English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (5 milliseconds)
English Persian
elusive اغفال کننده
elusory اغفال کننده
Search result with all words
abstractive رباینده اغفال کننده
diversionary landing فرود انحرافی برای اغفال دشمن فرود منحرف کننده
Other Matches
elusion اغفال
delusions اغفال
hallucinations اغفال
deceptions اغفال
delusion اغفال
beguilement اغفال
cozenage اغفال
allusions اغفال
deception اغفال
allusion اغفال
hallucination اغفال
hoodwinked اغفال کردن
hoodwink اغفال کردن
hoodwinks اغفال کردن
hoodwinking اغفال کردن
train فریب اغفال
hallucinations خطای حس اغفال
deluding اغفال کردن
beguiles اغفال کردن
beguiled اغفال کردن
entrapped اغفال کردن
entrap اغفال کردن
entrapping اغفال کردن
entraps اغفال کردن
beguile اغفال کردن
distracts اغفال کردن
distract اغفال کردن
deludes اغفال کردن
trained فریب اغفال
trains فریب اغفال
deceive اغفال کردن
fool اغفال کردن
mislead اغفال کردن
baffle اغفال کردن
bluff اغفال کردن
mystify اغفال کردن
hocus اغفال کردن
practise deceit [British] اغفال کردن
practice deceit [American] اغفال کردن
disillusions وارستگی از اغفال
blind اغفال کردن
blinded اغفال کردن
blinds اغفال کردن
hallucination خطای حس اغفال
entire delusion اغفال صرف
delude اغفال کردن
cozen اغفال کردن
disillusion وارستگی از اغفال
disillusioning وارستگی از اغفال
self deceived اغفال شده
self deceit اغفال نفس
befool اغفال کردن
gimmickry وسایل اغفال یا تقلب
entrap into با اغفال وادار کردن به .....
hocus-pocus حقه بازی و اغفال
deceived گول زدن اغفال کردن
deceives گول زدن اغفال کردن
deceiving گول زدن اغفال کردن
deceive گول زدن اغفال کردن
hoodwinks فریب دادن اغفال کردن
hoodwinking فریب دادن اغفال کردن
hoodwinked فریب دادن اغفال کردن
gimmickry استفاده از وسایل اغفال و کلاهبرداری
hoodwink فریب دادن اغفال کردن
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
filler پر کننده
repudiationist رد کننده
solver حل کننده
prater پچ پچ کننده
prattfall پچ پچ کننده
hopper لی لی کننده
attacking تک کننده
hoppers لی لی کننده
trackers پی کننده
tracker پی کننده
doers کننده
doer کننده
noncommittal رد کننده
skittish رم کننده
solvents اب کننده
bender خم کننده
fillers پر کننده
deletive حک کننده
whisperer پچ پچ کننده
deflective کج کننده
crepitant خش خش کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com