Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 156 (8 milliseconds)
English
Persian
grandee
اصیل زاده
Search result with all words
junker
اصیل زاده المانی
true born
حلال زاده اصیل اصل
well born
اصیل نجیب زاده
Other Matches
cousinry
عموزاده هاودایی زاده هاوعمه زاده هاوخاله زاده ها
nepotism
انتصاب برادر زاده یا خواهر زاده واقوام نزدیک به مشاغل مهم اداری
blue blood
نجیب زاده اشراف زاده
nepew
پسر خواهر برادر زاده یا خواهر زاده
cousinly
دایی زاده وار خاله زاده وار
unfeigned
اصیل
thoroughbreds
اصیل
high bred
اصیل
original
اصیل
good birth
اصیل
of good birth
اصیل
bashaw
اصیل
noblest
اصیل
nobles
اصیل
nobler
اصیل
noble
اصیل
genteel
اصیل
thoroughbred
اصیل
ingenuous
اصیل
gentlemen
اصیل
highbred
اصیل
genuine
اصیل
high born
اصیل
true bred
اصیل
highborn
اصیل
full-blooded
اصیل
wellborn
اصیل
McCoy
اصیل
thorough bred
اصیل
purebred
اصیل
gentleman
اصیل
of a noble d
اصیل
originals
اصیل
of a noble family
اصیل
king's english
انگلیسی اصیل
john henry
امضاء اصیل
john hancock
امضاء اصیل
prince of the blood
شاهزاده اصیل
full blooded
از نژاد اصیل
fillies
مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
filly
مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
kohl
اسب اصیل عربی
purer
اصیل خالص کردن
pure
اصیل خالص کردن
purest
اصیل خالص کردن
thoroughbreds
هر نوع اسب انگلیسی اصیل
purism
واژه یا اصطلاح اصیل وصحیح
thoroughbred
هر نوع اسب انگلیسی اصیل
oaks
مسابقه مادیانهای اصیل جوان در انگلستان
one thousand guineas
مسابقه شرطبندی مادیانهای اصیل 3 ساله در انگلستان
two thousands guineas
مسابقه شرطبندی بین اسبهای اصیل 3 ساله انگلیسی
fry
زاده
nee
زاده
descendent
زاده
fries
زاده
progeniture
زاده
descended
زاده
fitz
زاده
frying
زاده
descendant
زاده
horse
اسب اصیل 5ساله یا بیشتر اوردن ماهی به خشکی بزور
levite
زاده لاوی
cousins
عمو زاده
legitimated
حلال زاده
legitimating
حلال زاده
high born
نجیب زاده
legitimates
حلال زاده
hagseed
زاده عجوزه
hamite
زاده حام
legitimate
حلال زاده
magnates
نجیب زاده
cousins
دایی زاده
nobleman
نجیب زاده
noblemen
نجیب زاده
first born
نخست زاده
first-born
نخست زاده
noblewomen
نجیب زاده
noblewoman
نجیب زاده
knight
نجیب زاده
knighted
نجیب زاده
knighting
نجیب زاده
magnate
نجیب زاده
thane
نجیب زاده
sea born
زاده دریا
cousin
عمو زاده
born in lawful wedding
حلال زاده
born in the purple
دارا زاده
born in the purple
غنی زاده
cousin
خاله زاده
chevalier
نجیب زاده
cousin german
عمو زاده
cousin german
عمه زاده
knights
نجیب زاده
bashaw
نجیب زاده
cousin
دایی زاده
aristocrat
نجیب زاده
aristocrat
اشراف زاده
aristocrats
نجیب زاده
cousins
خاله زاده
cousins
عمه زاده
patrician
اعیان زاده
patrician
نجیب زاده
coz
عمه زاده
coz
دایی زاده
firstborn
نخست زاده
first begotten
نخست زاده
firstling
نخست زاده
patricians
اعیان زاده
aristocrats
اشراف زاده
first ling
نخست زاده
patricians
نجیب زاده
illegitimate
زنا زاده
evite
زاده حوا
coz
خاله زاده
earth born
زاده خاک
cousin
عمه زاده
freeborn
ازاد زاده
childe
نجیب زاده
blue-blooded
نجیب زاده
blue blooded
نجیب زاده
gentleman of fortune
نجیب زاده حادثه جو
speak of the devil and he appears
<idiom>
حلال زاده بودن
donned
لرد یا نجیب زاده
donning
لرد یا نجیب زاده
dons
لرد یا نجیب زاده
underbred
نااصل زاده بی تربیت
feringhee
پرتغالی زاده هند
mulatto
زاده اروپایی وزنگی
cousinly
عمه زاده وار
don
لرد یا نجیب زاده
junker
جوان نجیب زاده المانی
hagborn
شیطان زاده فرزند ساحره
africander
اروپایی نژادی که درافریقای جنوبی زاده شد
milord
مرد اشرافی ونجیب زاده انگلیسی
household troops
هیئت محافظ پادشاه یا نجیب زاده
wellborn
نجیب زاده دارای خصوصیات نجابت
mestiza
کسیکه زاده اسپانیولی و هندی وامریکایی باشد
mestizo
کسیکه زاده اسپتنیولی و هندی و امریکایی باشد
knickerbocker
زاده هلندی هایی که به york new کوچ کردند
lead pony
اسب همراه اسب اصیل درسان دیدن بعد از مسابقه
holographs
سند اصیل وصیت نامه یا سند دیگری دستینه
holograph
سند اصیل وصیت نامه یا سند دیگری دستینه
grand tours
سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
grand tour
سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
musicom
یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
pythogenic
پیدا شده از چرک یا گندیدگی زاده چرک
what is bred in the bone will come out in the flesh
<proverb>
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
unborn
هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
yonker
نجیب زاده جوان جوان سلحشور
younker
نجیب زاده جوان جوان سلحشور
crude
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
synthetic dyes
رنگینه های شیمیایی
[این رنگ ها که جدیدا وارد بازار فرش شده اند، اصالت فرش اصیل را خدشه دار نموده اند. بدلیل ثبات و درخشندگی جا افتادگی فرش را می گیرند ولی در عوض سهولت دسترسی باعث استقابل شده است.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com