English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
records available اطلاعات موجود
Search result with all words
form 1-متن چاپ شده با فضای خالی که اطلاعات می توانند وارد شوند. 2-نمایش گرافیکی که مشابه حالت چاپ موجود است و برای ورود داده به پایگاه داده است
formed 1-متن چاپ شده با فضای خالی که اطلاعات می توانند وارد شوند. 2-نمایش گرافیکی که مشابه حالت چاپ موجود است و برای ورود داده به پایگاه داده است
forms 1-متن چاپ شده با فضای خالی که اطلاعات می توانند وارد شوند. 2-نمایش گرافیکی که مشابه حالت چاپ موجود است و برای ورود داده به پایگاه داده است
radar correlation درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر
Other Matches
polymorph عضو یا موجود چند شکلی موجود زنده ایکه چندین مرحله تغییر ودگردیسی داشته باشد
current ratio نسبت دارایی موجود به بدهی موجود
implied malice سوء نیتی است که به موجب نشانههای موجود در قانون درصورت سرزدن اعمال خاص از فرد و یا به وجود امدن شرایط خاص در موضوع موجود فرض میشود
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
associative storage یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
dow jones information service سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است
attributes 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
attributing 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
derived information اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
attribute 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
aperture card روش ذخیره سازی اطلاعات میکروفیلم در یک کارت که میتواند شامل اطلاعات پانچ شده باشد
trapdoor فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoors فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
automatic data processing پرورش اطلاعات خودکارسیستم اطلاعات کامپیوتری
distance vector protocols اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
read time زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
connection پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connexions پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
defense system aquisition سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
civilian internee information bureau دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
helps پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
help پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helped پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
negative acknowledgement کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
windowing 1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
bandwidth در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
infra red link روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
on hand موجود
entities موجود
life موجود
lives موجود
existent موجود
entity موجود
available موجود
inesse موجود
in store موجود
existing موجود
to the fore موجود
extant موجود
handiest موجود
bound موجود
going موجود
handier موجود
stocked موجود
stock موجود
disposal موجود
handy موجود
wight موجود زنده
ready money پول موجود
effective strength استعدادرزمی موجود
presents موجود اماده
status quo وضع موجود
thing لباس موجود
spot goods کالاهای موجود
inexistent غیر موجود
fleet in being ناوگان موجود
existing circumstances شرایط موجود
present موجود اماده
availability موجود بودن
to have in stock موجود داشتن
presented موجود اماده
real واقعی موجود
to be there موجود بودن
available goods کالاهای موجود
available balance مانده موجود
presenting موجود اماده
gremlins موجود وهمی
biotype موجود همزیست
gremlin موجود وهمی
undertone ته صدا موجود در زمینه
virtual موجود بالقوه تقدیری
on hand وسایل موجود درانبار
superman موجود مافوق انسان
extant نسخهء موجود و باقی
polyembryony موجود چند جنینی
microorganisms موجود ذره بینی
microorganism موجود ذره بینی
preexistent ازلیت موجود از قبل
nonentities چیز غیر موجود
hygroscopic moisture رطوبت موجود در هوا
freeing موجود در دیسک یا حافظه
uric موجود در ادرار پیشابی
frees موجود در دیسک یا حافظه
anaerobe موجود غیر هوازی
organism ترکیب موجود زنده
dermatome قسمت خارجی یک موجود
organisms ترکیب موجود زنده
all available تمام توپخانه موجود
clara هدف موجود نیست
built in موجود در داخل چیزی
biogenic موجد موجود زنده
back order اماد غیر موجود
available supply rate نواخت اماد موجود
water hardness [میزان املاح موجود در آب]
freed موجود در دیسک یا حافظه
nonentity چیز غیر موجود
undertones ته صدا موجود در زمینه
being موجود زنده شخصیت
hemophile موجود خون دوست
supermen موجود مافوق انسان
stock accounting حساب کالاهای موجود
free موجود در دیسک یا حافظه
The root of exisiting differences. ریشه اختلافات موجود
intelligence process جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
avaiiability موجود بودن بدرد خوردن
humus موار الی موجود در خاک
moisture content درصد رطوبت موجود در خاک
beach reserves ذخایر موجود دربارانداز ساحلی
latent اضافه ازفرفیت بار موجود
available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
banshees موجود وهمی بشکل روح
humidity میزان بخار اب موجود درهوا
taxis واکنش موجود زنده در برابرگرایش
satyrs موجود نیمه انسان ونیمه بز
satyr موجود نیمه انسان ونیمه بز
banshee موجود وهمی بشکل روح
hypostasis موجود فرضی حالت تعلیق
ammunition available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
ammunition in hands of troops مهمات موجود در دست یگانها
hydrotaxis واکنش موجود زنده نسبت به اب
menu لیستی از انتخابهای اولیه موجود
menus لیستی از انتخابهای اولیه موجود
ubiquitous همه جا حاضر موجود درهمه جا
symbiont موجود زنده اجتمای یا همزی
NO VACANCIES اتاق خالی موجود نیست.
solute جسم حل شده موجود در محلول
sops رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
zap حذف داده موجود در فضای کاری
zaps حذف داده موجود در فضای کاری
armament جنگ افزار موجود روی وسیله
armaments جنگ افزار موجود روی وسیله
zapped حذف داده موجود در فضای کاری
backgrounds اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
radicalism اجتماعی موجود سا سیستم فکری افراطی
addressability کنترل موجود روی پیکسلهای صفحه
set up انتخابهای موجود هنگام نصب سیستم
background اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
halobiont موجود زیست کننده دراب شور
intravenously موجود در سیاهرگ یا ورید داخل وریدی
intravenous موجود در سیاهرگ یا ورید داخل وریدی
sylph روح یا موجود ساکن در هوا جن هوایی
sop رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
cybercafe نیز قهوه و شیرینی در آن موجود است
preexist ازلی بودن قبلا موجود شدن
There are no tickets available for tonight . بلیط برای امشب موجود نیست
keratin ماده شاخی موجود در مووناخن و شاخ
availability edit بررسی موجود بودن اقلام درخواستی
line item اقلام موجود در چانل درخواست وسایل
zapping حذف داده موجود در فضای کاری
We dont have it in stock . این جنس موجود نیست ( نداریم )
biont واحد مستقل موجود زنده سلول
abiogenesis ایجاد موجود زنده از موادبی جان
nucleon پروتون یا نوترون موجود درهسته اتمی
peripheral فرفیت ذخیره سازی موجود در وسیله جانبی
backtab برگرداندن نشانه گر به یک واحد عقب تر از موقعیت موجود
stare decisis قاعده صدور رای بر مبنای سابقه موجود
staged crews خدمه موجود در روی وسیله یا کشتی یا هواپیما
recombinant موجود دارای صفات ارثی متشکل جدید
net storage انبار بار قوال انبارهای موجود در یک شبکه
This is the oldest Persian script in existence. این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
resource تقسیم منابع موجود در سیستم بین کارها
gamodeme نژاد دور افتاده یا منزوی موجود زنده
To pool resources to gether . کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
aprFs-ski فعالیتهای عمومی و سرگرمیهای موجود در پناهگاههای اسکی
dock warrant سند مالکیت کالای موجود در انبار لنگرگاه
delivery forecast پیش بینی اشکالات موجود درسیستم تولید
To preserve the status quo . وضع موجود ( شرایط فعلی ) را حفظ کردن
anticatalyst مادهای که موجب وقفهء واکنشهای حیاتی موجود میشود
fix تعداد بیتهای موجود که یک کلمه کامپیوتری را تشکیل میدهد
fixes تعداد بیتهای موجود که یک کلمه کامپیوتری را تشکیل میدهد
victualling bill پروانه حمل کالائی که درانبار گمرکی موجود باشد
terpene هیدروکربن هایی موجود در اسانس بفرمول 61H 01C
subject to being unsold فروخته نشده باشد درصورت موجود بودن کالا
formalism اعتقاد به حفظ فاهر وقالبهای موجود در کلیه امور
prtsc کلیدی که محتوای موجود روی صفحه را به چاپگر بفرستد
riparian law قوانین مربوط به اعیان واموال موجود در اطراف رودخانه
metabolisms تحولات بدن موجود زنده برای حفظ حیات
metabolism تحولات بدن موجود زنده برای حفظ حیات
gene عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
genes عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
symbion موجود زندهای که بصورت دسته جمعی یا همزیستی زندگی کند
window فضایی درصفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
transmigration حلول روح مرده در بدن موجود زنده دیگری تبعید
window فضایی در صفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
stenotherm موجود غیر مقاون در مقابل تغییرات شدید درجه حرارت
manning level درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
parabiosis برگشت ووقفه فعالیت حیاتی موجود فرونشستگی احساسات یافعالیت
analog مدارهای موجود در PCB برای تبدیل خروجی دیجیتال به آنالوگ
proprioceptive تحریک شده در اثر تحریکات درونی عضو موجود زنده
insertion loss توجه به یک سیگنال به علت افزودن یک وسیله به کانال یا مدار موجود
short lot کالایی که مقدار موجود از ان کم است و در محوطه کوچک انبار میشود
shares پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
size محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
analog مدارهای موجود در PCB برای تبدیل سیگنالهای ورودی آنالوگ به دیجیتال
sizes محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
analogue مدارهای موجود در PCB برای تبدیل سیگنالهای ورودی آنالوگ به دیجیتال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com