Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
catastrophism
اعتقاد باینکه پوسته زمین دستخوش انقلابهای ناگهانی طبیعت شده
Other Matches
animism
اعتقاد باینکه ارواح مجرد وجود دارند اعتقاد بعالم روح و تجسم ارواح مردگان
utilitarianism
کاربرد گرایی اعتقاد باینکه نیکی
pan cosmism
اعتقاد باینکه هر چه هست همین مادیات است
arianism
اعتقاد باینکه عیسی باهمه پاکی و تقدس
modalism
اعتقاد باینکه پدر وپسر و روح القدس هر سه مظاهرگوتاگون یک خداهستند
animism
همزاد گرایی اعتقاد باینکه روح اساس زندگی است
nestorianism
عقیده نسطوریان اعتقاد باینکه عیسی دو ذات جداگانه داشت
monadism
اعتقاد باینکه گیتی از ذره یاجسم بسیط ساخته شده است
infusionism
اعتقاد باینکه روح پیش از تن موجود است و هنگام زاییمان بتن دمیده میشود
nescience
اعتقاد باینکه حقایق غایی را نمیتوان بوسیله قیاس عقلانی فکر درک نمود
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
tideland
زمین ساحلی دستخوش جزرومد
physiocracy
حکومت بخکم عوامل طبیعی عقیده باینکه زمین یگانه سرچشمه ثروت است
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
earth crust
پوسته زمین
crust
پوسته زمین
earth's crust
پوسته زمین
crusts
پوسته زمین
graben
فرورفتگی در پوسته زمین
crust of the earth
پوسته یا قشر زمین
physiocrat
کسیکه معتقداست که زمین یگانه سرچشمه ثروت است وحکومت بایدتابع طبیعت باشد
syenite
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
andesite
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
dunite
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
diabase
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
physiocrats
اقتصاددانان فرانسوی قرن هیجده که معتقد بودند زمین و طبیعت یگانه منبع ثروت است
geotectonic
مربوط به مبحث ساختمان وتشکیلات صخرههای پوسته زمین
plutonism
فرضیهای که بموجب ان خارههای پی در پی پوسته زمین دراثرگرمادرست شده اند
geochemistry
علمی که درباره ترکیب وتغییرات شیمیایی پوسته زمین بحث میکند
neptunist
کسیکه عقیده داردکه خارههای پی در پی پوسته زمین بوسیله اب درست شده اند
plutonic theory
فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
lusus natarae
بازی طبیعت خوش مزگی طبیعت
lusus naturae
بازی طبیعت خوشمزگی طبیعت
banjo axle
پوسته اکسل عقب اتومبیل که پوسته دیفرانسیل ان در وسط قرار دارد
exfoliation
پوسته پوسته شدن لایههای بتن یا سنگ در اثر حرارت محیط همجوار
flaking
جرقه پوسته پوسته شدن
flaked
جرقه پوسته پوسته شدن
flake
جرقه پوسته پوسته شدن
pelliculate
پوسته پوسته شامه دار
ambivalence
توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یاچیزی
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
nose dive
شیرجه ناگهانی در هواپیما تنزل ناگهانی قیمت
flurry
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
flurries
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
desquamate
پوسته پوسته شدن
exfoliate
پوسته پوسته شدن
scabs
پوسته پوسته شدن
scab
پوسته پوسته شدن
scabrous
زبر پوسته پوسته
surge
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surges
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surged
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
spurts
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurting
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurted
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurt
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
since
نظر باینکه
as respects
نظر باینکه
as regards
نظر باینکه
undergone
دستخوش
undergoing
دستخوش
undergoes
دستخوش
prey
دستخوش
undergo
دستخوش
as
نظر باینکه در نتیجه
adrift
دستخوش طوفان
tosser
دستخوش امواج
peccable
دستخوش خطا
subject to the flood
دستخوش سیل
golden handshakes
دستخوش بازنشستگی
at the mercy of
در اختیار دستخوش
victim
دستخوش شکار
windblown
دستخوش باد
victims
دستخوش شکار
golden handshake
دستخوش بازنشستگی
minimalist
باینکه تقاضاهایش براورده شود
iam inclined to think
متمایلم باینکه خیال کنم
sentient
حساس دستخوش احساسات
drifts
دستخوش پیشامد بودن
passives
دستخوش عامل خارجی
passive
دستخوش عامل خارجی
drifted
دستخوش پیشامد بودن
drifting
دستخوش پیشامد بودن
drift
دستخوش پیشامد بودن
psilanthropy
عقیده باینکه مسیح جز انسان نبوده
psilanthropism
عقیده باینکه مسیح جز انسان نبوده
obsessively
دستخوش یک فکر یامیل قوی
prey
دستخوش ساختن طعمه کردن
obsessive
دستخوش یک فکر یامیل قوی
monopsychism
عقیده باینکه هکه جانهایاارواح یکی است
geocentric
معتقد باینکه خداوندزمین رامرکز عالم وجودقرارداده
victimizing
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimized
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimize
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimising
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
planker
گیاهان و جانورانی که دستخوش جنبش اب دریاهستند
victimised
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimises
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimizes
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
monogenism
عقیده باینکه همه تژادهای ادمی از یک تخم هستند
kinetic theory of heat
عقیده نظری نسبت باینکه گرماازجنبش ذرات پیدامیشود
restorationism
عقیده باینکه بشرسرانجام بسعادت نخستین خود خواهدرسید
adventures
: درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
adventure
درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
unprofitable servants
مردمی که خرسندند باینکه تنهاانچه وفیفه ایشان است بکنند
malism
عقیده باینکه این جهان روی همرفته بد جهانی است
monophysite
کسیکه عقیده دارد باینکه مسیح دارای یک ذات است و بس
anthropocentric
معتقد باینکه انسان اشرف مخلوقات و مرکز ثقل موجودات است
probabiliorism
عقیده باینکه بهر طرف بیشتراحتمال درستی دارد بایدروی اورد
restorationist
کسیکه معتقداست باینکه بشرعاقبت بسعادت اول خود نائل خواهد شد
metagnosticism
عقیده باینکه اثبات هستی خدااز گنجایش علم بشر بیرون است
atomism
عقیده باینکه جهان مادی ازذرات ریز ساده تشکیل شده است
presentationism
عقیده باینکه چیزهای واقعی هنگام درک در مغز انسان نمایش داده میشوند
union shop
مغازه یاکارگاهی که اعضای خارج از اتحادیه کارگری رامیپذیرد مشروط باینکه بعداعضو شوند
nature
طبیعت
Mother Nature
طبیعت
quality
طبیعت
physios
طبیعت
qualities
طبیعت
physio
طبیعت
natures
طبیعت
inclination
طبیعت
consubstantial
هم طبیعت
temperaments
طبیعت
temperament
طبیعت
naturalists
طبیعت گرا
naturalist
طبیعت شناس
against nature
مخالف طبیعت
naturalists
طبیعت شناس
natures
طبیعت سرشت
naturalism
طبیعت گرایی
naturalism
طبیعت پردازی
natural endowments
بخششهای طبیعت
gift of nature
نعمت طبیعت
nature
طبیعت سرشت
gift of nature
هدیه طبیعت
cycle of water
گردش اب در طبیعت
tao
مسیر طبیعت
hu man nature
طبیعت انسانی
landscape architecture
معماری طبیعت
hyperphysical
فوق طبیعت
earthiness
طبیعت خاکی
hyperphyscal
مافوق طبیعت
freaks of nature
غرائب طبیعت
second nature
طبیعت ثانوی
lusus naturae
غرابت طبیعت
hydraulic cycle
گردش اب در طبیعت
still life
طبیعت بیجان
lusus natarae
غرابت طبیعت
human nature
طبیعت انسان
navigated
طبیعت ذات
navigate
طبیعت ذات
animality
طبیعت حیوانی
navigates
طبیعت ذات
navigating
طبیعت ذات
Mother Nature
طبیعت مهربان
metaphsical
طبیعت حکمتی
naturalist
طبیعت گرا
contrary to nature
بر خلاف طبیعت
unnatural
بر خلاف اصول طبیعت
metaphsics
دانش ماورای طبیعت
naturalistic
مبنی بر طبیعت بازی
unnaturally
بر خلاف اصول طبیعت
i a the beauties of nature
من از زیبائیهای طبیعت حظ کردم
all nature looked green
طبیعت سراسر سبز بود
they are cured by nature
طبیعت انها را درمان میکند
fantasticality
طبیعت خیالی یاوسواسی بوالهوسی
metaphisical
مربوط به علم ماوراء طبیعت
humanist
مطالعه کننده طبیعت یا امورانسانی
four forces of nature
چهار نیروی بنیادی طبیعت
natural selection
فلسفه انتخاب اصلح در طبیعت
natural phenomena
حوادث طبیعی تجلیات طبیعت
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
nature
[of things]
سرشت
[ماهیت]
[خوی]
[ذات]
[طبیعت]
Pre-Raphaelites
مکتب بازنمایی طبیعت آنطور که هست
naturalism
فلسفه یا مذهب طبیعی اصالت طبیعت
anthropogenic
مربوط به برخورد وتماس بشر با طبیعت
it occurs in nature as a gas
در طبیعت بشکل گاز یافت میشود
denature
طبیعت یا ماهیت چیزی راعوض کردن
herbescent
اماده برای پیداکردن طبیعت گیاه
Pre-Raphaelite
مکتب بازنمایی طبیعت آنطور که هست
anthroposophy
علم شناسایی طبیعت و ماهیت انسانی
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com