Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
liberalism
اعتقاد به ازادی ازلی و ابدی انسان
Other Matches
eternally
بطور ابدی یا ازلی
the ever lasting fod
خدای ازلی و ابدی
eternalness
ازلیت :ابدی یا ازلی بودن
animalism
نفس پرستی اعتقاد باین که انسان جانوری بیش نیست
eternize
ابدی کردن شهرت ابدی دادن
subjective
فلسفه مبتنی بر اعتقاد به اصالت ادراکات ذهنی ومحدودیت اگاهی انسان صرفا" به همین ادراکات درون گرایی
guild socialism
سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
animism
اعتقاد باینکه ارواح مجرد وجود دارند اعتقاد بعالم روح و تجسم ارواح مردگان
emancipation proclamation
اعلامیه ازادی بردگان اعلامیهای که در اول ژانویه 3681 به وسیله ابراهام لینکلن رئیس جمهور امریکاصادر و به موجب ان به بردگان سیاهپوست امریکایی ازادی اعطا شد
anthrop
پیشوند بمعانی > انسان < و > جنس انسان <
anthropo
پیشوند بمعانی >انسان < و > جنس انسان <
artificial intelligence
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
intelligence
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
id
مجموع تمایلات انسان که نفس یا شخصیت انسان و تمایلات شهوانی وجنسی ازان ناشی میشود
anthropography
علم ساختمان بدن انسان رشتهای از علم انسان شناسی که درباره تاثیراوضاع جغرافیایی بر روی نژادها صحبت میکند
coeternal
ابدی
eternal
ابدی
uncreated
ابدی
sempiternal
ابدی
immortal
ابدی
perpetual
ابدی
permanent
ابدی
everlasting
ابدی
eterne
ابدی
innascible
ازلی
increate
ازلی
eterne
ازلی
everlasting
ازلی
pre existent
ازلی
eternal
ازلی
predetermination
ازلی
prevenient
ازلی
primordial
ازلی
perdurable
همیشگی ابدی
perennial
ابدی جاودانی
live forever
زندگی ابدی
perennials
ابدی جاودانی
coeternal
ابدی وازلی
last resting place
ارامگاه ابدی
permanent bar
حرمت ابدی
permanent prohibition
حرمت ابدی
archetypes
صورت ازلی
archetype
صورت ازلی
primordial element
عنصر ازلی
the a of days
خدای ازلی
primordial image
صورت ازلی
eon
قوه ازلی
asymptote
مماس ازلی
eternalize
ابدی کردن مخلدکردن
feelings indigenous to man
احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
archetypal
مربوط به صورت ازلی
archetypally
مربوط به صورت ازلی
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
preexist
ازلی بودن قبلا موجود شدن
predestinate
قبلا تعیین شده دارای سرنوشت ونصیب وقسمت ازلی
believing
با اعتقاد
misbeliever
بی اعتقاد
credence
اعتقاد
faiths
اعتقاد
confidence
اعتقاد
belief
اعتقاد
faith
اعتقاد
confidences
اعتقاد
unbelieving
بی اعتقاد
demonism
اعتقاد بدیو
creationism
اعتقاد به افرینش
cloaca theory
اعتقاد به مقعدزایی
anomy
اعتقاد به بی نظمی
anomie
اعتقاد به بی نظمی
fatalism
اعتقاد به سرنوشت
credibly
از روی اعتقاد
ism
اعتقاد رویه
misbelieve
بی اعتقاد شدن
misbelief
اعتقاد خطا
evolutionism
اعتقاد به تکامل
fairyism
اعتقاد به جن و پری
hylicism
اعتقاد به مادیات
trusts
اعتقاد اعتبار
determinism
اعتقاد به جبر
theism
اعتقاد بخدا
trust
اعتقاد اعتبار
convictions
اعتقاد راسخ
trinitarianism
اعتقاد به تثلیت
conviction
اعتقاد راسخ
trusted
اعتقاد اعتبار
credit
اعتقاد کردن
credited
اعتقاد کردن
relativism
اعتقاد به نسبیت
credits
اعتقاد کردن
fetishism
اعتقاد به طلسم
crediting
اعتقاد کردن
indpendence
ازادی
liberties
ازادی
liberty
ازادی
option
ازادی
immunity
ازادی
freeness
ازادی
freedoms
ازادی
openness
ازادی
freedom
ازادی
liberation
ازادی
options
ازادی
insubjection
ازادی
manumission
ازادی
release
ازادی
released
ازادی
liberals
ازادی
liberal
ازادی
releases
ازادی
independence
ازادی
emancipation
ازادی
looseness
ازادی
large n
ازادی
liberticide
ازادی کش
enfranchisement
ازادی
to believe in ghosts
اعتقاد داشتن به ارواح
theodicy
اعتقاد بعدالت خدایی
to put
[place]
credence in something
به چیزی اعتقاد کردن
factionalism
اعتقاد به سیستم حزبی
article of faith
اعتقاد و عقیده باطنی
to believe in something
به چیزی اعتقاد داشتن
vampirism
اعتقاد بوجود vampire
spiritualism
اعتقاد به احضار ارواح
to give credence to something
به چیزی اعتقاد کردن
unbelievin
بی اعتقاد دیر باور
denominationalism
اعتقاد به تفکیک و تقسیم
monism
اعتقاد وحدت خدا
unbeliever
بی اعتقاد دیر باور
unbelievers
بی اعتقاد دیر باور
monotheism
اعتقاد به خدای واحد
misbelieve
اعتقاد خطا پیداکردن
historical determinism
اعتقاد به جبر تاریخ
nicene creed
اعتقاد نامه نیسن
immortalism
اعتقاد به ماندگاری روح
vitalism
اعتقاد به اصالت حیات
parole
ازادی مشروط
manumission
ازادی برده
liberator
ازادی بخش
conditional discharge
ازادی مشروط
freedom to choose
ازادی در انتخاب
liberators
ازادی بخش
paroles
ازادی مشروط
paroled
ازادی مشروط
toleration
ازادی ازادگی
medal of freedom
مدال ازادی
paroling
ازادی مشروط
probation
ازادی بقیدالتزام
market freedom
ازادی تجاری
catholicity
ازادی فکر
advantages accruning from
ازادی مطبوعات
market freedom
ازادی بازار
manumit
ازادی بخشیدن
probation
ازادی مشروط
free will
ازادی اراده
liberally
ازادی خواهانه
liberty party
حزب ازادی
liberty of the press
ازادی مطبوعات
freehand
ازادی عمل
relief
فراغت ازادی
freehand
ازادی در تصمیم
degree of freedom
درجه ازادی
probational
ازادی بقیدالتزام
freedom of seas
ازادی دریاها
freedom of experssion
ازادی بیان
civil liberty
ازادی مدنی
freedom of enterprise
ازادی تجارت
freedom of trade
ازادی تجارت
freedom of choice
ازادی انتخاب
freedom of belief
ازادی عقیده
free enterprise
ازادی اقتصادی
the champion of liberty
مدافع ازادی
elbowroom
ازادی عمل
statue of liberty
مجسمه ازادی
freedom of the press
ازادی نگارش
laissez-faire
ازادی تجارت
emancipatory
ازادی بخش
degrees of freedom
درجات ازادی
civil liberties
ازادی مدنی
economic freedom
ازادی اقتصادی
edict of emancipation
منشور ازادی
freedom of the press
ازادی مطبوعات
elbow room
ازادی عمل
habeas corpus
حکم ازادی
syncretism
اعتقاد به توحید عقاید همتایی
adventism
اعتقاد بدوباره امدن مسیح
triune
اعتقاد بوجود سه شخصیت در خدا
disbelieves
اعتقاد نکردن دروغ پنداشتن
casualism
اعتقاد به شانس و تصادف تصادفا"
ultra individualism
اعتقاد به اصالت فرد در حد افراط
idealistically
از روی اعتقاد به تصور وخیال
disbelieve
اعتقاد نکردن دروغ پنداشتن
salvationism
اعتقاد بلزوم رستگاری از گناه
immaterialism
عدم اعتقاد به ماده تجرد
disbelieving
اعتقاد نکردن دروغ پنداشتن
disbelieved
اعتقاد نکردن دروغ پنداشتن
latitudes
ازادی عمل وسعت
overindulgence
ازادی بیش از حد دادن
liberals
ازادی خواه زیاد
free thought
ازادی فکر لامذهب
probationary period
دوره ازادی مشروط
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com