Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
improvement in stock breading
اصلاح نژاد چارپایان
Other Matches
eugenics
اصلاح نژاد
interbreed
اصلاح نژاد کردن
euthenics
اصلاح نژاد محیطی
eugenic
از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
orthogenesis
اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
selected breed
[گوسفند یا چهارپای اصلاح نژاد شده]
cross fertile
اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
epistasy
اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
epistasis
اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
feeder
چارپایان پرواری
livestock
چارپایان اهلی
forefoot
دست چارپایان
feeders
چارپایان پرواری
cattle crossing
گذرگاه چارپایان
live stock
چارپایان اهلی
forefeet
دست چارپایان
coffle
دسته یا قافله چارپایان وغلامان
foreface
قسمت جلو صورت چارپایان
foreleg
پای جلو حیوان دست چارپایان
forelegs
پای جلو حیوان دست چارپایان
revises
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revising
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revise
اصلاح کردن اصلاح نمودن
modification kit
جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
self correcting
خود بخود اصلاح شونده اصلاح کننده نفس خود
stirps
نژاد
issued
نژاد
blood
نژاد
descent
نژاد
congenerous
هم نژاد
issues
نژاد
issue
نژاد
phylon
نژاد
descents
نژاد
phylum
نژاد
siblings
هم نژاد
races
نژاد
raced
نژاد
Lurs
نژاد لر
race
نژاد
sibling
هم نژاد
origins
نژاد
strain
نژاد
origin
نژاد
strains
نژاد
ethnocentric
نژاد پرست
full blood
نژاد خالص
Slavs
از نژاد اسلاو
Slav
از نژاد اسلاو
Norman
از نژاد نرمان
Normans
از نژاد نرمان
racist
نژاد پرست
ethnocentrism
نژاد پرستی
full blooded
از نژاد اصیل
master race
نژاد برتر
half breed
از نژاد مختلف
outcrossing
پیوند دو نژاد
pedigrees
ریشه نژاد
pedigree
ریشه نژاد
ethnography
نژاد پرستی
underbred
از نژاد غیراصیل
mutt
سگ پست نژاد
mutts
سگ پست نژاد
racism
نژاد پرستی
Celts
نژاد سلت
Celt
نژاد سلت
racists
نژاد پرست
the black race
نژاد سیاه
ethnology
نژاد شناسی
biotype
جانداران هم نژاد
purebred
پاک نژاد
Adegenerate ( decadent ) race .
نژاد فاسد
anglian
مربوط به نژاد
full-blooded
پاک نژاد
mongrels
پست نژاد
mongrel
پست نژاد
highborn
نیک نژاد
genocide
نژاد ستیزی
genocide
نژاد زدایی
africander
افریقایی فرنگی نژاد
inbreed
از یک نژاد ایجاد کردن
hamitic
مربوط به نژاد حام
bon ton
خوش نژاد اشرافی
anglo saxon
نژاد انگلیسی وساکنسونی
gerontomorphosis
پیر شدگی نژاد
game fowl
نژاد خروس جنگی
akkadian
نژاد اکد یا اکاد
Celtic
وابسته به نژاد سلت
paleface
نژاد سفید پوست
hamito semitic
از نژاد حامی وسامی
heaven born
خدایی اسمانی نژاد
humankind
بشریت نژاد انسان
skinhead
رذل نژاد پرست
negrophobe
بیمناک از نژاد سیاه
of alow parentage
فرومایه پست نژاد
creole
دارای نژاد مخلوط
white civilization
تمدن نژاد سفید
top dog
نژاد یا شخص غالب
creoles
دارای نژاد مخلوط
anti-Semitic
مخالف نژاد سامی
schnauzer
سگ " تری یر "المانی نژاد
semitics
نژاد شناسی سامی
skinheads
رذل نژاد پرست
African American
نژاد آفریقایی آمریکایی
quadroon
از نژاد سفید وسیاه
Eurasian
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
purebred
جانور یا گیاه خوش نژاد
broodmare
مادیان برای تولید نژاد
turanian
مردمی از نژاد التایی اورال
non human
غیر متعلق به نژاد انسان
a racist attack
حمله ای با غرض نژاد پرستی
Eurasians
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
jersey giant
نژاد ماکیان خانگی بزرگ
non-human
غیر متعلق به نژاد انسان
wiltshire
نژاد گوسفند سفیدرنگ انگلیسی
hamp shire
نژاد خوک سیاه امریکایی
segregationist
طرفدار جدایی نژاد سفید وسیاه
Semitic
از نژاد سام بن نوح زبان سامی
Afro-American
نژاد آفریقایی آمریکایی
[عبارت قدیمی]
anti-Semitic
مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
studhorse
اسب مخصوص تخم کشی واصلاح نژاد
slovak
نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی
cacogenics
رشتهای از علم درباره فسادو خرابی نژاد
mixed marriage
پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
amerind
نژاد مختلط امریکایی و سرخ پوست یا اسکیمو
amphimictic
مناسب برای تولید و تناسل واختلاط نژاد
gamodeme
نژاد دور افتاده یا منزوی موجود زنده
linebreeding
پرورش نژاد انسان یا حیوان درجهت یا هدف معینی
kafir
کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
melanochroi
سیه مویان نژاد سیاه موی سبزه روی
kaffir
کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
pan germanism
نظریه مبتنی بر برتری نژاد اریایی ژرمنی بر سایر نژادها
jackrabbit
نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
lombards
گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
emendation
اصلاح
shading
اصلاح
reclamation
اصلاح
modifiation
اصلاح
melioration
اصلاح
reconcilement
اصلاح اصلاح
modification
اصلاح
reconciliation
اصلاح
regeneration
اصلاح
betterment
اصلاح
improvements
اصلاح
improvement
اصلاح
reformation
اصلاح
shavind
اصلاح
rectification
اصلاح
revision
اصلاح
amendment
اصلاح
repair
اصلاح
repaired
اصلاح
reparation
اصلاح
atonement
اصلاح
rehabilitation
اصلاح
alternation
اصلاح
correction
اصلاح
reforms
اصلاح
adjustment
اصلاح
adjustments
اصلاح
reform
اصلاح
revisions
اصلاح
arrangement
اصلاح
amendments
اصلاح
arrangements
اصلاح
reforming
اصلاح
reclaimed
اصلاح شدن
improvably
اصلاح پذیر
mender
اصلاح کننده
improver
اصلاح کننده
meliorate
اصلاح کردن
modifies
اصلاح کردن
irreconcilableness
اصلاح ناپذیری
reformation
اصلاح اساسی
irreconcilability
اصلاح ناپذیری
reclaim
اصلاح شدن
reclaims
اصلاح شدن
reclaiming
اصلاح شدن
incorrigibility
اصلاح ناپذیری
improvability
اصلاح شدنی
emendator
اصلاح کننده
data modification
اصلاح داده ها
redress
اصلاح کردن
refornable
اصلاح پذیر
reformable
اصلاح پذیر
mendable
اصلاح پذیر
corrigible
اصلاح پذیر
corrector
اصلاح کننده
address modification
اصلاح نشانی
modify
اصلاح کردن
modifying
اصلاح کردن
corrigibility
اصلاح پذیری
repents
اصلاح شدن
accords
اصلاح کردن
accorded
اصلاح کردن
accord
اصلاح کردن
renovation
اصلاح نوسازی
reconcilability
اصلاح پذیری
arrangements
ترتیب اصلاح
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com