
اصلاح
alternation
اصلاح
rectification
اصلاح
melioration
اصلاح
amendments
اصلاح
amendment
اصلاح
reforming
اصلاح
emendation
اصلاح
reform
اصلاح
reforms
اصلاح
atonement
اصلاح
modifiation
اصلاح
reparation
اصلاح
reclamation
اصلاح
shading
اصلاح
betterment
اصلاح
correction
اصلاح
rehabilitation
اصلاح
arrangement
اصلاح
revision
اصلاح
adjustments
اصلاح
repaired
اصلاح
adjustment
اصلاح
arrangements
اصلاح
repair
اصلاح
revisions
اصلاح
improver
اصلاح کننده
amending
اصلاح کردن
improvably
اصلاح پذیر
amended
اصلاح کردن
renovation
اصلاح نوسازی
amend
اصلاح کردن
emends
اصلاح کردن
reformist
اصلاح طلبانه
revise
حک و اصلاح کردن
improvability
اصلاح شدنی
alter
اصلاح کردن
accorded
اصلاح کردن
reformists
اصلاح طلب
mender
اصلاح کننده
reformists
اصلاح طلبانه
meliorate
اصلاح کردن
refornable
اصلاح پذیر
reformist
اصلاح طلب
irreconcilableness
اصلاح ناپذیری
irreconcilability
اصلاح ناپذیری
incorrigibility
اصلاح ناپذیری
alters
اصلاح کردن
altering
اصلاح کردن
altered
اصلاح کردن
accords
اصلاح کردن
revises
حک و اصلاح کردن
redress
اصلاح کردن
data modification
اصلاح داده ها
reclaim
اصلاح شدن
modifying
اصلاح کردن
reclaimed
اصلاح شدن
reclaiming
اصلاح شدن
reclaims
اصلاح شدن
emendator
اصلاح کننده
modifies
اصلاح کردن
redressed
اصلاح کردن
redresses
اصلاح کردن
revising
حک و اصلاح کردن
accommodates
اصلاح کردن
accommodated
اصلاح کردن
accommodate
اصلاح کردن
emending
اصلاح کردن
repent
اصلاح شدن
repented
اصلاح شدن
repenting
اصلاح شدن
repents
اصلاح شدن
emended
اصلاح کردن
emend
اصلاح کردن
corrector
اصلاح کننده
corrigibility
اصلاح پذیری
corrigible
اصلاح پذیر
mendable
اصلاح پذیر
reformable
اصلاح پذیر
modify
اصلاح کردن
reformatory
کانون اصلاح
self improvement
اصلاح خود
address modification
اصلاح آدرس
address modification
اصلاح نشانی
reconcilability
اصلاح پذیری
accomodate
اصلاح کردن
incorrigible
اصلاح ناپذیر
arrangements
ترتیب اصلاح
betterment
اصلاح بهبود
arrangement
ترتیب اصلاح
self correcting code
کد خود اصلاح
regenarate
اصلاح شده
correctives
اصلاح کننده
right itself
اصلاح شدن
corrective
اصلاح کننده
reformation
اصلاح اساسی
reformatories
کانون اصلاح
rectifier
وسیله اصلاح
rectifier
اصلاح کننده
to sct aright
اصلاح کردن
improvised
اصلاح شده
filed
اصلاح کردن
file
اصلاح کردن
modified
اصلاح شده
amender
اصلاح کننده
rectify
اصلاح کردن
rectifies
اصلاح کردن
rectified
اصلاح کردن
eugenics
اصلاح نژاد
accord
اصلاح کردن
reformism
اصلاح طلبی
yates correction
اصلاح یتیس
modification
اصلاح مدل
amendable
قابل اصلاح
ameliorable
قابل اصلاح
modification
پیرایش اصلاح
shaveling
ادم اصلاح کرده
revised edition
چاپ اصلاح شده
do-gooders
اصلاح طلب سادهلوح
revised drawing
رسم اصلاح شده
reformers
مصلح اصلاح طلب
tax reforms
اصلاح امور مالیاتی
gold worked steel
فولاد اصلاح شده
revisional
چاپ اصلاح شده
euthenics
اصلاح نژاد محیطی
To get a haitcut.
اصلاح کردن (موی سر )
do-gooder
اصلاح طلب سادهلوح
shaving
اصلاح صورت تراشی
linebreed
اصلاح نژادی کردن
solicitorship
اصلاح فیما بین
eugenics
علم اصلاح نژادانسان
touch up
<idiom>
اصلاح کردن تغییرات
recoverable error
اشتباه قابل اصلاح
grade
اصلاح نژادکردن هموارکردن
reconciliation of two parties
اصلاح ذات البین
recension
چاپ اصلاح شده
incorrigibly
بطور اصلاح ناپذیر
grades
اصلاح نژادکردن هموارکردن
interbreed
اصلاح نژاد کردن
alternate routing
مسیریابی اصلاح پذیر
alterable memory
حافظه اصلاح پذیر
irrecocilably
بطور اصلاح ناپذیر
She is constantly correcting me.
او
[زن]
دائما من را اصلاح می کند.
modifiable
قابل اصلاح وتعدیل
improvement in stock breading
اصلاح نژاد چارپایان
correctional institution
کانون اصلاح و تربیت
reformer
مصلح اصلاح طلب
corrected score
نمره اصلاح شده
house of correction
کانون اصلاح وتربیت
repentance
اصلاح مسیر زندگی
correctional custudy
روش اصلاح رفتار
correction for attenuation
اصلاح برای کاهش
correction for guessing
اصلاح برای حدس
reform
اصلاح اساسی کردن یا شدن
reforms
اصلاح اساسی کردن یا شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com