Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
corrosive attack
اغاز و توسعه خورندگی
Other Matches
pullulate
اغاز توسعه نهادن
corrosion
خورندگی
offensiveness
بر خورندگی
corrosiveness
خورندگی
corrosive action
اثر خورندگی
enhance
در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhanced
در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
development
رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
enhancing
در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhances
در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
developments
رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
characteristics of underdeveloping
مشخصات کشورهای در حال توسعه ویژگیهای توسعه نیافتگی
international development association
مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
face off
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
dawned
اغاز اغاز شدن
dawning
اغاز اغاز شدن
dawns
اغاز اغاز شدن
dawn
اغاز اغاز شدن
outreach
توسعه یافتن توسعه
entranced
اغاز
primordium
اغاز
authorship
اغاز
abinitio
از اغاز
onset
اغاز
venues
اغاز
venue
اغاز
entrancing
اغاز
commencement
اغاز
entrance
اغاز
inchoation
اغاز
scratch line
خط اغاز
initio
در اغاز
originationu
اغاز
jump off
اغاز
get away
اغاز
exordium
اغاز
kick off
اغاز
initation
اغاز
insteps
اغاز
kick-offs
اغاز
kick-off
اغاز
instep
اغاز
getaway
اغاز
getaways
اغاز
incipience or ency
اغاز
beginning
اغاز
beginnings
اغاز
initiation
اغاز
outset
اغاز
origins
اغاز
origin
اغاز
inception
اغاز
terminus a que
اغاز
entrances
اغاز
debuts
اغاز کار
debut
اغاز کار
initialled
واقع در اغاز
initial point
نقطه اغاز
initialling
واقع در اغاز
from a to izzard
از اغاز تا انجام
initialing
واقع در اغاز
initialed
واقع در اغاز
inaugurator
اغاز کننده
begin
اغاز کردن
begin
اغاز شدن
begins
اغاز کردن
commencing
اغاز کردن
commences
اغاز کردن
commenced
اغاز کردن
commence
اغاز کردن
begins
اغاز شدن
initial
واقع در اغاز
inaugurating
اغاز کردن
inaugurates
اغاز کردن
initiates
اغاز کردن
takeoffs
اغاز پرش
takeoff
اغاز پرش
initiated
اغاز کردن
revival
اغاز رونق
initiate
اغاز کردن
revivals
اغاز رونق
inchoate
اغاز کردن
initiating
اغاز کردن
alpha and omega
اغاز و فرجام
inaugurated
اغاز کردن
inaugurate
اغاز کردن
initials
واقع در اغاز
at the start
در اغاز کار
uppermost
از اغاز از ابتدا
at first
در اغاز کار
alpha
اغاز شروع
alphas
اغاز شروع
thru
از اغاز تاانتها
self initiated
خود اغاز
lead off
اغاز کردن
launched
اغاز کردن
leadoff
اغاز ضربت
launches
اغاز کردن
launching
اغاز کردن
primed
درجه یک اغاز
nodal point
نقطه اغاز
primes
درجه یک اغاز
push off
اغاز کردن
start bit
بیت اغاز
som
اغاز پیام
births
اغاز کردن
births
اغاز زاد
birth
اغاز کردن
birth
اغاز زاد
soft start
اغاز نرم
prime
درجه یک اغاز
launch
اغاز کردن
introductive
اغاز کننده
to push off
اغاز کردن
start of taxt
اغاز متن
start of message
اغاز پیام
jump off
اغاز حمله
incipit
شروع و اغاز
start of heading
اغاز سرفصل
to take to
اغاز نهادن
wire to wire
از اغاز تا فرجام
incept
اغاز کردن
to take arms
جنگ اغاز کردن
stagger
خط اغاز مسیر هر دونده
stage
قراردادن اتومبیل در خط اغاز
start bit
ذرهء اغاز نما
set position
اماده در نقطه اغاز
upfield
نقطه اغاز بازی
stages
قراردادن اتومبیل در خط اغاز
staggering
خط اغاز مسیر هر دونده
prefaced
اغاز پیش گفتار
originates
اغاز شدن یاکردن
originated
اغاز شدن یاکردن
originate
اغاز شدن یاکردن
prefaces
اغاز پیش گفتار
through
از اغاز تا انتها کاملا
prefacing
اغاز پیش گفتار
preface
اغاز پیش گفتار
eras
اغاز تاریخ عصر
era
اغاز تاریخ عصر
staggers
خط اغاز مسیر هر دونده
wire
خط اغاز یا پایان مسابقه
kickoff
ضربه اغاز بازی
hajime
اغاز مبارزه کاراته
guard line
خط اغاز مسابقه شمشیربازی
multilaunching
اغاز بکار چندتایی
eolithic
متعلق به اغاز عصرسنگ
grid start
حرکت اتومبیلها با هم در اغاز
aurora
سرخی شفق اغاز
kick off
ضربه اغاز بازی
christmas tide
هفتهای که اغاز ان 42دسامبراست
exordial
مربوط به اغاز یا مقدمه
jump the gum
خطا در اغاز پرش
new departure
اغاز رویه تازه
flagman
پرچم دار خط اغاز
originating
اغاز شدن یاکردن
wires
خط اغاز یا پایان مسابقه
decadence
فساد اغاز ویرانی
reoccupy
دوباره اغاز کردن
initial boiling point
نقطه اغاز جوشش
begins
اغاز نهادن شروع کردن
overtures
اغاز عمل پیش در امد
initials
پاراف در اغاز قرار دادن
tee off
اغاز کردن محکم زدن
false starts
اغاز نادرست خطا در شروع
inchoative
تازه اغاز شده اغازی
to pipe up
زدن یا خواندن اغاز کردن
overture
اغاز عمل پیش در امد
score
فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
bump start
اغاز مسابقه با هل دادن موتورسیکلت
repositional
با حروف اضافه اغاز شده
scored
فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
initial
پاراف در اغاز قرار دادن
initialed
پاراف در اغاز قرار دادن
initialing
پاراف در اغاز قرار دادن
false start
اغاز نادرست خطا در شروع
begin
اغاز نهادن شروع کردن
epochs
اغاز فصل جدید عصر
epoch
اغاز فصل جدید عصر
scores
فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
initialling
پاراف در اغاز قرار دادن
jump spin
چرخش با اغاز پرش بهوا
initialled
پاراف در اغاز قرار دادن
pre game drills
تمرینهای قبل از اغاز مسابقه
unilinear
دارای تغییرات مسلسل از اغاز تا پایان
an inceptive
فعلی که دلالت بر اغاز کاری نماید
barriers
نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
approached
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
an inceptive verb
فعلی که دلالت بر اغاز کاری نماید
approach
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
barrier
نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
endpaper
صفحه سفید اغاز وپایان کتاب
committee boat
قایق داوران در اغاز و پایان مسیر
free position
روش اغاز مجدد بازی پس ازخطا
greenie
ضربه در اغاز هر بخش بارسیدن به هدف
approaches
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
enlargement
توسعه
upgrowth
توسعه
promotion
توسعه
delelopment
توسعه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com