English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English Persian
inaugurator افتتاح کننده
opener افتتاح کننده
Other Matches
inauguration افتتاح
first nights شب افتتاح
first night شب افتتاح
opening افتتاح گشایش
issue افتتاح کردن
issued افتتاح کردن
issues افتتاح کردن
issuance credit افتتاح اعتبار
issuing of the credit افتتاح اعتبار
issue a credit افتتاح اعتبار
inaugurating افتتاح کردن
inaugurates افتتاح کردن
inaugurated افتتاح کردن
inaugurate افتتاح کردن
reopens افتتاح مجددکردن
reopening افتتاح مجددکردن
reopened افتتاح مجددکردن
reopen افتتاح مجددکردن
openings افتتاح گشایش
auspicate بمبارکی افتتاح کردن
opening of negotiations افتتاح مذاکرات [معاملات]
hansel پیش قسط افتتاح کردن
open افتتاح کردن اشکارکردن بسط دادن
opens افتتاح کردن اشکارکردن بسط دادن
opened افتتاح کردن اشکارکردن بسط دادن
The minister cut the tape to open a new motory( highway , freeway ) . وزیر با قطع نوار سه رنگ بزرگراه جدید را افتتاح کرد
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
ear-splitting کر کننده
filler پر کننده
squelcher له کننده
squasher له کننده
spurner رد کننده
renunciant رد کننده
renunciant کننده
solvent اب کننده
doers کننده
doer کننده
fillet پر کننده
solvents اب کننده
mitigatory کم کننده
mitigative کم کننده
filleted پر کننده
benders خم کننده
crusher له کننده
refutatory رد کننده
refutative رد کننده
deletive حک کننده
commulator یک سو کننده
hopper لی لی کننده
refuser رد کننده
fillers پر کننده
percutient دق کننده
mumbler من من کننده
whisperer پچ پچ کننده
syncopator غش کننده
catterer پچ پچ کننده
swooner غش کننده
surfy کف کننده
crepitant خش خش کننده
hoppers لی لی کننده
fluxing oil اب کننده
attacking تک کننده
abjurer or abjuror کننده
skittish رم کننده
deflective کج کننده
bidders کننده
bender خم کننده
noncommittal رد کننده
rebutter رد کننده
sensor حس کننده
bidder کننده
thinner کم کننده
puffer پف کننده
jaberer پچ پچ کننده
fizzy کف کننده
attenuant اب کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
filleting پر کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
fillets پر کننده
prater پچ پچ کننده
mauler له کننده
trackers پی کننده
solver حل کننده
tracker پی کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com