Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
perturation
اغتشاش انحراف مدار
Other Matches
deviations
انحراف مغناطیسی یا انحراف محور قطب نما انحراف ازمسیر
deviation
انحراف مغناطیسی یا انحراف محور قطب نما انحراف ازمسیر
drift
انحراف انحراف گلوله انحراف مسیر سمبه
drifted
انحراف انحراف گلوله انحراف مسیر سمبه
drifting
انحراف انحراف گلوله انحراف مسیر سمبه
drifts
انحراف انحراف گلوله انحراف مسیر سمبه
duplex
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplexes
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
preccession
انحراف محور ژیروسکوپ انحراف ژیروسکوپی
yawed
انحراف کشتی از مسیر خود انحراف
yaw
انحراف کشتی از مسیر خود انحراف
yaw
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yawed
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
apparent wander
انحراف سمت ژیروسکوپی انحراف سمت ژیروسکوپ دراثر چرخش زمین
pad
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
composite circuit
مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
anti balance tab
بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
switching
مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
inferior planet
سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
pinned
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pin
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
distortions
اغتشاش
distortion
اغتشاش
disturber
اغتشاش کن
riot
اغتشاش
garboil
اغتشاش
confusion
اغتشاش
disarray
اغتشاش
bouleversement
اغتشاش
turbalence
اغتشاش
turbulence
اغتشاش
bewilderment
اغتشاش
rioted
اغتشاش
rioting
اغتشاش
riots
اغتشاش
rummage
اغتشاش اشفتگی
humming noise
اغتشاش صوتی
rummages
اغتشاش اشفتگی
rummaging
اغتشاش اشفتگی
harmonic distortion
اغتشاش هارمونیک
frequency distortion
اغتشاش بسامدی
trapezium distortion
اغتشاش ذوزنقهای
turbulence
اشفتگی اغتشاش
topsy turvydom
اغتشاش اشفتگی
to raise hell
اغتشاش کردن
distortion of field
اغتشاش میدان
anarchy
بی نظمی اغتشاش
thermal agitation
اغتشاش گرمایی
spot distortion
اغتشاش نقطه
turbulency
اشفتگی اغتشاش
rummaged
اغتشاش اشفتگی
hums
اغتشاش صوتی
sedition
شورش اغتشاش
commotion
جنبش اغتشاش
confusional
اغتشاش امیز
armature interference
اغتشاش ارمیچر
inductive disturbance
اغتشاش القائی
hum
اغتشاش صوتی
magnetic disturbance
اغتشاش مغناطیسی
hummed
اغتشاش صوتی
mask design
اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
singal to noise ratio
نسبت سیگنال به اغتشاش
routs
گروه بی نظمی و اغتشاش
routed
گروه بی نظمی و اغتشاش
jamming
تولیداختلال در دستگاهها اغتشاش
rout
گروه بی نظمی و اغتشاش
babel
سخن پرقیل و قال اغتشاش
riot control
کنترل شورش عملیات ضد اغتشاش
riot gun
تفنگ ضد اغتشاش یا کنترل اغتشاشات
tumult
اغتشاش کردن جنجال راه انداختن
powder train
مدار خرج مدار باروت
firing circuit
مدار چاشنی مدار انفجار
one hook
مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
apparent recession
انحراف سمت فاهری ژیروسکوپ انحراف فاهری محور ژیروسکوپ
apogee
زاویه انحراف ثقل موشک زاویه انحراف مرکز ثقل موشک در روی مسیر
declination constant
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
declinating station
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
falloff
انحراف
metabasis
انحراف
deviancy
انحراف
convergence
انحراف
skew
انحراف
skewing
انحراف
skews
انحراف
obliqueness
انحراف
petty offence
انحراف
diversions
انحراف
distortions
انحراف
distortion
انحراف
variance
انحراف
leeway
انحراف
lapse
انحراف
lapses
انحراف
lapsing
انحراف
digression
انحراف
deviance
انحراف
deflect
انحراف
deflected
انحراف
deflecting
انحراف
deflects
انحراف
inclination
انحراف
agonic
بی انحراف
deflection
انحراف
diversion
انحراف
deflections
انحراف
deviations
انحراف
offsetting
انحراف
offset
انحراف
corruption
انحراف
deviation
انحراف
perversions
انحراف
aberrance
انحراف
perversity
انحراف
perversion
انحراف
slope
انحراف
sloped
انحراف
slopes
انحراف
declination
انحراف
detours
انحراف
detour
انحراف
aberration
انحراف
deflection correction
اختلاف انحراف
deflection error
اشتباه انحراف
diversions
انحراف مسیر
magnetic deflection
انحراف مغناطیسی
deflection mirror
اینه انحراف
deflection pattern
مستطیل انحراف
deviascope
انحراف سنج
deflection shift
تغییرات انحراف
supercompressibility factor
ضریب انحراف
deflexion
انحراف پیچش
aberration
کج راهی انحراف
declinometer
انحراف سنج
magnetic declination
انحراف مغناطیسی
gas deviation factor
ضریب انحراف
compressibility factor
ضریب انحراف
average deviation
انحراف میانگین
maximum deflection
انحراف حداکثر
azimuth deviation
انحراف گرا
deflection angle
زاویه انحراف
maximum deviation
انحراف حداکثر
mean absolute deviation
انحراف میانگین
mean deviation
انحراف میانگین
magnetic variations
انحراف مغناطیسی
diversions
انحراف از جهتی
diversion
انحراف مسیر
mean deviation
انحراف متوسط
diversion
انحراف از جهتی
average deviation
انحراف متوسط
magnetic diviation
انحراف مغناطیسی
magnetic inclination
انحراف مغناطیسی
chromatic aberration
انحراف فامی
deviation factor
ضریب انحراف
drifting
انحراف سمتی
frequency departure
انحراف فرکانس
revulsion
انحراف درد
turn-offs
نقطه انحراف
turn-off
نقطه انحراف
field distortion
انحراف میدان
turn off
نقطه انحراف
fall off
انحراف ازمسیر
grid declination
انحراف شبکه
declination
انحراف مغناطیسی
drifted
انحراف سمتی
drift
انحراف سمتی
drifts
انحراف سمتی
absolute deviation
انحراف مطلق
frequency deviation
انحراف فرکانس
d. of the sun
انحراف خورشید
roll
انحراف به چپ یا راست
rolled
انحراف به چپ یا راست
frequency swing
انحراف فرکانس
deviates
انحراف ورزیدن
sodomy
انحراف جنسی
perturbations
انحراف اختلال
perturbation
انحراف اختلال
deviated
انحراف ورزیدن
deviation score
نمره انحراف
deviating
انحراف ورزیدن
image deflection
انحراف تصویر
rolls
انحراف به چپ یا راست
diversion factor
ضریب انحراف
inclinometer
انحراف سنج
curve of deviation
منحنی انحراف
declination
زاویه انحراف
angle of convergence
زاویه انحراف
deviation table
جدول انحراف
deviate
انحراف ورزیدن
undeviating
بدون انحراف
rhumb line
خط انحراف کشتی
sag correction
تصحیح انحراف
standard deviation
انحراف معیار
sex perversion
انحراف جنسی
sexual aberration
انحراف جنسی
sexual deviation
انحراف جنسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com