English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
overloading اضافه بارگذاری
Search result with all words
overloading بارگذاری اضافه
Other Matches
overtime وقت اضافی اضافه کار اضافه کاری ساعت فوق العاده
loading بارگذاری
indirect loading بارگذاری غیرمستقیم
load sharing شراکت در بارگذاری
dynamic loading بارگذاری جنبشی
direct load بارگذاری مستقیم
rate of loading میزان بارگذاری
total charge بارگذاری کامل
transverse loading بارگذاری روی پایه
load reversal دوره بارگذاری متناوب
emergency loading بارگذاری فوق العاده
loading on alternate spans حالت بارگذاری یک در میان در دهانه ها
spin wall دیوار درون بنا که بران بارگذاری میشود
soil improvement بهتر کردن جنس زمین برای بارگذاری
load point نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
checksum آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
check total آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
extras اضافه
extra- اضافه
extra اضافه
in addition to <prep.> به اضافه
augmentation اضافه
surplus اضافه
increases اضافه
increased اضافه
in a. to به اضافه
increscent اضافه
increase اضافه
spared اضافه
spare اضافه
overplus اضافه
excesses اضافه
excess اضافه
plusage اضافه
plussage اضافه
additions اضافه
addition اضافه
surpluses اضافه
extra <adj.> اضافه
special <adj.> اضافه
overload اضافه بار
overload اضافه فرفیت
margin product اضافه محصول
further [moreover] <adv.> اضافه بر این
overloaded اضافه بار
overloaded اضافه فرفیت
overvoltage اضافه ولتاژ
exeed اضافه شدن از
in addition <adv.> اضافه بر این
overloads اضافه بار
affixing اضافه نمودن
affixes اضافه نمودن
aside from that <adv.> اضافه بر این
excess اضافه مازاد
besides <adv.> اضافه بر این
forby <adv.> اضافه بر این
excesses اضافه مازاد
furthermore <adv.> اضافه بر این
add اضافه کردن
overtimer اضافه کار کن
adding اضافه کردن
adds اضافه کردن
overproduction اضافه تولید
overpotential اضافه ولتاژ
widening اضافه پهنا
over load اضافه بار
affix اضافه نمودن
affixed اضافه نمودن
overloads اضافه فرفیت
surcharge اضافه بار
surcharge اضافه بها
surtax اضافه مالیات
overcharge اضافه هزینه
overcharged اضافه هزینه
overcharges اضافه هزینه
overcharging اضافه هزینه
genitive حالت اضافه
added اضافه شده
preposition حرف اضافه
prepositions حرف اضافه
service charge اضافه کار
added to that اضافه بران
budget surplus اضافه بودجه
confession and avoidance به ان اضافه میکند
overdrafts اضافه برداشت
moreover <adv.> اضافه بر این
on top of this <adv.> اضافه بر این
overdraft اضافه برداشت
over and above <adv.> اضافه بر این
eke اضافه کردن بر
what is more <adv.> اضافه بر این
beyond that <adv.> اضافه بر این
imburse اضافه کردن
excess price اضافه قیمت
possessive حالت اضافه
step up اضافه کردن
excess luggage اضافه بار
on top of that <adv.> اضافه بر این
on to <adv.> اضافه بر این
surcharges اضافه بار
possessives حالت اضافه
subjoin اضافه کردن
overshooting اضافه جهش
overshoots اضافه جهش
overpopulation اضافه جمعیت
overtime اضافه کاری
overtime اضافه کار
overloading اضافه بار
overloading اضافه فرفیت
premium اضافه ارزش
premiums اضافه ارزش
gen حالت اضافه
superimposable اضافه شدنی
superimposable قابل اضافه
overshoot اضافه جهش
surcharges اضافه بها
append اضافه کردن
access الحاق اضافه
accesses الحاق اضافه
accessing الحاق اضافه
add اضافه کردن
per حروف اضافه
accessed الحاق اضافه
salary increase اضافه حقوق
also [moreover] <adv.> اضافه بر این
additionally <adv.> اضافه بر این
overload principle اصل اضافه باری
overload circuit switch فیوز اضافه بار
overload circuit breaker فیوز اضافه بار
not to say ... <idiom> به اضافه اینکه ... است
effusions اضافه جریان بزور
effusion اضافه جریان بزور
overdraw اضافه برداشت کردن
play down بازی در وقت اضافه
not to mention ... <idiom> به اضافه اینکه ... است
gerund اسمی که از اضافه کردن
gerunds اسمی که از اضافه کردن
repositional مانند حرف اضافه
postpositive preposition حرف اضافه الحاقی
over time pay پول اضافه کار
prepositionally بطور حرف اضافه
import surcharge حقوق گمرکی اضافه
overbreak خاکبرداری اضافه برنیمرخ
perquisites عایدی اضافه برحقوق
perquisite عایدی اضافه برحقوق
non-add subtotal اضافه نکردن به زیرکل
add in memory اضافه کردن به حافظه
superelevation بلندی بر اضافه ارتفاع
additional bed [accommodation of persons] تخت خواب اضافه
extra bed تخت خواب اضافه
capital gains اضافه ارزش سرمایه
over reinforcement اضافه ارماتورگذاری شده
run up <idiom> به مقدارچیزی اضافه کردن
throw in <idiom> اضافه دادن یا گذاشتن
over time pay مزد اضافه کاری
forfeiture of premiums ضرر اضافه ارزش سهام
overhead personnel پرسنل اضافی یا اضافه برسازمان
toincrease any one's salary اضافه حقوق بکسی دادن
over issue اضافه براعتبار رواج دادن
net worth tax مالیات بر اضافه ارزش دارائی
height money اضافه بهای کار در ارتفاع
repositional با حروف اضافه اغاز شده
augmenter مقداری که به دیگری اضافه میشود
collection of premiums وصول اضافه ارزش سهام
leap day روز اضافه در سال کبیسه
cost plus اضافه بر بهای تمام شده
put in <idiom> اضافه چیزی که قبلا گفته شد
subjoin در پایان افزودن اضافه کردن
pad the bill <idiom> اضافه شدن هزینههای کاذب
let off steam <idiom> ازدست دادن انرژی اضافه
producer surplus اضافه ارزش تولید کننده
ring up <idiom> اضافه کردن آمار پولی
premium statement صورت اضافه ارزش سهام
overtime pay مزد یا حقوق اضافه کاری
accession شیی ء اضافه یا الحاق شده
ads حرف اضافه لاتینی بمعنی
inset افزودن اضافه کردن گذاشتن
insets افزودن اضافه کردن گذاشتن
inseparable preposition حرف اضافه لازم یا جدانشدنی
unjustified که با کامپیوتر اضافه شده است
spared ذخیره اضافه براحتیاج انی
overshoot از حد خارج شدن اضافه جهیدن
spare ذخیره اضافه براحتیاج انی
raises ترقی دادن اضافه حقوق
latent اضافه ازفرفیت بار موجود
raise ترقی دادن اضافه حقوق
overshoots از حد خارج شدن اضافه جهیدن
overshooting از حد خارج شدن اضافه جهیدن
ad حرف اضافه لاتینی بمعنی
c i f قیمت کالا به اضافه هزینه بیمه و
super numerary نفر یا سرباز اضافه برسازمان یا زیادی
overweight تحمل وزن اضافه از طرف اسب
shore up <idiom> اضافه کردن چیزی که ضعیف است
We have two books extra. دوتا کتاب اضافه ( زیادی) داریم
eager beaver <idiom> شخص همیشه داوطلب کار اضافه
additional آنچه جمع شده یا اضافه است
entremets غذای لذید اضافه بر برنامه معمولی
overdraft دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
overdrafts دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
addend عدد اضافه شده به حاصل در جمع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com