English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
My bedroom is just above. اطاق خواب من درست بالای اینجاست
Other Matches
gatehouse اطاق یازندان بالای دروازه
gatehouses اطاق یازندان بالای دروازه
bed room اطاق خواب
bedroom اطاق خواب
bedrooms اطاق خواب
sleeping room اطاق خواب
squad room اطاق خواب سربازان
round house بازداشت گاه اطاق عقبی درعرشه بالای کشتی
the room sleeps 0 men اطاق جای خواب به ده مردرامیدهد
ewer کوزه تنگ ابخوری اطاق خواب
ewers کوزه تنگ ابخوری اطاق خواب
main topmast دگلی که درست بالای دگل اصلی قرار دارد
overhead clearance حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
somnambulist کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
the early bird catches the worm <proverb> کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
overhead cover پوشش بالای سر روپوش بالای سر
pop برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pops برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
compartment marking سیستم شماره گذاری اطاق بار هواپیما تقسیم بندی اطاق بار
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
narcolepsy حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
hypnoidal نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoid نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
crest clearing محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
mafrash مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
dreamier خواب مانند خواب الود
hypnagogic خواب اور خواب کننده
hypnogogic خواب اور خواب کننده
dogsleep خواب زودبر خواب دروغی
morpheus الهه خواب خواب پرور
somnific خواب اور خواب الود
dreamy خواب مانند خواب الود
dreamiest خواب مانند خواب الود
join تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joined تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joins تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
meets تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
OR function تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
meet تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersection تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
coincidence function تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
and تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
alternation تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
conjunction تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
union تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
unions تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
conjunctions تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
assertion 1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
false 1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
either or operation تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
disjunction تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
temper درست ساختن درست خمیر کردن
tempers درست ساختن درست خمیر کردن
tempered درست ساختن درست خمیر کردن
He is fast asleep. خواب خواب است
judiciousness قضاوت درست تشخیص درست
be the spitting image of someone <idiom> درست مثل کسی بودن [درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
transom پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد.
alternatives تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
alternative تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
EXOR تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
differences تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exjunction تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exclusive تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
over- بالای سر
above بالای سر
above بالای
over بالای
upped بالای
up بالای
into the bargain بالای ان
overhead در بالای سر
overhead بالای سر
over- بالای
over بالای سر
at the top of در بالای
oer بالای
atop of در بالای
atop of بالای
upping بالای
outreach بالای سر
floors کف اطاق
office اطاق
roommate هم اطاق
floored کف اطاق
roommates هم اطاق
chum هم اطاق
chambers اطاق
house room اطاق
chamber اطاق
floor کف اطاق
room اطاق
floor کف اطاق
offices اطاق
chums هم اطاق
ground [British] [floor] کف اطاق
rooms اطاق
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
NAND function تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
dispersion تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
fanlights پنجره بالای در
ridge piece کش بالای شیروانی
crown بالای هرچیزی
crowns بالای هرچیزی
aloft در بالای زمین
above the earth بالای زمین
It passed over my head. از بالای سرم رد شد
fanlight پنجره بالای در
oer بالای سر روی سر
fan light پنجره بالای در
ridge tree کش بالای شیروانی
ridge pole کش بالای شیروانی
crow's nest بالای بلندی
in بالای روی
in- بالای روی
run over <idiom> حرکت از بالای
mantel board در بالای بخاری
on بالای در باره
overhead backhand بک هند از بالای سر
rooftop بالای بام
pressure above the atmosphere فشار بالای جو
overhead stroke ضربه از بالای سر
plunging fire اتش بالای سر
up the street بالای خیابان
mean high water اب بالای میانگین
overhead cover حفاظ بالای سر
over the horizon بالای افق
rooftops بالای بام
overhead forehand فورهند از بالای سر
upstream بالای رودخانه
knap بالای تپه
over the horizon از بالای افق
uptown بالای شهر
roof tree کش بالای شیروانی
anterooms اطاق انتظار
waiting-rooms اطاق انتظار
test room اطاق ازمایش
dressing room اطاق رخت کن
gas chamber اطاق خرج
anteroom اطاق انتظار
gas chambers اطاق گاز
the f. of a room اثاثیه اطاق
gas chambers اطاق خرج
parlours اطاق نشیمن
living room اطاق نشیمن
living rooms اطاق نشیمن
parlors اطاق نشیمن
dressing rooms اطاق رخت کن
parlors اطاق پذیرایی
clearing houses اطاق پایاپای
clearing house اطاق پایاپای
parlour اطاق نشیمن
parlour اطاق پذیرایی
operating rooms اطاق عمل
waiting-room اطاق انتظار
ante-rooms اطاق انتظار
guest chamber اطاق مهمان
guest room اطاق مهمان
guest-room اطاق مهمان
schoolrooms اطاق درس
schoolroom اطاق درس
trick wheel اطاق اسکان
triclinium اطاق نهارخوری
pilot house اطاق سکان
picture gallery اطاق نقاشی
parlor اطاق پذیرایی
waiting room اطاق انتظار
parlor اطاق نشیمن
palor اطاق پذیرایی
palor اطاق نشیمن
wardroom اطاق افسران
radome اطاق رادار
flooring فرش کف اطاق
range house اطاق انبارمیدان
snuggery اطاق خلوت
operating room اطاق عمل
car اطاق اسانسور
cars اطاق اسانسور
roundhouse اطاق عقبی
studios اطاق مطالعه
studio اطاق مطالعه
room no اطاق شماره 3
room lighting روشنایی اطاق
operating stand اطاق هدایت
ready room اطاق توجیه
draft اطاق بار
drafted اطاق بار
reaction chamber اطاق واکنش
drafts اطاق بار
wardership اطاق زندانبان
ward اطاق جدا
lavatories اطاق دستشویی
cabins اطاق کوچک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com