English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
camera obscura اطاقک تاریک جعبه عکاسی
Other Matches
camera دوربین یا جعبه عکاسی
cameras دوربین یا جعبه عکاسی
camera magazine جعبه محتوی فیلم عکاسی
box cameras دوربین عکاسی ساده و جعبه مانند که دستگاه میزان ندارد
box camera دوربین عکاسی ساده و جعبه مانند که دستگاه میزان ندارد
imagery sortie پرواز مخصوص عکاسی هواپیمای عکاسی ماموریت عکاسی هوایی
cassette کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
cassettes کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
containers جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
container جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
continuous strip imagery عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
spectrozonal photography عکاسی از اشیاء منتخب عکاسی از اشیای مخصوص
magazine مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
magazines مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
limber chest جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
trimetrogon عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
box pass جعبه کالیبر جعبه پاس
modification kit جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
lens distortion خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
cubicles اطاقک
cabins اطاقک
cabinets اطاقک
booth اطاقک
cubicle اطاقک
booths اطاقک
cabinet اطاقک
cabin اطاقک
compartment اطاقک کابین
compartments اطاقک کابین
cabinets اطاقک کوچک
ballonet اطاقک خلاء
blast box اطاقک هوا
ballonet اطاقک مسدود
cuddy اطاقک کشتی
checker chamber اطاقک مشبک
regenerative chamber اطاقک رژنراتیو
manholes اطاقک بازرسی
cockpit اطاقک خلبان
manhole اطاقک بازرسی
cockpits اطاقک خلبان
seadopod اطاقک غواصی
air lock اطاقک فشارهواپیما
coking chamber اطاقک کک سازی
exhaust chamber اطاقک خروجی
cabinet اطاقک کوچک
box اطاقک جای ویژه
carrel کابین یا اطاقک چوبی
cockpits اطاقک خلبان درهواپیما
rescue chamber اطاقک نجات زیردریایی
cooling chamber اطاقک سرد کننده
sternsheets اطاقک عقب قایق
cockpit اطاقک خلبان درهواپیما
cabinet هیئت وزرا اطاقک
penthouses اطاقک بالای بام
cabinets هیئت وزرا اطاقک
boxes اطاقک جای ویژه
penthouse اطاقک بالای بام
freight container اطاقک حمل بار یکپارچه
loculus محوطه یا قسمت کوچک اطاقک
barracking منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
barracked منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
barrack منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
reefer خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
reefers خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
oil gear جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
nubilous تاریک
nighted تاریک
lackluster تاریک
dusky تاریک
darkest تاریک
dark تاریک
darker تاریک
pitch dark تاریک
stygian تاریک
dims تاریک
subfuscous تاریک
aphotic تاریک
dim تاریک
dimmed تاریک
caliginous تاریک
murk تاریک
gloomier تاریک
ambiguous تاریک
gloomy تاریک
gloomiest تاریک
obscurantism تاریک اندیشی
darkens تاریک کردن
black holes زندان تاریک
dark lines خطوط تاریک
black hole زندان تاریک
darkens تاریک شدن
darkening تاریک کردن
benighted شب زده تاریک
darkening تاریک شدن
darken تاریک کردن
darken تاریک شدن
dusk تاریک نمودن
camera obscura تاریک خانه
darkle تیره تاریک
darkish نسبتا تاریک
twilight تاریک روشن
twilit تاریک وروشن
twilight تاریک و روشن
cat eyed تاریک بین
cimmerian فلمانی تاریک
dark current جریان تاریک
electrode dark current جریان تاریک
darkroom تاریک خانه
darkener تاریک کننده
duskily تاریک وار
darkrooms تاریک خانه
duskish اندکی تاریک
alley way کوچه تاریک
dusk تاریک وروشن
sombre تاریک غم انگیز
gloom تاریک کردن
dim : کم نور تاریک
tenebrific تاریک کننده
tenebrific تاریک وتیره
blinded تاریک ناپیدا
somber تاریک غم انگیز
obtenebrate تاریک کردن
dims : کم نور تاریک
oubliette حبس تاریک
dimmed : کم نور تاریک
tenebrous تاریک کننده
overshadows تاریک کردن
umbra نقطه تاریک
blinds تاریک ناپیدا
to grow dark تاریک شدن
blind تاریک ناپیدا
overshadow تاریک کردن
overshadowed تاریک کردن
overshadowing تاریک کردن
photogeny عکاسی
photography عکاسی
kit جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kits جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
dark line spectrum طیف خطوط تاریک
dimmest تاریک تیره کردن
hittorf dark space فضای تاریک هیتورف
aphotic zone طبقه تاریک اقیانوس
the narrow house خانه تنگ و تاریک
hittorf dark space فضای تاریک کاتد
crookes dark space فضای تاریک هیتورف
It is getting dark . هوادارد تاریک می شود
In the dark corner of the room . در گوشه تاریک اطاق
sombrely بطور تاریک یا افسرده
It's too dark. آن خیلی تاریک است.
astronomical twilight تاریک وروشن نجومی
aston dark space فضای تاریک استن
pitchy قیرگون سیاه و تاریک
aphotic zone لایه تاریک اقیانوس
crookes dark space فضای تاریک کاتد
aphotic stratum لایه تاریک اقیانوس
aphotic stratum طبقه تاریک اقیانوس
dim تاریک تیره کردن
cathode dark space فضای تاریک کاتد
dimmed تاریک تیره کردن
obfuscate مبهم و تاریک کردن
gloaming غروب تاریک و روشن
dimmer تاریک تیره کردن
dims تاریک تیره کردن
faraday dark space فضای تاریک فارادی
dark trace screen صفحه تصویر تاریک
nautical twilight تاریک و روشن دریایی
dark trace tube لامپ تصویر تاریک
darken ship تاریک کردن ناو
murkilly بطور تاریک یا تیره
anode dark space فضای تاریک اند
obfuscation مبهم و تاریک کردن
flashlights لامپ عکاسی
faxing عکاسی رادیویی
filmed فیلم عکاسی
film فیلم عکاسی
photographic accessories لوازم عکاسی
faxed عکاسی رادیویی
aerial photography عکاسی هوائی
photography لوازم عکاسی
facsimiles عکاسی رادیویی
facsimile عکاسی رادیویی
photographic وابسته به عکاسی
flashlight لامپ عکاسی
faxes عکاسی رادیویی
shutterbug عاشق عکاسی
telephotography عکاسی رادیویی
telephoto عکاسی رادیویی
radiophoto عکاسی رادیویی
brownie یکجوردوربین عکاسی
photoionization یونش عکاسی
photographic fixing ثبوت عکاسی
fax عکاسی رادیویی
photographic scale مقیاس عکاسی
photographic strip نوار عکاسی
photographic strip باند عکاسی
flashed فلاش عکاسی
photographic chemistry شیمی عکاسی
flash فلاش عکاسی
wirephoto عکاسی رادیویی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com