Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 233 (13 milliseconds)
English
Persian
start of taxt
اغاز متن
Search result with all words
score
فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
scored
فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
scores
فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
overrun
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrunning
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overruns
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
check-points
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
checkpoint
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
checkpoints
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
strike
فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
strikes
فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
launch
اغاز کردن
launched
اغاز کردن
launches
اغاز کردن
launching
اغاز کردن
prime
درجه یک اغاز
primed
درجه یک اغاز
primes
درجه یک اغاز
approach
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
approached
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
approaches
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
layout
وضع بدن بین اغاز پرش ارتفاع و فرود وارو باز
layouts
وضع بدن بین اغاز پرش ارتفاع و فرود وارو باز
wire
خط اغاز یا پایان مسابقه
wires
خط اغاز یا پایان مسابقه
birth
اغاز زاد
birth
اغاز کردن
births
اغاز زاد
births
اغاز کردن
alliteration
اغاز چند کلمه پیاپی با یک حرف متشابه الصورت
jump start
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-start
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-started
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starting
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starts
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
bullied
درگیری بر سر تصاحب توپ اغاز استفاده از گوی بین دوحریف
bullies
درگیری بر سر تصاحب توپ اغاز استفاده از گوی بین دوحریف
bully
درگیری بر سر تصاحب توپ اغاز استفاده از گوی بین دوحریف
bullying
درگیری بر سر تصاحب توپ اغاز استفاده از گوی بین دوحریف
decadence
فساد اغاز ویرانی
overture
اغاز عمل پیش در امد
overtures
اغاز عمل پیش در امد
authorship
اغاز
instep
اغاز
insteps
اغاز
kick-off
اغاز
kick-offs
اغاز
formation
برنامه سازمان دفاعی یاتهاجمی در اغاز هر مسابقه
getaway
اغاز
getaways
اغاز
mat
زیرپایی یا تشک مخصوصی که بازیگر باگذاشتن پای خودروی ان بازی بولینگ روی چمن را اغاز میکند
mats
زیرپایی یا تشک مخصوصی که بازیگر باگذاشتن پای خودروی ان بازی بولینگ روی چمن را اغاز میکند
initiation
اغاز
entrance
اغاز
entranced
اغاز
entrances
اغاز
entrancing
اغاز
beginning
اغاز
beginnings
اغاز
thru
از اغاز تاانتها
inchoate
اغاز کردن
mark
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
marks
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
stagger
خط اغاز مسیر هر دونده
staggering
خط اغاز مسیر هر دونده
staggers
خط اغاز مسیر هر دونده
strobe
سیگنالی که برای اغاز انتقال داده میان یک دستگاه جانبی وکامپیوتر بکار می رود
initiate
اغاز کردن
initiate
اغاز کردن شروع کردن
initiated
اغاز کردن
initiated
اغاز کردن شروع کردن
initiates
اغاز کردن
initiates
اغاز کردن شروع کردن
initiating
اغاز کردن
initiating
اغاز کردن شروع کردن
originate
اغاز شدن یاکردن
originated
اغاز شدن یاکردن
originates
اغاز شدن یاکردن
originating
اغاز شدن یاکردن
inaugurate
اغاز کردن
inaugurated
اغاز کردن
inaugurates
اغاز کردن
inaugurating
اغاز کردن
debut
اغاز کار
debuts
اغاز کار
dawn
اغاز اغاز شدن
dawned
اغاز اغاز شدن
dawning
اغاز اغاز شدن
dawns
اغاز اغاز شدن
commence
اغاز کردن
commenced
اغاز کردن
commences
اغاز کردن
commencing
اغاز کردن
begin
اغاز کردن
begin
اغاز نهادن شروع کردن
begin
اغاز شدن
begins
اغاز کردن
begins
اغاز نهادن شروع کردن
begins
اغاز شدن
outset
اغاز
Other Matches
face off
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
abinitio
از اغاز
initio
در اغاز
scratch line
خط اغاز
origin
اغاز
onset
اغاز
commencement
اغاز
venue
اغاز
venues
اغاز
inception
اغاز
jump off
اغاز
initation
اغاز
exordium
اغاز
incipience or ency
اغاز
originationu
اغاز
primordium
اغاز
origins
اغاز
inchoation
اغاز
get away
اغاز
terminus a que
اغاز
kick off
اغاز
incept
اغاز کردن
inaugurator
اغاز کننده
revival
اغاز رونق
alpha
اغاز شروع
revivals
اغاز رونق
introductive
اغاز کننده
alphas
اغاز شروع
uppermost
از اغاز از ابتدا
initial point
نقطه اغاز
initial
واقع در اغاز
initialed
واقع در اغاز
initialing
واقع در اغاز
incipit
شروع و اغاز
initialled
واقع در اغاز
initialling
واقع در اغاز
initials
واقع در اغاز
to take to
اغاز نهادن
start of heading
اغاز سرفصل
at first
در اغاز کار
soft start
اغاز نرم
som
اغاز پیام
to push off
اغاز کردن
at the start
در اغاز کار
start of message
اغاز پیام
wire to wire
از اغاز تا فرجام
alpha and omega
اغاز و فرجام
leadoff
اغاز ضربت
lead off
اغاز کردن
takeoff
اغاز پرش
jump off
اغاز حمله
takeoffs
اغاز پرش
nodal point
نقطه اغاز
push off
اغاز کردن
from a to izzard
از اغاز تا انجام
self initiated
خود اغاز
start bit
بیت اغاز
aurora
سرخی شفق اغاز
eras
اغاز تاریخ عصر
corrosive attack
اغاز و توسعه خورندگی
through
از اغاز تا انتها کاملا
christmas tide
هفتهای که اغاز ان 42دسامبراست
grid start
حرکت اتومبیلها با هم در اغاز
prefaces
اغاز پیش گفتار
era
اغاز تاریخ عصر
flagman
پرچم دار خط اغاز
prefacing
اغاز پیش گفتار
exordial
مربوط به اغاز یا مقدمه
eolithic
متعلق به اغاز عصرسنگ
prefaced
اغاز پیش گفتار
preface
اغاز پیش گفتار
guard line
خط اغاز مسابقه شمشیربازی
kick off
ضربه اغاز بازی
multilaunching
اغاز بکار چندتایی
new departure
اغاز رویه تازه
pullulate
اغاز توسعه نهادن
reoccupy
دوباره اغاز کردن
set position
اماده در نقطه اغاز
start bit
ذرهء اغاز نما
to take arms
جنگ اغاز کردن
hajime
اغاز مبارزه کاراته
stages
قراردادن اتومبیل در خط اغاز
stage
قراردادن اتومبیل در خط اغاز
initial boiling point
نقطه اغاز جوشش
upfield
نقطه اغاز بازی
kickoff
ضربه اغاز بازی
jump the gum
خطا در اغاز پرش
pre game drills
تمرینهای قبل از اغاز مسابقه
to pipe up
زدن یا خواندن اغاز کردن
tee off
اغاز کردن محکم زدن
jump spin
چرخش با اغاز پرش بهوا
inchoative
تازه اغاز شده اغازی
repositional
با حروف اضافه اغاز شده
false start
اغاز نادرست خطا در شروع
epoch
اغاز فصل جدید عصر
false starts
اغاز نادرست خطا در شروع
initial
پاراف در اغاز قرار دادن
initialling
پاراف در اغاز قرار دادن
initialled
پاراف در اغاز قرار دادن
initialing
پاراف در اغاز قرار دادن
initialed
پاراف در اغاز قرار دادن
epochs
اغاز فصل جدید عصر
bump start
اغاز مسابقه با هل دادن موتورسیکلت
initials
پاراف در اغاز قرار دادن
barrier
نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
endpaper
صفحه سفید اغاز وپایان کتاب
unilinear
دارای تغییرات مسلسل از اغاز تا پایان
an inceptive verb
فعلی که دلالت بر اغاز کاری نماید
an inceptive
فعلی که دلالت بر اغاز کاری نماید
barriers
نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
greenie
ضربه در اغاز هر بخش بارسیدن به هدف
free position
روش اغاز مجدد بازی پس ازخطا
committee boat
قایق داوران در اغاز و پایان مسیر
check point
علامتی نزدیک نقطه اغاز پرش یا پرتاب
tae guk
در تکواندو همه چیزبا ته گوک اغاز میشود
hole in one
گوی ضربه خورده از نقطه اغاز که به سوراخ میافتد
drive the green
با یک ضربه گوی را از نقطه اغاز به چمن نرم رساندن
starting post
تیری که در مسابقه دوجای اغاز و حرکت را نشان میدهد
alliterate
چند کلمهء نزدیک بهم را با یک حرف اغاز کردن
obsecration
دعا یا مناجاتی که با کلمه byیعنی بحف اغاز میگرد د لابه
kyrie
دعای مناجاتی که با کلمات >ای خداوند بر مارحم فرما<اغاز میشود
perfect participle
وجه وصفی معلوم که برای ساختن ماضی نقلی اغاز گردد
drivers
چوب شماره یک برای استفاده در اغاز هر بخش گلف راننده لوژ
heavy and light system
روش کاستن وزن با اغاز باوزنه سنگین و ادامه با وزنههای سبکتر
driver
چوب شماره یک برای استفاده در اغاز هر بخش گلف راننده لوژ
yule log
کنده بزرگی که شب میلادبمناسبت اغاز مراسم عید دربخاری منزل گذارند
target captain
عضو تیم چهارنفره تیراندازی با تیر و کمان که ضمنا"دستور اغاز و پایان را میدهد
check mark
علامتی در نزدیکی خط اغاز علامتی نزدیک نقطه اغازپرش یا پرتاب
takeoff fan
نیمدایره جلو میله پرش ارتفاع برای اغاز پرش
stx
شروع متن اغاز متن
asynchronous computer
نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام
continental shelf
مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com