Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
vitalism
اعتقاد به اصالت حیات
Other Matches
ultra individualism
اعتقاد به اصالت فرد در حد افراط
zombiism
اعتقاد به حلول و تجدید حیات جسمانی مرده
materialism
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
subjective
فلسفه مبتنی بر اعتقاد به اصالت ادراکات ذهنی ومحدودیت اگاهی انسان صرفا" به همین ادراکات درون گرایی
phenomen
اصالت عرض اصالت عارضه
biogenesis
تکامل حیات پیدایش حیات
animism
اعتقاد باینکه ارواح مجرد وجود دارند اعتقاد بعالم روح و تجسم ارواح مردگان
gentility
اصالت
ism
اصالت .
originality
اصالت
genuineness
اصالت
gentrice
اصالت
genteelness
اصالت
ism
اصالت
principle of permissibility
اصالت الجواز
primordiality
اصالت اصلیت
nobility
اصالت خانوادگی
trinitarianism
اصالت تثلیت
principle of validity
اصالت الصحه
textualism
اصالت متن یا نص
empiricism
اصالت تجربه
realities
اصالت وجود
ingenuousness
اصالت نجابت
reality
اصالت وجود
genuineness
اصلیت اصالت
materialism
اصالت ماده
individualism
مکتب اصالت فرد
institutionalism
مکتب اصالت نهاد
particianship
نجیب زادگی اصالت
humanism
مکتب اصالت انسان
pragmatism
فلسفه اصالت عمل
rationalistic
معتقد به اصالت عقل
sophisticate
از اصالت وسادگی انداختن
materialist
معتقد به اصالت ماده
materialists
معتقد به اصالت ماده
rationalism
فلسفه اصالت عقل
revivalism
اصالت احیا مذهب
monetarism
مکتب اصالت پول
individualism
فلسفه اصالت فرد
gentry
مردمان محترم و با تربیت اصالت
legalism
عقیده به اصالت و الویت قانون
realism
مشرب اصالت واقعیت یا حقیقت
divan
حیات
alkahest
اب حیات
intravitam
در طی حیات
life
حیات
intravital
در طی حیات
subsistence
حیات
diwan
حیات
vita
حیات
brio
حیات
lives
حیات
idealism
خیال پرستی مسلک اصالت تصور
naturalism
فلسفه یا مذهب طبیعی اصالت طبیعت
subjectivism
اصالت ذهن وحس فردیت تفکر
life force
نشاط حیات
revitalization
تجدید حیات
rebirth
تجدید حیات
aboveground
در قید حیات
resurgence
تجدید حیات
base-court
حیات بیرونی
life test
ازمون حیات
life giving
حیات بخش
vivification
حیات بخشی
enlivens
حیات بخشیدن
vitalism
حیات گرایی
vital energy
قوه حیات
vitalization
حیات بخشی
vivific
دارای حیات
vivific
حیات بخش
staff of life
مایه حیات
alive
در قید حیات
vivifier
حیات بخش
resuscitative
حیات بخش
renascence
تجدید حیات
wildlife
حیات وحش
enlivening
حیات بخشیدن
enliven
حیات بخشیدن
enlivened
حیات بخشیدن
bibliotics
بررسی دست نوشته برای تعیین اصالت ان
reanimate
حیات تازه بخشیدن
biocid
زیست کش مانع حیات
endemic wildlife
حیات وحش بومی
biotic
مربوط به حیات وزندگی
encourage
حیات تازه بخشیدن
hearten
حیات تازه بخشیدن
unregenerated
دوباره حیات نیافته
unregenerate
دوباره حیات نیافته
renascent
تجدید حیات کننده
reanimate
حیات تازه بخشیدن
To be in the land of the living .
درقید حیات بودن
wildlife management
مدیریت حیات وحش
countenance
[encourage]
حیات تازه بخشیدن
elate
حیات تازه بخشیدن
embolden
حیات تازه بخشیدن
viability
امکان ادامه حیات
natural philosopher
فیزیک خوان کسیکه که عقیده به اصالت طبیعت دارد
biocid
قاطع حیات کشنده حشرات
refuge
اواره گاه حیات وحش
revivification
تجدید حیات رونق تازه
antibiotic
جلوگیری کننده ازصدمه به حیات
refuges
اواره گاه حیات وحش
To the end of time.
حیات ابد (زندگی جاویدان )
antibiotics
جلوگیری کننده ازصدمه به حیات
reviver
تجدید حیات کننده بهوش اورنده
refocillate
تجدید حیات کردن بخود اوردن
biologic
وابسته بعلم حیات یا زندگی شناسی
objectivism
روش فکری که مبتنی بر اصالت حقایقی است که به وسیله درک حسی استنباط میشود
metabolism
تحولات بدن موجود زنده برای حفظ حیات
metabolisms
تحولات بدن موجود زنده برای حفظ حیات
biologism
اشتغال بمطالعه حیات وتجزیه وتحلیل موجودات زنده
bioastronautics
مطالعه اثرات مسافرتهای فضایی در اشکال مختلف حیات
unbelieving
بی اعتقاد
belief
اعتقاد
faiths
اعتقاد
confidence
اعتقاد
confidences
اعتقاد
faith
اعتقاد
misbeliever
بی اعتقاد
believing
با اعتقاد
credence
اعتقاد
advancement
سهم الارثی که در زمان حیات پدر به فرزندان می دهند پیش قسط
relativism
اعتقاد به نسبیت
misbelieve
بی اعتقاد شدن
misbelief
اعتقاد خطا
fatalism
اعتقاد به سرنوشت
trinitarianism
اعتقاد به تثلیت
trusted
اعتقاد اعتبار
trusts
اعتقاد اعتبار
credit
اعتقاد کردن
credited
اعتقاد کردن
crediting
اعتقاد کردن
credits
اعتقاد کردن
conviction
اعتقاد راسخ
convictions
اعتقاد راسخ
fetishism
اعتقاد به طلسم
determinism
اعتقاد به جبر
trust
اعتقاد اعتبار
anomy
اعتقاد به بی نظمی
evolutionism
اعتقاد به تکامل
anomie
اعتقاد به بی نظمی
ism
اعتقاد رویه
demonism
اعتقاد بدیو
fairyism
اعتقاد به جن و پری
theism
اعتقاد بخدا
credibly
از روی اعتقاد
creationism
اعتقاد به افرینش
cloaca theory
اعتقاد به مقعدزایی
hylicism
اعتقاد به مادیات
historical determinism
اعتقاد به جبر تاریخ
article of faith
اعتقاد و عقیده باطنی
theodicy
اعتقاد بعدالت خدایی
unbeliever
بی اعتقاد دیر باور
unbelievers
بی اعتقاد دیر باور
vampirism
اعتقاد بوجود vampire
unbelievin
بی اعتقاد دیر باور
to believe in ghosts
اعتقاد داشتن به ارواح
to give credence to something
به چیزی اعتقاد کردن
to put
[place]
credence in something
به چیزی اعتقاد کردن
denominationalism
اعتقاد به تفکیک و تقسیم
to believe in something
به چیزی اعتقاد داشتن
immortalism
اعتقاد به ماندگاری روح
monism
اعتقاد وحدت خدا
monotheism
اعتقاد به خدای واحد
factionalism
اعتقاد به سیستم حزبی
misbelieve
اعتقاد خطا پیداکردن
spiritualism
اعتقاد به احضار ارواح
nicene creed
اعتقاد نامه نیسن
abio
کلمه ایست که بصورت پیشوندبکار رفته و بمعنی بدون زندگی و عاری از حیات است
immaterialism
عدم اعتقاد به ماده تجرد
disbelieves
اعتقاد نکردن دروغ پنداشتن
disbelieving
اعتقاد نکردن دروغ پنداشتن
triune
اعتقاد بوجود سه شخصیت در خدا
syncretism
اعتقاد به توحید عقاید همتایی
disbelieved
اعتقاد نکردن دروغ پنداشتن
adventism
اعتقاد بدوباره امدن مسیح
disbelieve
اعتقاد نکردن دروغ پنداشتن
casualism
اعتقاد به شانس و تصادف تصادفا"
salvationism
اعتقاد بلزوم رستگاری از گناه
idealistically
از روی اعتقاد به تصور وخیال
guild socialism
اعتقاد به انحصار صنایع ازطرف دولت
utilitarianism
کاربرد گرایی اعتقاد باینکه نیکی
activism
اعتقاد بلزوم عملیات حاد وشدید
liberalism
اعتقاد به ازادی ازلی و ابدی انسان
hylotheism
اعتقاد به یکی بودن خدا و ماده
born-again
دارای اعتقاد بازیافته نسبت به چیزی
traditionalism
سنت پرستی اعتقاد برسوم باستانی
factionalism
اعتقاد به لزوم وجود احزاب سیاسی
sabbatarianism
اعتقاد به تعطیل کار و عبادت دریکشنبه ها
infallibilism
اعتقاد باین اصل که پاپ خطانمیکند
ceremonialism
اعتقاد به لزوم رعایت کامل تشریفات
chiliasm
اعتقاد به فهور مجدد هزارساله مسیح
millenarianism
اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسیح
unitarianism
وحدت گرایی اعتقاد بوحدت وجود
finality
اعتقاد بعلت نهایی در گیتی قطعیت
tritheism
سه خدایی اعتقاد باقانیم ثلاثه مسیحیت
deistical
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
anthropopathism
اعتقاد به وجود روح انسانی در اشیاء و موجودات
deistic
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
arianism
اعتقاد باینکه عیسی باهمه پاکی و تقدس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com