Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English
Persian
surcharge
اضافه بها
surcharges
اضافه بها
Search result with all words
overweight
تحمل وزن اضافه از طرف اسب
surcharge
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharge
اضافه بار
surcharge
اضافه بارکردن عوارض زیادی گرفتن از
surcharges
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges
اضافه بار
surcharges
اضافه بارکردن عوارض زیادی گرفتن از
accelerator
ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن را در مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصد یکی از معمولترین این مواد است
accelerators
ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن رادر مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصدیکی از معمولترین این مواداست
overdraft
دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
overdraft
حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
overdraft
اضافه برداشت
overdrafts
دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
overdrafts
حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
overdrafts
اضافه برداشت
card
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
cards
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
widening
اضافه پهنا
accession
شیی ء اضافه یا الحاق شده
join
دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید
joined
دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید
joins
دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید
binder
ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
binders
ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
offset
مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
offset
حجم اضافه شده به یک عدد یا آدرس برای دادن عدد نهایی
offsetting
مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
offsetting
حجم اضافه شده به یک عدد یا آدرس برای دادن عدد نهایی
editor
نرم افزاری که برای وارد کردن و تصحیح متن یا برنامههای اضافه شده تحت پیشرفت به کار می رود
editors
نرم افزاری که برای وارد کردن و تصحیح متن یا برنامههای اضافه شده تحت پیشرفت به کار می رود
condition
اضافه کردن داده ارسالی پس از برخورد با مجموعه پارامترها
graphics
تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
increment
مقدار عدد اضافه شده به ثبات
increments
مقدار عدد اضافه شده به ثبات
poke
دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
poked
دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
pokes
دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
poking
دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
overtime
اضافه کار
overtime
اضافه کاری
overtime
وقت اضافی اضافه کار اضافه کاری ساعت فوق العاده
complement
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complement
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
complemented
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complemented
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
complementing
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complementing
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
complements
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complements
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
float
غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
float
اضافه بر آدرس اصلی به تمام اندیس ها یا آدرسهای مربوطه برای بررسی حجم حافظه که برنامه نیز دارد
floated
غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
floated
اضافه بر آدرس اصلی به تمام اندیس ها یا آدرسهای مربوطه برای بررسی حجم حافظه که برنامه نیز دارد
floats
غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
floats
اضافه بر آدرس اصلی به تمام اندیس ها یا آدرسهای مربوطه برای بررسی حجم حافظه که برنامه نیز دارد
access
الحاق اضافه
accessed
الحاق اضافه
accesses
الحاق اضافه
accessing
الحاق اضافه
add-on
سخت افزار یا نرم افزاری که به سیستم کامپیوتری اضافه شده است تا آنرا بهبود بخشد
add-ons
سخت افزار یا نرم افزاری که به سیستم کامپیوتری اضافه شده است تا آنرا بهبود بخشد
math
CI مخصوص که به سیستم اضافه میشود تا توابع ریاضی را سریع تر از CPU استاندارد انجام دهد
maths
CI مخصوص که به سیستم اضافه میشود تا توابع ریاضی را سریع تر از CPU استاندارد انجام دهد
additional
آنچه جمع شده یا اضافه است
unjustified
که با کامپیوتر اضافه شده است
doped
قطعهای که به آن ماده شیمیایی خاصی اضافه شده است
overshoot
از حد خارج شدن اضافه جهیدن
overshoot
اضافه جهش
overshooting
از حد خارج شدن اضافه جهیدن
overshooting
اضافه جهش
overshoots
از حد خارج شدن اضافه جهیدن
overshoots
اضافه جهش
overpopulation
اضافه جمعیت
overloading
بارگذاری اضافه
overloading
اضافه بارگذاری
overloading
اضافه بار
overloading
اضافه فرفیت
stack
ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
stacked
ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
stacks
ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
premium
مبلغی که اضافه برقیمت اسمی سهام پرداخت میشود
premium
اضافه ارزش
premiums
مبلغی که اضافه برقیمت اسمی سهام پرداخت میشود
premiums
اضافه ارزش
perquisite
عایدی اضافه برحقوق
perquisites
عایدی اضافه برحقوق
latent
اضافه ازفرفیت بار موجود
extra
اضافه
extra
اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
extra-
اضافه
extra-
اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
extras
اضافه
extras
اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
dither
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithered
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithers
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
multiplication
عملیات ریاضی که یک عدد را یک واحد به خودش اضافه میکند
self-
که هر قطعه جدید اطلاع را یا قانون را به پایگاه داده اضافه میکند تا دانش مهارت و کارایی آن افزوده شود
ad
حرف اضافه لاتینی بمعنی
ads
حرف اضافه لاتینی بمعنی
Other Matches
check total
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
checksum
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
spare
اضافه
excess
اضافه
plussage
اضافه
augmentation
اضافه
surpluses
اضافه
increases
اضافه
in a. to
به اضافه
increscent
اضافه
increased
اضافه
increase
اضافه
overplus
اضافه
in addition to
<prep.>
به اضافه
spared
اضافه
plusage
اضافه
addition
اضافه
excesses
اضافه
surplus
اضافه
special
<adj.>
اضافه
extra
<adj.>
اضافه
additions
اضافه
excesses
اضافه مازاد
add
اضافه کردن
imburse
اضافه کردن
surtax
اضافه مالیات
excess
اضافه مازاد
overloads
اضافه فرفیت
overcharge
اضافه هزینه
overcharged
اضافه هزینه
overcharges
اضافه هزینه
overcharging
اضافه هزینه
genitive
حالت اضافه
possessives
حالت اضافه
possessive
حالت اضافه
adding
اضافه کردن
overloaded
اضافه بار
overload
اضافه فرفیت
overload
اضافه بار
overloaded
اضافه فرفیت
affixing
اضافه نمودن
overloads
اضافه بار
affixes
اضافه نمودن
affixed
اضافه نمودن
affix
اضافه نمودن
adds
اضافه کردن
eke
اضافه کردن بر
added
اضافه شده
besides
<adv.>
اضافه بر این
aside from that
<adv.>
اضافه بر این
also
[moreover]
<adv.>
اضافه بر این
additionally
<adv.>
اضافه بر این
forby
<adv.>
اضافه بر این
furthermore
<adv.>
اضافه بر این
further
[moreover]
<adv.>
اضافه بر این
in addition
<adv.>
اضافه بر این
on to
<adv.>
اضافه بر این
on top of that
<adv.>
اضافه بر این
beyond that
<adv.>
اضافه بر این
what is more
<adv.>
اضافه بر این
over and above
<adv.>
اضافه بر این
on top of this
<adv.>
اضافه بر این
moreover
<adv.>
اضافه بر این
subjoin
اضافه کردن
append
اضافه کردن
margin product
اضافه محصول
exeed
اضافه شدن از
excess price
اضافه قیمت
excess luggage
اضافه بار
confession and avoidance
به ان اضافه میکند
budget surplus
اضافه بودجه
added to that
اضافه بران
service charge
اضافه کار
prepositions
حرف اضافه
over load
اضافه بار
overpotential
اضافه ولتاژ
overproduction
اضافه تولید
add
اضافه کردن
gen
حالت اضافه
superimposable
اضافه شدنی
superimposable
قابل اضافه
step up
اضافه کردن
salary increase
اضافه حقوق
overvoltage
اضافه ولتاژ
overtimer
اضافه کار کن
preposition
حرف اضافه
per
حروف اضافه
non-add subtotal
اضافه نکردن به زیرکل
run up
<idiom>
به مقدارچیزی اضافه کردن
overbreak
خاکبرداری اضافه برنیمرخ
throw in
<idiom>
اضافه دادن یا گذاشتن
play down
بازی در وقت اضافه
overload principle
اصل اضافه باری
over time pay
پول اضافه کار
overload circuit breaker
فیوز اضافه بار
superelevation
بلندی بر اضافه ارتفاع
gerund
اسمی که از اضافه کردن
effusions
اضافه جریان بزور
effusion
اضافه جریان بزور
add in memory
اضافه کردن به حافظه
overdraw
اضافه برداشت کردن
gerunds
اسمی که از اضافه کردن
over reinforcement
اضافه ارماتورگذاری شده
import surcharge
حقوق گمرکی اضافه
extra bed
تخت خواب اضافه
additional bed
[accommodation of persons]
تخت خواب اضافه
not to mention ...
<idiom>
به اضافه اینکه ... است
not to say ...
<idiom>
به اضافه اینکه ... است
capital gains
اضافه ارزش سرمایه
repositional
مانند حرف اضافه
over time pay
مزد اضافه کاری
overload circuit switch
فیوز اضافه بار
postpositive preposition
حرف اضافه الحاقی
prepositionally
بطور حرف اضافه
net worth tax
مالیات بر اضافه ارزش دارائی
put in
<idiom>
اضافه چیزی که قبلا گفته شد
subjoin
در پایان افزودن اضافه کردن
overhead personnel
پرسنل اضافی یا اضافه برسازمان
collection of premiums
وصول اضافه ارزش سهام
cost plus
اضافه بر بهای تمام شده
let off steam
<idiom>
ازدست دادن انرژی اضافه
repositional
با حروف اضافه اغاز شده
augmenter
مقداری که به دیگری اضافه میشود
forfeiture of premiums
ضرر اضافه ارزش سهام
height money
اضافه بهای کار در ارتفاع
toincrease any one's salary
اضافه حقوق بکسی دادن
over issue
اضافه براعتبار رواج دادن
premium statement
صورت اضافه ارزش سهام
overtime pay
مزد یا حقوق اضافه کاری
leap day
روز اضافه در سال کبیسه
producer surplus
اضافه ارزش تولید کننده
pad the bill
<idiom>
اضافه شدن هزینههای کاذب
spared
ذخیره اضافه براحتیاج انی
spare
ذخیره اضافه براحتیاج انی
raises
ترقی دادن اضافه حقوق
raise
ترقی دادن اضافه حقوق
inseparable preposition
حرف اضافه لازم یا جدانشدنی
insets
افزودن اضافه کردن گذاشتن
inset
افزودن اضافه کردن گذاشتن
ring up
<idiom>
اضافه کردن آمار پولی
cost and frieght
قیمت کالا به اضافه کرایه حمل
entremets
غذای لذید اضافه بر برنامه معمولی
super numerary
نفر یا سرباز اضافه برسازمان یا زیادی
eager beaver
<idiom>
شخص همیشه داوطلب کار اضافه
shore up
<idiom>
اضافه کردن چیزی که ضعیف است
We have two books extra.
دوتا کتاب اضافه ( زیادی) داریم
c i f
قیمت کالا به اضافه هزینه بیمه و
addend
عدد اضافه شده به حاصل در جمع
Do I have to pay a supplement?
آیا من چیزی اضافه باید پرداخت کنم؟
surcharged wall
دیوار محافظ که بار اضافه راحمل میکند
odd man out
<idiom>
آدم
[چیز]
اضافه یا زاید
[در گروهی از آدمها]
gaps
عدد اضافی که به یک گروه داده اضافه میشود.
superimpose
روی چیزی قرار گرفتن اضافه شدن بر
superimposing
روی چیزی قرار گرفتن اضافه شدن بر
superimposes
روی چیزی قرار گرفتن اضافه شدن بر
dopant
مادهای که در فرایند تغلیظ اضافه میشود doping
gap
عدد اضافی که به یک گروه داده اضافه میشود.
makeweight
مقدار کمبودی که باید به وزن چیزی اضافه شود
loading for contingencies
کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
Could you put an extra bed in the room?
آیا ممکن است یک تخت اضافه در اتاق بگذارید؟
adapts
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
zero stage
طبقه معمولی اضافی که به جلوی کمپرسورخطی اضافه میشود
grace note
نتی که به اهنگ برای زیبایی اصلی اضافه میگردد
adapt
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
adapting
تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
retrofit
وسیله یا امکانی که به سیستم اضافه میشود.تا آنرا بروزکند
retrofit
بروز در اوردن یا اضافه نمودن به یک سیستم موجودبه منظور بهبود ان
accessorize
اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
augend
عددی که عدد دیگر به آن اضافه میشود تا حاصل بدست آید
additives
مادهای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به ان اضافه شود
imparisyllabic
دردستوریونانی اسمی که حالت اضافه هجاهای بیشتری داردتادرحالت فاعلیت
addressing
. که بعد به آن اضافه میشود تا آدرس مورد نظر بدست آید
long pull
اضافه پیمانهای که درنوشابه خانه ها برای جلب مشتریان میدهند
additive
ماده ای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به آن اضافه شود
core binder
ماده چسبی که برای تقویت به ماسه ریخته گری اضافه میشود
deque
صفی که در آن موضوعات جدید قابل اضافه شدن حتی در انتها هستند
doubled up
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
usenet
که هرکاربر میتواند پیامی بیفزاید یا به پیام دیگری چیزی اضافه کند
cost plus contract
قرارداد براساس قیمت تمام شده به اضافه درصدی به عنوان سود
double
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
doubled
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
to be a fifth wheel
[to be in the way]
آدم اضافه
[بدون همسر]
بودن
[در جشنی که همه زوج دارند]
biocidal action
عمل موادیکه جهت کشتن میکروبها و باکتریها به تانک سوخت اضافه میشود
value added
اضافه قیمتی که در مواد خام در نتیجه عملیات صنعتی و تولیدی ایجاد میشود
maintenance
فرآیند بهنگام سازی فایل با تغییر دادن یا اضافه کردن یا حذف ورودی ها
primage
اضافه کرایهای که به خاطر مراقبت در بارگیری و تخلیه به ناخدای کشتی داده میشود
piggyback file
فایلی که بدون اجبار به کپی مجدد ان می توان رکوردهایی را به انتهای ان اضافه نمود
foreign excess
تجهیزات نظامی که از مصرف داخلی اضافه تر بوده و به خارج ارسال یا فروخته می شوند
anti knock
ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
admixtures
موادی بجز سیمان شن ماسه و اب که گاهی به عنوان ماده کمکی به بتن اضافه میکنند
refinances
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
whitcomb body
جسم ایرودینامیکی که به هواپیما اضافه میشود و سبب بهبود توزیع حجم اریارول میگردد
gems
IB و اتاری اس تی اضافه میکندرا به ریزکامپیوترهای گوناگونی شامل کامپیوترشخصی acpaintبرنامهای که کیفیتهای مشابه acintosh
refinance
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
refinanced
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
gem
IB و اتاری اس تی اضافه میکندرا به ریزکامپیوترهای گوناگونی شامل کامپیوترشخصی acpaintبرنامهای که کیفیتهای مشابه acintosh
refinancing
تشکیلات جدید بکار تجاری خود دادن سرمایه اضافه اندوختن یابکار زدن
external
وسیلهای که درون کامپیوتر نیست ولی به آن اضافه شده تا تواناییهای ذخیره سازی آن را افزایش دهد
noisy mode
رقم معمولا غیرصفر که هنگام نرمالسازی عدد اعشاری در صورت وجود اختلال به آن اضافه شود
externals
وسیلهای که درون کامپیوتر نیست ولی به آن اضافه شده تا تواناییهای ذخیره سازی آن را افزایش دهد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com