Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English
Persian
incite to murder
اغوا کردن برای قتل عمد
Other Matches
incited
اغوا کردن
inveigles
اغوا کردن
inveigled
اغوا کردن
inveigle
اغوا کردن
tempted
اغوا کردن
incite
اغوا کردن
wile
اغوا کردن
to lead away
اغوا کردن
seducing
اغوا کردن
incites
اغوا کردن
inciting
اغوا کردن
entice
اغوا کردن
tempt
اغوا کردن
seduce
اغوا کردن
seduces
اغوا کردن
tempts
اغوا کردن
inveigling
اغوا کردن
entices
اغوا کردن
enticed
اغوا کردن
seduced
اغوا کردن
crimps
اغوا کردن گول
crimped
اغوا کردن گول
luring
فریفتن اغوا کردن
lured
فریفتن اغوا کردن
crimp
اغوا کردن گول
lure
فریفتن اغوا کردن
lures
فریفتن اغوا کردن
induced
اغوا کردن مجبور شدن
inducing
اغوا کردن مجبور شدن
induces
اغوا کردن مجبور شدن
induce
اغوا کردن مجبور شدن
to instigate something
[negative]
اغوا کردن
[کار بدی]
to instigate something
چیزی را برانگیختن
[اغوا کردن ]
[وادار کردن ]
indexing
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
gudgeon
اغوا
seduction
اغوا
temptation
اغوا
inveglement
اغوا
inveiglement
اغوا
allurement
اغوا
enticement
اغوا
temptations
اغوا
seducement
اغوا
instigation
اغوا
seductive
اغوا کننده
hustlers
اغوا کننده
seductress
زن اغوا کننده
hustler
اغوا کننده
sophistication
اغوا تحریف
inveigler
اغوا کننده
lothario
اغوا کننده
temptable
قابل اغوا
seduction
دعوی فریب و اغوا
seducement
فریب وسیله اغوا
incitation
وادار سازی اغوا
tempting
اغوا کننده هوس انگیز
to scramble for something
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
auto
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
personal
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
intubation
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
autos
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
liberal education
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
diagnostics
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
time
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoing
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
winterize
اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
stripping
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
commandeer
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeers
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavouring
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavourings
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavorings
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavoring
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeered
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
pre engage
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
gas fittings
اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا
line up
<idiom>
سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
overhauls
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
to pine for home
دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
overhaul
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauling
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauled
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
clearance diving
شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
degausser
وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
arm
1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
jig
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
self induced
اغوا شده توسط نفس خود ایجاد شده در خود فرد
put-up
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put up
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
cipher
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
serviced
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
compressive strength
قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
QBE
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
for doing it
برای کردن ان
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
drives
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
enabled
تهیه کردن برای
to mumble
[away]
to oneself
برای خودشان من من کردن
to grub
جستجو کردن
[برای]
enable
تهیه کردن برای
to fit with
اماده کردن برای
in order to prevent
برای جلوگیری کردن
to grub
زیر و رو کردن
[برای]
to grub about
زیر و رو کردن
[برای]
to grub about
جستجو کردن
[برای]
so as to quiet him
برای ارام کردن او
the proper time to do a thing
برای کردن کاری
to prospect
[for]
جستجو کردن
[برای]
enabling
تهیه کردن برای
enables
تهیه کردن برای
prone to do something
آماده کردن برای
in orders to make it easiter
برای اسان تر کردن ان
higgle
برای سودجویی بحث کردن
the right way to do a thing
صحیح برای کردن کاری
gagging
مانع فراهم کردن برای
gags
مانع فراهم کردن برای
to save for retirement
برای بازنشستگی پس انداز کردن
to take pity on any one
برای کسی دلسوزی کردن
gag
مانع فراهم کردن برای
prone to do something
آماده برای کردن کاری
mnemonic
برای بار کردن در ثبات A
gagged
مانع فراهم کردن برای
to butter somebody up
برای کسی چاپلوسی کردن
carry over
<idiom>
برای بعد نگهداری کردن
to go round
برای همه کفایت کردن
to serve the city with water
اب برای شهر تهیه کردن
tenderizing
برای ترد ونازک کردن ان
tenderizes
برای ترد ونازک کردن ان
tenderize
برای ترد ونازک کردن ان
tenderising
برای ترد ونازک کردن ان
tenderises
برای ترد ونازک کردن ان
tenderised
برای ترد ونازک کردن ان
to schmooze somebody
برای کسی تملق کردن
to butter somebody up
برای کسی تملق کردن
to hang on the rear
برای حمله دنبال کردن
to pander to somebody's ego
<idiom>
برای کسی چاپلوسی کردن
to schmooze somebody
برای کسی چاپلوسی کردن
warm up
<idiom>
گرم کردن (برای بازی)
to underspend
[on]
ناکافی خرج کردن
[برای]
bucket step
فیکس کردن پا برای استراحت
bolster plate
صفحه برای مهار کردن
to make room for a person
جا برای کسی باز کردن
tenderized
برای ترد ونازک کردن ان
to offer a reward
[for]
عرضه کردن پاداشی
[برای]
to provide for old age
برای پیری تهیه کردن
forthcomming
اماده برای ارائه کردن
strategies
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
IrDA
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
he has a rage for money
برای گرد کردن پول شهوت
to get somebody paired off with somebody
دو نفر را جفت کردن برای ازدواج
zamboni
دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
to butter somebody up
برای کسی چرب زبانی کردن
potential
توانایی انرژی برای کار کردن
to set up somebody
[for something]
پاپوش درست کردن برای کسی
lay up
<idiom>
ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
to schmooze somebody
برای کسی چرب زبانی کردن
spoon-feed
<idiom>
ساده کردن چیزی برای کسی
to refuse somebody admittance to something
پذیرش کسی را برای چیزی رد کردن
garnishing
رنگ امیزی کردن برای استتار
make a run for it
<idiom>
برای نجات جان فرار کردن
sexualize
جنس برای چیزی تعیین کردن
to call somebody to
[for]
something
از کسی برای چیزی درخواست کردن
make room for someone or something
<idiom>
برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
to pair off
جفت کردن
[برای کاری یا در جشنی]
to fix somebody up with somebody
[American E]
دو نفر را جفت کردن برای ازدواج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com