Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
English
Persian
To bring pressure to bear . To exert pressure .
اعمال فشار کردن
Other Matches
squeeze
[آبگیری از فرش با اعمال فشار]
piezoelectric
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
impressure
اعمال نیرو بر روی چیزی فشار و زور درامری
head pessure
فشار اعمال شده توسط یک سیال به سبب ارتفاع ستون ان
pushed
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
push
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
pushes
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
agent
مجموعهای از دستورات یا اعمال که خودکار روی یک داده یا فایل مشخص اعمال می شوند
agents
مجموعهای از دستورات یا اعمال که خودکار روی یک داده یا فایل مشخص اعمال می شوند
contructive larcency
مقصودسرقتی است که از مجموعه اعمال یک عده یا یک فرد ناشی شود در حالتی که این اعمال به تنهایی فاقد هر نوع وصف جنایی باشد
brain washing
مغزشویی روشی که به وسیله ان و ازطریق اعمال تدابیر و اعمال مختلف افکار و اعتقادات فردرا زایل و اعتقادات دیگری راجایگزین ان می کنند
exerts
اعمال کردن
exerted
اعمال کردن
exerting
اعمال کردن
applies
اعمال کردن
apply
اعمال کردن
applying
اعمال کردن
exert
اعمال کردن
to lay violent handsonany one
اعمال زورنسبت بکسی کردن دست زوربرکسی دراز کردن
impose
تحمیل کردن اعمال نفوذ یا سوء استفاده کردن
imposes
تحمیل کردن اعمال نفوذ یا سوء استفاده کردن
To use force(violence)
اعمال زور کردن
showing partial views
اعمال نظر کردن
use one's influence
اعمال نفوذ کردن
to use one's influence upon
اعمال نفوذ کردن بر
put on
اعمال کردن بکار گماردن
powers
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
powered
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
power
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
powering
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
erasable
قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
backout
ذخیره کردن فایل در محل اصلی پیش از اعمال هر گونه تغییر
recompile
کامپایل کردن برنامه اصلی مجددا پس از اعمال تغییرات یا رفع خطا
clear one's ears
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
cabin pressure
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
maintenance
جلوگیری ازاستهلاک یا کند کردن استهلاک ماشینها و وسایل صنعتی ازطریق اعمال طرق فنی
pitot static system
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
forces
قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
force
قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
forcing
قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
cabin pressurization safety valve
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
دارای فشار یکسان خط هم فشار
spew
با فشار خارج کردن
spewed
با فشار خارج کردن
spewing
با فشار خارج کردن
spews
با فشار خارج کردن
take a strain
وارد کردن فشار به طناب
diffusion
کم کردن از قدرت تخلیه فشار
hydromatic
کار کردن با فشار روغن هیدروماتیک
ingrate
تعدی کردن فشار وارد اوردن بر
kill spring
فرود با کاستن فشار بلندشدن و خم کردن زانو
To try to strangle someone .
گلوی کسی را فشار دادن ( بقصد خفه کردن )
low head plant
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
poke check
فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
thrust
فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
boost pressure
فشار گاز بالاتراز اتمسفر که از سوپرشارژ کردن موتورناشی میشود
thrusts
فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
thrusting
فشار دادن به اسکیت برای سرخوردن راست کردن بازو
superinduce
تخحت فشار قرار گرفتن کشیدن یا گذاشتن یا جا دادن تجدید فراش کردن
energy absorber
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
application
اعمال
exercised
اعمال
exertion
اعمال
undertakings
اعمال
exercise
اعمال
acts
اعمال
exertions
اعمال
doings
اعمال
applications
اعمال
exercises
اعمال
exercising
اعمال
exercising a right
اعمال حق
impluse level
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
c clamp
گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
preventative actions
اعمال بازدارنده
exertion
اعمال زور
exertions
اعمال زور
impressment
اعمال زور
labourhardl
اعمال شاقه
imposes
اعمال نفوذکردن
strong-arm
اعمال زورکردن
galleys
اعمال شاقه
impose
اعمال نفوذکردن
willable
قابل اعمال
strong arm
اعمال زورکردن
applicative
اعمال کردنی
hard labor
اعمال شاقه
workable
قابل اعمال
showing partial views
اعمال نظر
applicator
اعمال کننده
hard labour
اعمال شاقه
exercising force
اعمال زور
to have the pull of
اعمال نفوذکردن بر
takeovers
اعمال کنترل
lobbying
اعمال نفوذ
takeover
اعمال کنترل
the galleys
اعمال شاقه
applicatory
اعمال شدنی
applier
اعمال کننده
peonage
اعمال شاقه
unfair trade practice
اعمال تجاری نادرست
house keeping operation
اعمال خانه داری
non serverign acts
اعمال تصدی دولت
undue influence
اعمال نفوذ ناروا
embraceor
اعمال نفوذ کننده
imprisonment with hard labour
حبس با اعمال شاقه
penal servitude
حبس با اعمال شاقه
copy protection
جلوگیری از اعمال کپی
alteration
تغییر اعمال شده
governance
اعمال قوه اختیارداری
pitot pressure
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
imposed deformation
تغییر شکل اعمال شده
jar
اعمال شوک شدید به یک وسیله
confidential
است نه اعمال تصدی موجودباشد
jars
اعمال شوک شدید به یک وسیله
jarred
اعمال شوک شدید به یک وسیله
interventions
عمل اعمال تغییر در سیستم
applied magnetic field
میدان مغناطیسی اعمال شده
intervention
عمل اعمال تغییر در سیستم
capitalization
اعمال سیستم سرمایه داری
encodes
اعمال قوانین کد به برنامه یا داده
embracer
کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
encode
اعمال قوانین کد به برنامه یا داده
modification
تغییر اعمال شده به چیزی
powered
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
action
شی که کاربر باید به آن عمل را اعمال کند
actions
شی که کاربر باید به آن عمل را اعمال کند
powers
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
powering
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
embracery
اعمال نفوذاز راه رشوه یا تهدیدوغیره
technologies
اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
pulsed
اعمال ولتاژ با دوره کوتاه به یک مدار
track records
آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
technology
اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
track record
آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
procrustean
بوسیله اعمال زورکاری از پیش برنده
power
اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
the exercised thier veto
انها حق وتوی خود را اعمال کردند
pulse
اعمال ولتاژ با دوره کوتاه به یک مدار
arguments
متغیری که یک عملگر یا تابع روی آن اعمال میشود
argument
متغیری که یک عملگر یا تابع روی آن اعمال میشود
dynamic
تغییراتی که هنگام اجرای برنامه اعمال میشود
dynamically
تغییراتی که هنگام اجرای برنامه اعمال میشود
embraceor
متهم به اعمال نفوذ درهیئت منصفه یا دادگاه
arithmetic
تابع ریاضی اعمال شده روی داده
embracery
جرم اعمال نفوذ در هیئت منصفه یا دادگاه
low voltage distribution system
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
knowledge
دستورات و دانش خبره را در یک فیلد مشخص اعمال میکند
interactive
پردازش آن و اعمال عکس العمل بلاد رنگ روی آن
take over bid
پیشنهاد خرید سهام یک شرکت برای اعمال کنترل
hash
عدد ایجاد شده پس از اعمال کلید در تابع hash
correctional custudy
روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
non procedural language
بلکه یک مجموعه قواعدی وضع میکند که اعمال می شوند
phosphor
مادهای که در اثر اعمال انرژی نور تولید میکند
omnia pressumuntur solemniter
اصل بر صحیح انجام شدن همه اعمال است
equitable mortgage
از اعمال طرفین یک عمل یا تاسیس حقوقی ناشی میشود
syntax
قوانین گرامری اعمال شده به یک زبان برنامه نویسی
stables
وضعیت حافظه وقتی هیچ سیگنال خارجی اعمال نشود
case law
رویهای که قاضی CL در موضوع خاصی اعمال میکند و از ان به بعدسابقه میشود
stochastic model
نمایش ریاضی سیستم که حاوی اثرات اعمال تصادفی است
diode
دیور نیمه هادی که در صورت اعمال جریان نور منتشرمیکند
condition
وضعیتی که پس از اعمال چندین خطا روی داده انجام میشود
transformational rules
مجموعه قوانین اعمال شده به داده که باید به صورت کد در بیایند
stable
وضعیت حافظه وقتی هیچ سیگنال خارجی اعمال نشود
crunches
بیان فرفیت کامپیوتر برای پردازش اعداد و انجام اعمال ریاضی
light
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
lightest
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
open
کد تابع که وقتی دستور فراخوان اعمال شد در حافظه کپی شده است
jumper
مدار یا وسیلهای که وضعیتهای آن با اعمال اتصالات مختلف قابل انتخاب است
design maximum weight
حداکثر وزن محاسبه شدهای برای اعمال تنش به ساختمان هواپیما
crunch
بیان فرفیت کامپیوتر برای پردازش اعداد و انجام اعمال ریاضی
crystals
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
input
سیگنالهای الکتریکی که به مدارهای مربوطه اعمال می شوند تا عملیات را انجام دهند
led
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند
opens
کد تابع که وقتی دستور فراخوان اعمال شد در حافظه کپی شده است
crunched
بیان فرفیت کامپیوتر برای پردازش اعداد و انجام اعمال ریاضی
lighted
دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
crystal
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
inputted
سیگنالهای الکتریکی که به مدارهای مربوطه اعمال می شوند تا عملیات را انجام دهند
jumpers
مدار یا وسیلهای که وضعیتهای آن با اعمال اتصالات مختلف قابل انتخاب است
opened
کد تابع که وقتی دستور فراخوان اعمال شد در حافظه کپی شده است
power
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
parliamentarism
سیستمی که در ان قوه مجریه درمقابل پارلمان جوابگو ومسئول اعمال خود باشد
powers
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
powering
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
condominiums
اعمال حاکمیت مشترک دو یا چند کشور بریک سرزمین را به نحو اشاعه گویند
powered
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
condominium
اعمال حاکمیت مشترک دو یا چند کشور بریک سرزمین را به نحو اشاعه گویند
texel
مجموعه پیکسل ها که به عنوان واحد مجزا هنگام اعمال یک تط بیق روی شی به کار می روند
bad break
مشکلی که گاهی در نرم افزار کلمه پرداز با اعمال خودکار فاصله ایجاد میشود
quiescent
وضعیت فرآیند یا مدار یا وسیله وقتی که هیچ سیگنال ورودی اعمال نشده باشد
corporate model
نمایش یا شبیه سازی ریاضی اعمال حسابداری و خطوط راهنمای سیاست مالی یک شرکت
expandsionism
اعتقاد به لزوم بسط اراضی کشور از طریق اعمال قدرت نظامی یااقتصادی یا هر وسیله دیگر
recitals
قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com