Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (5 milliseconds)
English
Persian
land grant
اعطای اراضی
Search result with all words
subinfeudate
اعطای اراضی تیول از طرف امیری به امیردیگری برای بیعت با او
Other Matches
investiture
اعطای نشان
enfranchisement
اعطای حقوق
naturalization
اعطای تابعیت
investitures
اعطای نشان
investiture with an office
اعطای منصب
investiture of a robe
اعطای خلعت
certificate for decoration
مدرک اعطای نشان
loan on deposit
اعطای وام به وثیقه سپرده
immortalization
اعطای نام یا شهرت جاودانی
constructive credit
اعطای پایان نامه افتخاری به کسی
accolade
سختی مراسم اعطای منصب شوالیه یا سلحشوری و یاشهسواری
accolades
سختی مراسم اعطای منصب شوالیه یا سلحشوری و یاشهسواری
systems
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
seisin
مالکیت اراضی
tidal flats
اراضی جزرومدی
vesture
تصرف اراضی
cultivated land
اراضی محیات
land development
احیای اراضی
land distribution
توزیع اراضی
waste lands
اراضی موات
waste land
اراضی موات
occupied territories
اراضی اشغالی
occupied territory
اراضی اشغالی
utilized lands
اراضی دایر
unutilized land
اراضی موات
quiet enjoyment
حق انتفاع اراضی
conservation of land
حفظ اراضی
accumulative area
اراضی سوارشونده
innings
اراضی مستحدثه
uti possidetis
تملک اراضی اشغالی
reclaim
احیاء اراضی موات
uti possidetis
تملک اراضی مفتوحه
redemption
پرداخت مالیات اراضی
reclaiming
احیاء اراضی موات
reclaims
احیاء اراضی موات
reclaimed
احیاء اراضی موات
cultivation of waste land
احیا اراضی موات
escheat
اراضی بلا وارث
terre tenant
متصرف یا ساکن بالفعل اراضی
vender's lien
حق حبس بایع در معامله اراضی
polder
اراضی پست کنار دریا
planning permission
اجازه عمران و ابادی اراضی
land office
اداره املاک وثبت اراضی
cession of territory
واگذار کردن اراضی مملکت
He has laid hands on these lands.
دست انداخته روی این اراضی
cadastre
دفترممیزی وتقویم وثبت اراضی واملاک
land poor
دارای اراضی بی حاصل وکم فایده
beachhead
پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
beachheads
پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
cadastral
مربوط به ممیزی عواید و ثبت اراضی واملاک
backwoods
اراضی جنگلی دوراز شهر جنگلهای دورافتاده
safety
اعطای دو امتیاز به تیم مدافع به خاطر عقب نشینی عمدی تیم مهاجم
agrarianism
تساوی در پخش زمین طرفداری از تقسیم اراضی بتساوی بین مردم
fee tail
تقسیم تناصفی اراضی از طرف مالک ملک موقوف یا حبس شده
arrentation
پروانه یا جواز بهره برداری ار اراضی جنگلی در ازای پرداخت اجاره سالانه معین
naturalizing
اعطای تابعیت قبول تابعیت کردن
naturalising
اعطای تابعیت قبول تابعیت کردن
naturalize
اعطای تابعیت قبول تابعیت کردن
naturalises
اعطای تابعیت قبول تابعیت کردن
naturalizes
اعطای تابعیت قبول تابعیت کردن
expandsionism
اعتقاد به لزوم بسط اراضی کشور از طریق اعمال قدرت نظامی یااقتصادی یا هر وسیله دیگر
waste of manor
اراضی کشت نشده اطراف ملک مورد اجاره یا تصرف که مستاجرین و متصرفین در ان حق علف چر دارند
leases
در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
lease
در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
occupation franchise
حق رای در انتخابات درصورتی که مستلزم درتصرف داشتن مقداربخصوصی از اراضی در حوزه محل رای گیری باشد
fee tail
تقسیم مالکیت اراضی بین مالک و دیگری به نحوی که نصف ان برای خود مالک ونیم دیگر به منتقل الیه
root of title
منشاء سمت در CL فروشنده اراضی بایدترتیب ایادی را ضمن 03سال گذشته در موقع معامله روشن و منشاء سمت مالکیت خود را مشخص کند
irredentism
نهضت استرداد منظور جنبشی است که هدف ان پیوستن قسمتی از اراضی مجاور یک کشورکه اهالی ان به زبان اهالی کشور منشاء نهضت صحبت می کنند به این مملکت باشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com