English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
chaplain activities fund اعتبار امور مذهبی
Other Matches
superstitious uses مخارجی که برای امور مذهبی غیرقانونی صرف شود
civil works امور ساختمانی و تاسیسات امور شهرسازی و تاسیساتی
concordat پیمان دولت با جماعت مذهبی پیمان رسمی میان دو فرقه مذهبی
overdraft حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
overdrafts حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
unfinanced بدون اعتبار تضمین اعتبار نشده
medical regulator تنظیم کننده امور بهداشتی مدیر امور بهداشتی
craft revolving fund حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
religious مذهبی
churchgoer مذهبی
churchly مذهبی
churchgoers مذهبی
neologize مذهبی بودن
religious matters مسائل مذهبی
ritual تشریفات مذهبی
tenet متعقدات مذهبی
religious rites شعائر مذهبی
pastoral psychiatry روانپزشکی مذهبی
revivals جنبش مذهبی
missionaries مبلغ مذهبی
missioner مبلغ مذهبی
religiosity تعصب مذهبی
religiose مذهبی بودن
spirituality روحیه مذهبی
religionism غیرت مذهبی
missionary مبلغ مذهبی
holidays تعطیل مذهبی
converter مبلغ مذهبی
sect فرقه مذهبی
holy day تعطیل مذهبی
devout مذهبی عابد
clergymen عالم مذهبی
clergyman عالم مذهبی
revival جنبش مذهبی
dogmatism تعصب مذهبی
R.E تحصیلات مذهبی
convertor مبلغ مذهبی
pontifex شورای مذهبی
sects فرقه مذهبی
semireligious نیمه مذهبی
religious tenets عقاید مذهبی
guru معلم مذهبی
service book کتب مذهبی
holiday تعطیل مذهبی
gurus معلم مذهبی
revivalists طرفدار احیای مذهبی
crusades جنگ مذهبی نهضت
soul music موسیقی مذهبی سیاهپوستان
catechisms تعلیم ودستور مذهبی
religious sentiments احساسات وعقاید مذهبی
sacramental وابسته به مراسم مذهبی
Religious (political) fanaticism تعصبات مذهبی ( سیاسی )
Mother Superiors رئیس بنیاد مذهبی
catechetic وابسته به تعالیم مذهبی
Mother Superior رئیس بنیاد مذهبی
catechesis تعالیم مذهبی شفاهی
hymnbook کتاب سرود مذهبی
revivalist طرفدار احیای مذهبی
holyday روز تعطیل مذهبی
cantor اواز خوان مذهبی
synods مجلس منافره مذهبی
swami رهبر مذهبی هندی
taboo منع یانهی مذهبی
taboos منع یانهی مذهبی
psalter سرود مذهبی مزامیر
ecclesiogenic neurosis روان رنجوری مذهبی
Easter Sepulchre تشریفات مذهبی تدفین
catechisms پرسش نامه مذهبی
priggism تعصب سخت مذهبی
crusading جنگ مذهبی نهضت
traditor خائن در امر مذهبی
dogmatics مبحث شعائر مذهبی
synod مجلس منافره مذهبی
crusade جنگ مذهبی نهضت
crusaded جنگ مذهبی نهضت
wowser مذهبی و خرده گیر
psalm سرود مذهبی خواندن
revivalism اصول بیداری مذهبی
rite مراسم تشریفات مذهبی
catechism تعلیم ودستور مذهبی
pauli اصول مذهبی پولس
psalms سرود مذهبی خواندن
catechism پرسش نامه مذهبی
rectorate ریاست بنگاه مذهبی
tabu منع یانهی مذهبی
amor امور
request for discharge عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
archdiocese قلمرو مذهبی اسقف اعظم
menology سالنمای جشنها وسوگوارهای مذهبی
vigilantism پیروی از اصول جمعیتهای مذهبی
anagogy تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
anagoge تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
neologian متمایل به تعلیمات نوین مذهبی
neologian وابسته به تعلیمات نوین مذهبی
sisterhood انجمن خیریه مذهبی نسوان
sacrilegious مربوط به بیحرمتی به شعائر مذهبی
Scientology ساینتولوژی [یک نوع سیستم مذهبی]
revivalist movement جنبش اصول بیداری مذهبی
dogmatize تعصب مذهبی نشان دادن
indoctrinated تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinates تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinating تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
church کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
indifferentism لاقیدی نسبت به مسائل مذهبی
churches کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
secular دورهای غیر مذهبی دنیائی
indoctrinate تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
non litigious matters امور حسبی
aviation authority امور هواپیمایی
authorities اولیای امور
interior امور داخله
personal affairs امور شخصی
state affairs امور مملکتی
miscellaneous امور متفرقه
the high functionery ries of the state مصادر امور
interiors امور داخله
civil affairs امور غیرنظامیان
authority ties of the state مصادر امور
authority اولیاء امور
interior affairs امور داخلی
money matters امور پولی
authority ties of the state اولیا امور
financial affairs امور مالی
combat duty امور رزمی
religious matters امور دینی
inquisitions تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
jacobin عضو فرقه مذهبی مخالف دولت
character guidance راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
inquisition تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
resgestae امور انجام شده
routine امور غیر مهم
routinely امور غیر مهم
routines امور غیر مهم
secretary of state for foreign affairs وزیر امور خارجه
bureaucratic وابسته به امور اداری
principal centre of affairs مرکز مهم امور
surveillance authority اولیاء امور نظارتی
probate court محکمه امور حسبی
Foreign Office وزارت امور خارجه
customs broker واسطه امور گمرکی
corporate treasurer مدیر امور مالی
chief financial officer [CFO] مدیر امور مالی
to arrange matters ترتیب دادن امور
administration اداره امور یکانها
administrations اداره امور یکانها
civic action امور عام المنفعه
clerical test ازمون امور دفتری
emotional and physical امور عاطفی و بدنی
supervisory authority اولیاء امور مراقبتی
regulatory authority اولیاء امور مراقبتی
surveillance authority اولیاء امور مراقبتی
supervisory authority اولیاء امور نظارتی
regulatory authority اولیاء امور نظارتی
fish warden متصدی امور شیلات
militarization نظامی کردن امور
ministry of foreign affairs وزارت امور خارجه
non litigious jurisdiction act قانون امور حسبی
non litigious matters act قانون امور حسبی
testamentary causes امور مربوط به وصایا
tax reforms اصلاح امور مالیاتی
tax administration اداره امور مالیات
table of authorities جدول اولیا امور
space broker کارگزار امور تبلیغات
promiscuous بیقید در امور جنسی
majordomo متصدی امور خانوادگی
air branch قسمت امور هوایی
foreign minister وزیر امور خارجه
minister for foreign affairs وزیر امور خارجه
minister of foreign affairs وزیر امور خارجه
g air رکن 2 امور هوایی
The foreign ministry. the ministry of foreign affairs. وزارت امور خارجه
State Department وزارت امور خارجه
financial affairs امور مربوط به مالیه
liquidation of company تصفیه امور شرکتها
chaplain افسر امور دینی
chaplains افسر امور دینی
politico military امور سیاسی نظامی
interdenominational وابسته به فرقههای مذهبی و روابط انها با یکدیگر
druze یکی از فرقههای سیاسی و مذهبی اسلام بلوردان
casuistry حل مسائل احلاقی ووجدانی با قوانین مذهبی واجتماعی
vicarages محل اقامت خلیفه نوعی منصب مذهبی
theocracy حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
gregorian chant سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
scholasticism شیوه تعلیم وفلسفه مذهبی قرون وسطی
theocracies حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
simoniac خرید وفروش کننده مناصب ومشاغل مذهبی
taperer حامل شمع در مراسم مذهبی باریک کننده
vicarage محل اقامت خلیفه نوعی منصب مذهبی
technicians شخص متخصص در امور صفتی
presswork اداره مطبعه امور چاپخانه
surgical مربوط به امور پزشکی جراحی
to take the helm زمام امور رادردست گرفتن
signal security حفافت امور مخابراتی یا ارتباطات
domiciles منزل یا مرکز مهم امور
domicile منزل یا مرکز مهم امور
technician شخص متخصص در امور صفتی
politics علم سیاست امور سیاسی
proetor متصدی امور قضایی وکشوری
financial data اطلاعات مربوط به امور مالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com