Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (10 milliseconds)
English
Persian
eugenics
اصلاح نژاد
Search result with all words
cross fertile
اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
eugenic
از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
euthenics
اصلاح نژاد محیطی
improvement in stock breading
اصلاح نژاد چارپایان
interbreed
اصلاح نژاد کردن
orthogenesis
اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
selected breed
[گوسفند یا چهارپای اصلاح نژاد شده]
Other Matches
epistasis
اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
epistasy
اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
revises
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revising
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revise
اصلاح کردن اصلاح نمودن
modification kit
جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
self correcting
خود بخود اصلاح شونده اصلاح کننده نفس خود
blood
نژاد
raced
نژاد
stirps
نژاد
sibling
هم نژاد
descent
نژاد
strains
نژاد
descents
نژاد
issues
نژاد
issued
نژاد
issue
نژاد
phylon
نژاد
strain
نژاد
siblings
هم نژاد
races
نژاد
congenerous
هم نژاد
origins
نژاد
origin
نژاد
phylum
نژاد
Lurs
نژاد لر
race
نژاد
pedigree
ریشه نژاد
full blood
نژاد خالص
racism
نژاد پرستی
genocide
نژاد ستیزی
Normans
از نژاد نرمان
genocide
نژاد زدایی
anglian
مربوط به نژاد
ethnocentrism
نژاد پرستی
ethnocentric
نژاد پرست
full blooded
از نژاد اصیل
Norman
از نژاد نرمان
Slavs
از نژاد اسلاو
ethnology
نژاد شناسی
pedigrees
ریشه نژاد
master race
نژاد برتر
biotype
جانداران هم نژاد
ethnography
نژاد پرستی
half breed
از نژاد مختلف
outcrossing
پیوند دو نژاد
Slav
از نژاد اسلاو
mongrels
پست نژاد
full-blooded
پاک نژاد
underbred
از نژاد غیراصیل
mutts
سگ پست نژاد
mongrel
پست نژاد
highborn
نیک نژاد
Celts
نژاد سلت
Celt
نژاد سلت
racists
نژاد پرست
racist
نژاد پرست
mutt
سگ پست نژاد
purebred
پاک نژاد
Adegenerate ( decadent ) race .
نژاد فاسد
the black race
نژاد سیاه
gerontomorphosis
پیر شدگی نژاد
top dog
نژاد یا شخص غالب
Celtic
وابسته به نژاد سلت
inbreed
از یک نژاد ایجاد کردن
bon ton
خوش نژاد اشرافی
skinheads
رذل نژاد پرست
hamito semitic
از نژاد حامی وسامی
anti-Semitic
مخالف نژاد سامی
hamitic
مربوط به نژاد حام
skinhead
رذل نژاد پرست
semitics
نژاد شناسی سامی
white civilization
تمدن نژاد سفید
negrophobe
بیمناک از نژاد سیاه
of alow parentage
فرومایه پست نژاد
heaven born
خدایی اسمانی نژاد
paleface
نژاد سفید پوست
quadroon
از نژاد سفید وسیاه
African American
نژاد آفریقایی آمریکایی
creole
دارای نژاد مخلوط
schnauzer
سگ " تری یر "المانی نژاد
africander
افریقایی فرنگی نژاد
creoles
دارای نژاد مخلوط
humankind
بشریت نژاد انسان
anglo saxon
نژاد انگلیسی وساکنسونی
game fowl
نژاد خروس جنگی
akkadian
نژاد اکد یا اکاد
Eurasian
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
Eurasians
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
wiltshire
نژاد گوسفند سفیدرنگ انگلیسی
broodmare
مادیان برای تولید نژاد
turanian
مردمی از نژاد التایی اورال
purebred
جانور یا گیاه خوش نژاد
non human
غیر متعلق به نژاد انسان
non-human
غیر متعلق به نژاد انسان
jersey giant
نژاد ماکیان خانگی بزرگ
a racist attack
حمله ای با غرض نژاد پرستی
hamp shire
نژاد خوک سیاه امریکایی
anti-Semitic
مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
segregationist
طرفدار جدایی نژاد سفید وسیاه
Semitic
از نژاد سام بن نوح زبان سامی
Afro-American
نژاد آفریقایی آمریکایی
[عبارت قدیمی]
mixed marriage
پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
amerind
نژاد مختلط امریکایی و سرخ پوست یا اسکیمو
studhorse
اسب مخصوص تخم کشی واصلاح نژاد
gamodeme
نژاد دور افتاده یا منزوی موجود زنده
cacogenics
رشتهای از علم درباره فسادو خرابی نژاد
slovak
نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی
amphimictic
مناسب برای تولید و تناسل واختلاط نژاد
kaffir
کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
melanochroi
سیه مویان نژاد سیاه موی سبزه روی
kafir
کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
linebreeding
پرورش نژاد انسان یا حیوان درجهت یا هدف معینی
pan germanism
نظریه مبتنی بر برتری نژاد اریایی ژرمنی بر سایر نژادها
jackrabbit
نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
lombards
گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
shading
اصلاح
reclamation
اصلاح
reconcilement
اصلاح اصلاح
rectification
اصلاح
reformation
اصلاح
melioration
اصلاح
modification
اصلاح
reconciliation
اصلاح
regeneration
اصلاح
betterment
اصلاح
improvements
اصلاح
emendation
اصلاح
shavind
اصلاح
modifiation
اصلاح
improvement
اصلاح
rehabilitation
اصلاح
amendments
اصلاح
repaired
اصلاح
adjustments
اصلاح
reform
اصلاح
adjustment
اصلاح
correction
اصلاح
revision
اصلاح
amendment
اصلاح
revisions
اصلاح
alternation
اصلاح
repair
اصلاح
reforms
اصلاح
reforming
اصلاح
arrangements
اصلاح
arrangement
اصلاح
reparation
اصلاح
atonement
اصلاح
data modification
اصلاح داده ها
redresses
اصلاح کردن
to sct aright
اصلاح کردن
rectifier
اصلاح کننده
reformatory
کانون اصلاح
emendator
اصلاح کننده
refornable
اصلاح پذیر
reconcilability
اصلاح پذیری
reformatories
کانون اصلاح
rectifier
وسیله اصلاح
redress
اصلاح کردن
corrigibility
اصلاح پذیری
corrigible
اصلاح پذیر
mendable
اصلاح پذیر
reformable
اصلاح پذیر
regenarate
اصلاح شده
redressed
اصلاح کردن
right itself
اصلاح شدن
self correcting code
کد خود اصلاح
corrector
اصلاح کننده
reformism
اصلاح طلبی
self improvement
اصلاح خود
modifying
اصلاح کردن
revise
حک و اصلاح کردن
revises
حک و اصلاح کردن
revising
حک و اصلاح کردن
reclaims
اصلاح شدن
irreconcilability
اصلاح ناپذیری
irreconcilableness
اصلاح ناپذیری
meliorate
اصلاح کردن
repent
اصلاح شدن
repented
اصلاح شدن
reclaiming
اصلاح شدن
reclaimed
اصلاح شدن
repenting
اصلاح شدن
repents
اصلاح شدن
mender
اصلاح کننده
incorrigibility
اصلاح ناپذیری
improver
اصلاح کننده
reformation
اصلاح اساسی
renovation
اصلاح نوسازی
modify
اصلاح کردن
address modification
اصلاح آدرس
improvability
اصلاح شدنی
improvably
اصلاح پذیر
modifies
اصلاح کردن
reclaim
اصلاح شدن
yates correction
اصلاح یتیس
reformists
اصلاح طلبانه
altered
اصلاح کردن
corrective
اصلاح کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com